فعالیت ۸۹ هزار زن در تعاونی‌های کشور | مشارکت ۱۴ درصدی زنان در اقتصاد، هدررفت نیروی انسانی است آشپزی | چگونه خورش فسنجون با مرغ را مجلسی و رستورانی بپزیم؟ هجرت حضرت معصومه(س) از مدینه به قم، حامل پیامی درباره امامت بود برگزاری کارگاه آموزشی پیشگیری از سرطان‌های شایع بانوان در بوستان شهربانو امید مشهد بودجه هزینه شده برای بانوان در فدراسیون والیبال حاشیه ساز شد! احتمال جدایی یکی از مهاجمان پرسپولیس از این تیم در آستانه فصل جدید فوتبال زنان ویژه‌‍‌برنامه‌های امروز حرم مطهر رضوی برای بانوان (۱۴ شهریور ۱۴۰۵) تست قطره خون پاشنه پا از نوزاد؛ یک اقدام حیاتی برای تشخیص زودهنگام اختلالات نادر امیدهای تازه در خصوص درمان سرطان سینه بدون شیمی‌درمانی وقتی عده‌ای لباس‌های داخل خانه را در خیابان می‌پوشند ! چرا محل خواب نوزاد اهمیت زیادی در سلامت او دارد؟ تزریق ژل و فیلر یک خدمت پزشکی است یا زیبایی؟ ناکامی تیم ملی تکواندوی زنان ایران در مسابقات پاراگرندپری موجوی کره جنوبی با اثرات منفی کمال‌گرایی پنهان در زندگی مشترک آشنا شویم | معرفی راهکارهایی برای رفع این پدیده خطرناک اینفوگرافی | آموزش سواد مالی برای فرزندان آشا محرابی مهمان چهارمین قسمت برنامه «هم‌کلام» شد افزایش نرخ مشارکت اقتصادی زنان با تدوین یک نقشه راه متوازن آغاز مسابقات والیبال قهرمانی ایران منطقه جنوب دختران زیر ۱۹ سال کشور از ۱۸ شهریور ماه ۱۴۰۵
سرخط خبرها
روایت ۴۰ روز بی‌قراری و دلتنگی در غیاب امام شهیدم

روایت ۴۰ روز بی‌قراری و دلتنگی در غیاب امام شهیدم

  • کد خبر: ۴۰۵۶۰۹
  • ۲۱ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۵
چهل روز از آن روز تلخ گذشت، روزی که باورش سخت بود و هنوز هم سنگینی‌اش از دل‌ها نرفته است.

مرضیه وحدت| شهرآرانیوز؛ چهل روز از آن روز تلخ گذشته است؛ روزی که باورش سخت بود و هنوز هم سنگینی‌اش از دل‌ها کنار نرفته است. این چهل روز، برای من، نه فقط گذر زمان، بلکه سفری در میان اندوه، دلتنگی و بازخوانی خاطراتی بود که هر لحظه‌اش رنگی از حضور داشت.

از همان سحرگاه روز دوم جنگ که خبر شهادت رهبر عزیزمان اعلام شد، گویی همه چیز رنگ دیگری گرفت. گویی زمان ایستاده بود و نفس‌ها سنگین‌تر شده بودند.

این چهل روز برای من، چهل منزل از اندوه بود. هر روزش با یادآوری سخنرانی‌ها، نگاه‌ها و آن آرامش خاصی که در کلام رهبر شهیدمان جاری بود، آغاز می‌شد. گاهی در میان شلوغی روزمره، ناگهان جمله‌ای از ایشان در ذهنم طنین می‌انداخت و بغضی خاموش، گلویم را می‌فشرد، تنها موضوعی که آرامم می‌کرد حضور در اجتماعات گسترده و شبانه مردمی بود.

طی شب‌های منتهی به چهلم رهبر شهید، دست دختر کوچکم را می‌گرفتم و به خیابان می‌رفتم، زیرا شعار دادن و پرچم گرفتن، دلم را کمی آرام میکرد.

رهبر شهیدمان، فردی بودند که همیشه حضورشان، حتی از دور، برایمان دلگرمی بود.

همیشه آرزو داشتم من هم ایشان را از نزدیک ببینم، ولی حیف که چقدر زود دیر می‌شود.

در این مدت، بیشتر از قبل به خودم و باورهایم رجوع کردم. به این فکر کردم که چه نکته‌ای از آن همه سال همراهی و هدایت، در من باقی مانده است؟ آیا فقط خاطره است یا مسئولیتی هم بر دوش ما به ویژه ما بانوان گذاشته شده؟ این سؤال‌ها، هر روز ذهنم را درگیر می‌کنند و مرا وادار تا عمیق‌تر به مسیر خودم نگاه کنم.

این چهل روز، برای من تنها سوگواری نبود؛ نوعی بیداری هم بود. فهمیدم که فقدان، اگرچه دردناک است، اما می‌تواند آغازی برای بازنگری باشد. آغازی برای اینکه ببینیم چقدر از آنچه از ایشان آموخته‌ایم را در زندگی‌مان جاری کرده‌ایم و اکنون چه وظیفه‌ای به عنوان نقش، مادر، همسر و یک بانو در جامعه داریم.

اکنون که به روز چهلم رسیده‌ام، هنوز دلتنگی هست، هنوز جای خالی رهبر شهیدمان حس می‌شود، اما در کنار آن، نوعی عهد در دل شکل گرفته است؛ عهدی برای ادامه دادن، برای زنده نگه داشتن راهی که پایان نمی‌یابد و قرار است با رهبری و هدایت حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای و ملت شهید پرور ایران اسلامی ادامه یابد.

این چهل روز گذشت، اما اثرش ماندگار شد؛ در قلب، فکر و در مسیری که حالا بیش از همیشه نیاز به استقامت دارد.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.