حضور اثرگذار حضرت رقیه(س) در واقعه حماسی عاشورا| افشای چهره واقعی ظلم توسط کودکان انجام شد ضرورت مرزبندی سالم در زندگی مشترک| حفظ حرمت خانواده‌ها، عامل اصلی پایداری رابطه زناشویی است آیین جهانی شیرخوارگان حسینی فردا (۲۹ خرداد ۱۴۰۵) برگزار می‌شود رتبه تیم ملی فوتبال زنان ایران در رنکینگ FIFA چند است؟ معرفی زنان اثرگذار در واقعه عاشورا| بانوانی که نقشی ماندگار در تاریخ کربلا رقم زدند ویدئوی وایرال شده مادر چهار معلول با جوابی دندان‌شکن به وطن‌فروشان آیا دارو‌های ضد افسردگی در دوران بارداری باعث مشکلات عصبی جنین می‌شود؟ مسابقات تخصصی «کوثران جان‌فدا» با حضور گردان کوثر شهرداری مشهد خانواده، یکی از مهم‌ترین ارکان پیشرفت اجتماعی| در کمپین «شهر خانواده»، کنشگری اعضاء تقویت می‌شود آیا اختلال عملکرد جفت در زنان باردار با کووید-۱۹ ارتباطی دارد؟ جزئیاتی از برگزاری لیگ برتر فوتبال زنان| رده‌های سنی و باشگاه توسعه می‌یابند ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید محمدجواد عطایی صانعی روایتی از کارگاه دوخت لباس شیرخوارگان حسینی در حرم مطهر رضوی آغاز فعالیت نخستین کافه گفت‌وگوی دخترانه امیرالمؤمنینی ایران در مشهد بهترین رفتار والدین در هنگام عصبانیت از کودکان چیست؟ سامانه گزارش مردمی سقط غیرقانونی جنین فعال شد هشدار جدی یک مقام مسئول درباره کاهش تولد‌ها در ایران | نرخ جمعیت در کدام استان‌ها بحرانی است؟ بهروزآذر: دوران پساجنگ نیازمند توجه جدی به مطالبات و ظرفیت‌های زنان است
سرخط خبرها
معرفی زنان اثرگذار در واقعه عاشورا| بانوانی که نقشی ماندگار در تاریخ کربلا رقم زدند

معرفی زنان اثرگذار در واقعه عاشورا| بانوانی که نقشی ماندگار در تاریخ کربلا رقم زدند

  • کد خبر: ۴۲۳۳۱۱
  • ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۳۰
در حماسه عاشورا، زنانی ایستاده‌اند که با ایمان، فداکاری و تصمیم‌های سرنوشت‌ساز خود، نقشی ماندگار در تاریخ کربلا رقم زدند.

به گزارش شهرآرانیوز؛ عاشورا قصه‌ای است با نقش‌های ابدی، مهری بزرگ در تاریخ که وجودش سند محکم ایستادگی و آزادگی آدم‌هایی که برای خلقت بشر آبروداری کردند. وقتی نام عاشورا بر زبان جاری می‌شود شاید در نگاه اول داستان رزم و شجاعت‌ها مردانه بیشتر به چشم بیاید اما حماسه کربلا پر است از روایت‌های زنانه، روایت‌های کم‌نظیر و حتی بی‌نظیر که خیلی‌هایمان آنها را نشنیده‌ایم. زنانی که گاهی با یک جمله، مسیر زندگی همسر یا فرزندشان را تغییر دادند. زنانی که میان عشق به خانواده و وفاداری به حقیقت، دومی را انتخاب کردند.

مادرانی که داغ فرزند دیدند و همسرانی که شاهد شهادت عزیزترین آدم زندگی‌شان بودند، اما در سخت‌ترین لحظات تاریخ، از باور خود عقب ننشستند؛ برای همین تاریخ عاشورا فقط روایت شمشیرها و میدان نبرد نیست؛ روایت دل‌هایی است که پشت خیمه‌ها می‌تپیدند و تصمیم‌هایی که شاید در سکوت گرفته شدند، اما سرنوشت یک نهضت را تغییر دادند. اگر دقت کنیم، در میان سطرهای کربلا، نام زنانی را می‌بینیم که هرچند کمتر شناخته شده‌اند، اما بدون آنها شاید بخشی از این حماسه هرگز آن‌گونه که می‌شناسیم شکل نمی‌گرفت. این گزارش، تلاشی است برای بازخوانی زندگی و نقش زنانی که در سایه مانده‌اند؛ زنانی که تاریخ کمتر از آنها گفته، اما عاشورا بدون آنها کامل نیست.

