لیگ برتر هندبال زنان پایان یافت| دریافت کاپ اخلاق توسط تیم استقلال تهران دختران ایران به نیمه نهایی مسابقات هندبال قهرمانی آسیا راه یافتند مهارت‌های عملی برای مدیریت و کاهش لج‌بازی فرزندان نرخ باروری در برخی شهرستان‌های خراسان جنوبی کاهشی شد خانه داری| ترکیب سبزی در انواع دلمه باید چقدر باشد؟ دعوت از دختر طلایی جودوی ایران به اردوی مشترک تیم ملی جودو دانشگاه پیام نور تهران، قهرمان مسابقات بسکتبال سه‌نفره دانشجویان دختر کشور سهم بیش از ۴۷ درصدی ثبت پایان نامه توسط زنان دانشجوی کشور در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ آغاز اردوی تیم ملی بسکتبال با ویلچر بانوان ️در زنجان از امروز (پنج شنبه ۲۴ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵) هزینه‌های خدمات ناباروری چگونه محاسبه و پرداخت می‌شود؟ «صبیّه آقاجان»، بانویی که تاریخ مشهد را بازنویسی کرد آغاز مرحله ششم اردوی آماده سازی تیم ملی کبدی بانوان از شنبه (۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵) «زن و هویت مشهد» | بخش پنجم: روزی که زنان مشهد تاریخ را تکان دادند کودکان مزه سبزیجات را پیش از تولد می‌فهمند تشدید کاهش بافت استخوانی بدن در دوران یائسگی| راهکار‌های پیشگیری کدامند؟ فردوسی، حکیمی که اسطوره را به خدمت دین درآورد
سرخط خبرها
زنان مهاجر در کلمات | نگاهی به کتاب «کافورپوش» از عالیه عطایی که برای مهاجران می‌نویسد

زنان مهاجر در کلمات | نگاهی به کتاب «کافورپوش» از عالیه عطایی که برای مهاجران می‌نویسد

  • کد خبر: ۴۰۹۳۰۸
  • ۰۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۰:۱۴
بن‌مایه کتاب کافور پوش، اختلال شخصیت و نوعی دگرگونی است، در خلال مهاجرتی که برای شخصیت اصلی داستان اتفاق می‌افتد.

به گزارش شهربانو، عالیه عطایی در سال ۱۳۶۰ متولد شد. کودکی را در مرز ایران و افغانستان و منطقهٔ مرزی درمیان، از توابع خراسان جنوبی، گذرانده و مدرک دیپلم خود را در شهرستان بیرجند گرفته است. در هجده‌سالگی برای تحصیل به تهران رفت و مدرک فوق‌لیسانس خود را در حوزه ادبیات نمایشی از دانشگاه هنر تهران دریافت کرد. عمده فعالیت عالیه عطایی در زمینه نویسندگی به ادبیات مهاجرت اختصاص دارد. او در کنار تألیف کتاب، با نشریاتی، چون داستان همشهری، مجله تجربه، مجله سان و مجله ناداستان همکاری داشته و آثاری را نیز در نشریات انگلیسی‌زبان و فارسی‌زبان منتشر کرده است. جایزه ادبی مهرگان ادب برای رمان کافورپوش، جایزه ادبی مشهد برای کتاب چشم سگ و جایزه ادبی ما برای کتاب کورسرخی تنها بخش کوچکی از افتخارات اوست.

«کافورپوش»، داستان گمشده، حس فقدان جست‌و‌جو برای یافتن است. مانی خواهر دوقلویی داشته که گمش کرده است. نمی‌داند او کجاست و چه سرنوشتی یافته و اصلا چرا گم شده است. جست‌وجوی مانی برای یافتن خواهرش او را به منشأ بسیاری از زخم‌ها، تشویش‌ها و سرخوردگی‌های زندگی حاصل از حجم راز‌های پشت پرده مانده زندگی خود و خانواده‌اش می‌رساند. همین مسئله در کنار زبان و لحن همراه با عنصر خیال عالیه عطایی، پیش‌برنده روایت در «کافورپوش» است. نویسنده از کلیشه‌ها گریزان نیست و به جای فرار و حذف کلیشه‌ها، از آنها در جهت واقعی شدن داستان بهره می‌جوید. مانند بستر اصلی داستان که نقصانی ژنتیکی است: وجود نامادری که مهرش به دل مانی نمی‌نشیند و با همه تلاشش، جانشین مادر است، مهاجرت به تهران که دلچسب مهاجر نیست، تحصیلات و کتاب و شعری که بر خلاف انتظار موفقیت به دنبال ندارد. همه اینها گرچه کلیشه محسوب می‌شوند، نویسنده برای جهت معنابخشی به داستان و ساخت لایه رویی از آنها بهره می‌جوید.

«کافورپوش» برخلاف بسیاری از آثار نشر ققنوس که قصه‌محور هستند، در زمره آثار ذهنی به شمار می‌رود. مخاطب آن خاص است و کشمکش‌های آن درون‌فردی است، نه کشمکش‌های بیرونی فرد با جامعه یا افراد دیگر.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.