لزوم راه‌اندازی «باشگاه نقش‌های اجتماعی زنان» در دانشگاه آزاد اسلامی همه ما در برابر «نسل آینده» مسئولیم| لزوم انجام تغییرات کوچک در فرهنگ عمومی پرداخت ۱۱۰۰ میلیارد ریال هزینه درمان زوج‌های نابارور در اصفهان ۶۳ هزار مادر مشمول کارت امید در فروردین ماه ۱۴۰۵ شدند خانه‌داری| چرا کوکوی سیب‌زمینی در هنگام سرخ کردن، از هم پاشیده می‌شود؟ ۲۳ هزار خانواده زن‌سرپرست تحت پوشش حمایتی شهرداری تهران یک بانوی مربی ایرانی در آستانه لژیونر شدن | مسیر پیشرفت و رشد فوتبال زنان ایران، روشن‌تر شده است ۴۳ درصد سقوط فرزندآوری در خراسان رضوی نگاهی به اعداد و ارقام حال و آینده جمعیت ایران و خراسان رضوی| آیا این استان به نسبت کشور جوان است؟ «زن و هویت مشهد» | بخش هفتم: رستاخیز پرچم ایران در دست زنان مشهد خانواده‌های ایرانی پس از ازدواج، تمایل به فرزندآوری دارند| افزایش نرخ باروری کل کشور با رفع مشکلات جوانان مجرد قطعی اعطای تسهیلات ۲۰۰ میلیون تومانی خرید کالا به زوجین جوان خراسان جنوبی ترویج فرهنگ ازدواج آسان با اجرای طرح «نوید زندگی» توسط کمیته امداد آیا ابتلاء به پوکی استخوان از شبکیه چشم قابل پیش بینی است؟ جذب یک مربی خارجی دیگر در تیم ملی والیبال زنان کسب مقام سوم ترای اتلون بانوان خراسان رضوی در مسابقات کشوری درباره توانمندسازی اجتماعی والدین برای حضور مجدد فرزندان چه می‌دانید؟ | حمایت بهزیستی از خانواده‌ها بعد از بازپیوند
سرخط خبرها
روایت ۴۰ روز بی‌قراری و دلتنگی در غیاب امام شهیدم

روایت ۴۰ روز بی‌قراری و دلتنگی در غیاب امام شهیدم

  • کد خبر: ۴۰۵۶۰۹
  • ۲۱ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۵
چهل روز از آن روز تلخ گذشت، روزی که باورش سخت بود و هنوز هم سنگینی‌اش از دل‌ها نرفته است.

مرضیه وحدت| شهرآرانیوز؛ چهل روز از آن روز تلخ گذشته است؛ روزی که باورش سخت بود و هنوز هم سنگینی‌اش از دل‌ها کنار نرفته است. این چهل روز، برای من، نه فقط گذر زمان، بلکه سفری در میان اندوه، دلتنگی و بازخوانی خاطراتی بود که هر لحظه‌اش رنگی از حضور داشت.

از همان سحرگاه روز دوم جنگ که خبر شهادت رهبر عزیزمان اعلام شد، گویی همه چیز رنگ دیگری گرفت. گویی زمان ایستاده بود و نفس‌ها سنگین‌تر شده بودند.

این چهل روز برای من، چهل منزل از اندوه بود. هر روزش با یادآوری سخنرانی‌ها، نگاه‌ها و آن آرامش خاصی که در کلام رهبر شهیدمان جاری بود، آغاز می‌شد. گاهی در میان شلوغی روزمره، ناگهان جمله‌ای از ایشان در ذهنم طنین می‌انداخت و بغضی خاموش، گلویم را می‌فشرد، تنها موضوعی که آرامم می‌کرد حضور در اجتماعات گسترده و شبانه مردمی بود.

طی شب‌های منتهی به چهلم رهبر شهید، دست دختر کوچکم را می‌گرفتم و به خیابان می‌رفتم، زیرا شعار دادن و پرچم گرفتن، دلم را کمی آرام میکرد.

رهبر شهیدمان، فردی بودند که همیشه حضورشان، حتی از دور، برایمان دلگرمی بود.

همیشه آرزو داشتم من هم ایشان را از نزدیک ببینم، ولی حیف که چقدر زود دیر می‌شود.

در این مدت، بیشتر از قبل به خودم و باورهایم رجوع کردم. به این فکر کردم که چه نکته‌ای از آن همه سال همراهی و هدایت، در من باقی مانده است؟ آیا فقط خاطره است یا مسئولیتی هم بر دوش ما به ویژه ما بانوان گذاشته شده؟ این سؤال‌ها، هر روز ذهنم را درگیر می‌کنند و مرا وادار تا عمیق‌تر به مسیر خودم نگاه کنم.

این چهل روز، برای من تنها سوگواری نبود؛ نوعی بیداری هم بود. فهمیدم که فقدان، اگرچه دردناک است، اما می‌تواند آغازی برای بازنگری باشد. آغازی برای اینکه ببینیم چقدر از آنچه از ایشان آموخته‌ایم را در زندگی‌مان جاری کرده‌ایم و اکنون چه وظیفه‌ای به عنوان نقش، مادر، همسر و یک بانو در جامعه داریم.

اکنون که به روز چهلم رسیده‌ام، هنوز دلتنگی هست، هنوز جای خالی رهبر شهیدمان حس می‌شود، اما در کنار آن، نوعی عهد در دل شکل گرفته است؛ عهدی برای ادامه دادن، برای زنده نگه داشتن راهی که پایان نمی‌یابد و قرار است با رهبری و هدایت حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای و ملت شهید پرور ایران اسلامی ادامه یابد.

این چهل روز گذشت، اما اثرش ماندگار شد؛ در قلب، فکر و در مسیری که حالا بیش از همیشه نیاز به استقامت دارد.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.