آیا می توان در آشپزی، صرفه جویی کرد؟| معرفی راهکارهایی ساده برای کاهش دورریز مواد غذایی صدور بیمه اجتماعی برای بیش از ۳ هزار بانوی سرپرست خانوار در تهران ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید احمد عاقبتی بهروزآذر: در روز‌های سخت، «خانواده ایران» معنای تازه‌ای یافت زنان باردار نیاز به رژیم غذایی جداگانه ندارند| افزایش وزن مناسب، نشانه رشد مطلوب جنین ناکامی تیم ملی والیبال زنان ایران در چهارمین مسابقه خود در جام آسیا کاهش میانگین سنی بازیکنان در اردوی اخیر تیم ملی فوتسال بانوان ششمین همایش علمی بین المللی فاطمة الزهراء (س) + جزییات سهم ۶۶ درصدی زنان در مشارکت در طرح سنجش سلامت روان| هدف اصلی، غربالگری آسیب‌های روانی جنگ است تصویب مصوبه‌ای به نفع تیم ملی بسکتبال با ویلچر بانوان| بازنگری یک سیاست زنان روستایی به بازار ملی کشور متصل می‌شوند دعوت از ۸ بانوی خراسان رضوی در نهمین اردوی تیم ملی بسکتبال با ویلچر + اسامی پیشگیری از بیماری‌های مادرزادی با ارائه ۲۶ هزار مشاوره ژنتیک در خراسان رضوی فعالیت بیش از ۳۰۰ صندوق خرد بانوان روستایی و عشایری در خراسان شمالی| مزایای این صندوق‌ها چیست؟ طرز تهیه میکادو در منزل + فیلم ناگفته‌های مرضیه برومند از پیرزن گیلکی که ایده ساخت «خونه مادربزرگه» شد تاب‌آوری روانی؛ مهمترین مهارت برای گذشتن از فراز و نشیب‌های زندگی مشترک چند راهکار ساده برای انتخاب بهترین ضدآفتاب صعود برترین بانوان پینگ‌پنگ‌باز ایران در رنگینک جهانی
سرخط خبرها
زنان مهاجر در کلمات | نگاهی به کتاب «کافورپوش» از عالیه عطایی که برای مهاجران می‌نویسد

زنان مهاجر در کلمات | نگاهی به کتاب «کافورپوش» از عالیه عطایی که برای مهاجران می‌نویسد

  • کد خبر: ۴۰۹۳۰۸
  • ۰۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۰:۱۴
بن‌مایه کتاب کافور پوش، اختلال شخصیت و نوعی دگرگونی است، در خلال مهاجرتی که برای شخصیت اصلی داستان اتفاق می‌افتد.

به گزارش شهربانو، عالیه عطایی در سال ۱۳۶۰ متولد شد. کودکی را در مرز ایران و افغانستان و منطقهٔ مرزی درمیان، از توابع خراسان جنوبی، گذرانده و مدرک دیپلم خود را در شهرستان بیرجند گرفته است. در هجده‌سالگی برای تحصیل به تهران رفت و مدرک فوق‌لیسانس خود را در حوزه ادبیات نمایشی از دانشگاه هنر تهران دریافت کرد. عمده فعالیت عالیه عطایی در زمینه نویسندگی به ادبیات مهاجرت اختصاص دارد. او در کنار تألیف کتاب، با نشریاتی، چون داستان همشهری، مجله تجربه، مجله سان و مجله ناداستان همکاری داشته و آثاری را نیز در نشریات انگلیسی‌زبان و فارسی‌زبان منتشر کرده است. جایزه ادبی مهرگان ادب برای رمان کافورپوش، جایزه ادبی مشهد برای کتاب چشم سگ و جایزه ادبی ما برای کتاب کورسرخی تنها بخش کوچکی از افتخارات اوست.

«کافورپوش»، داستان گمشده، حس فقدان جست‌و‌جو برای یافتن است. مانی خواهر دوقلویی داشته که گمش کرده است. نمی‌داند او کجاست و چه سرنوشتی یافته و اصلا چرا گم شده است. جست‌وجوی مانی برای یافتن خواهرش او را به منشأ بسیاری از زخم‌ها، تشویش‌ها و سرخوردگی‌های زندگی حاصل از حجم راز‌های پشت پرده مانده زندگی خود و خانواده‌اش می‌رساند. همین مسئله در کنار زبان و لحن همراه با عنصر خیال عالیه عطایی، پیش‌برنده روایت در «کافورپوش» است. نویسنده از کلیشه‌ها گریزان نیست و به جای فرار و حذف کلیشه‌ها، از آنها در جهت واقعی شدن داستان بهره می‌جوید. مانند بستر اصلی داستان که نقصانی ژنتیکی است: وجود نامادری که مهرش به دل مانی نمی‌نشیند و با همه تلاشش، جانشین مادر است، مهاجرت به تهران که دلچسب مهاجر نیست، تحصیلات و کتاب و شعری که بر خلاف انتظار موفقیت به دنبال ندارد. همه اینها گرچه کلیشه محسوب می‌شوند، نویسنده برای جهت معنابخشی به داستان و ساخت لایه رویی از آنها بهره می‌جوید.

«کافورپوش» برخلاف بسیاری از آثار نشر ققنوس که قصه‌محور هستند، در زمره آثار ذهنی به شمار می‌رود. مخاطب آن خاص است و کشمکش‌های آن درون‌فردی است، نه کشمکش‌های بیرونی فرد با جامعه یا افراد دیگر.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.