بحریه؛ مادری که پس از همسر، فرزندش را نیز راهی میدان کرد

در میان روایت‌های عاشورا، نام برخی زنان کمتر شنیده شده، اما نقش آنان در شکل‌گیری حماسه کربلا کمتر از رزمندگان میدان نبوده است. بحریه بنت مسعود خزرجی، مادر عمرو بن جناده، یکی از همین زنان است؛ مادری که در یک روز هم داغ همسر را دید و هم پیکر خونین فرزند نوجوانش را. عمرو بن جناده از کم‌سن‌وسال‌ترین شهدای کربلا به شمار می‌رود و حتی عده‌ای در روایت‌ها او را صاحب رجز معروف «امیری حسین و نعم الامیر» می‌دانند. می‌گویند او پس از شهادت پدرش برای حضور در میدان از امام حسین علیه‌السلام اجازه خواست. امام در ابتدا با تردید به او نگاه کردند و فرمودند که پدر این نوجوان به شهادت رسیده و شاید مادرش به رفتن او رضایت نداشته باشد. اما پاسخ عمرو، از عزم خانواده‌ای حکایت داشت که از پیش انتخاب خود را کرده بودند. او گفت که مادرش نه تنها راضی است، بلکه خودش لباس رزم را بر تنش پوشانده و او را برای دفاع از امام علیه‌السلام راهی میدان کرده است.

این نوجوان شجاع سرانجام با اجازه امام به میدان رفت، رجز خواند و پس از نبردی دلیرانه به شهادت رسید. می‌گویند بحریه وقتی سرفرزندش را در آغوش گرفت خودش با برداشتن چوب خیمه قصد حمله به سپاه دشمن را داشت، اما امام او را از ادامه این کار بازداشتند و به خیمه‌ها بازگرداندند.

اولین زن شهید کربلا که به میانه میدان رفت

هانیه یکی از زنان برجسته واقعه عاشوراست. او تازه عروس و همسر وهب بن عبدالله کلبی بود یک مسیحی تازه مسلمان شده که در کربلا به یاری امامش آمده و فقط ۱۷ روز از ازدواجش گذشته بود. اما روایت قهرمانانه حضور هانیه از جایی شروع می‌شود که بعد از حضور همسرش در میدان نبرد به او گفت: «تو را رها نمی‌کنم تا آنکه در کنار تو و همراه تو بمیرم» اما درست در زمانی که وهب در محاصره اشقیا گیر افتاد هانیه عمودی از خیمه برداشت و به کمک وهب رفت اما وقتی او به بالین خونین همسرش رسید پیشانی او را بوسید و با تحسین از تازه دامادش او را این گونه خطاب کرد: «پدر و مادرم فدای تو که از ذریه پیامبر دفاع کردی. بهشت گوارای وجودت، از خدا بخواه مرا هم با تو همراه کند» عمربن سعد که از دیدن حرفهای هانیه به هراس افتاده و به تنگ آمده بود دستور به شهادت رساندن هانیه را هم داد. در روایات آمده که وقتی عمود آهنین بر سر هانیه ۱۸ ساله خورد او دقیقا کنار پیکر همسرش به شهادت رسید.

مادری که هرگز هدیه خود را بازپس نگرفت

اما ماجرای وهب نصرانی فقط به شجاعت تازه عروسش ختم نمی‌شود، بسیاری شاید روایت حماسه عجیب و غریبی که مادر او رقم زده را در روضه‌ها شنیده‌اند. می‌گویند وقتی پس از آغاز نبرد، وهب برای دفاع از امام حسین علیه‌السلام راهی میدان شد و پس از نبرد به شهادت رسید. دشمن سر بریده او را از پیکرش جدا کرد و به سوی خیمه‌ها پرتاب کرد؛ اقدامی که قرار بود روحیه خاندان و یاران امام را در هم بشکند. اما واکنش مادر وهب نتیجه‌ای کاملاً متفاوت رقم زد. او سر فرزندش را برداشت، نگاهی به چهره خونین جوان خود انداخت و جمله‌ای گفت که قرن‌ها بعد همچنان در کتاب‌های مقتل و تاریخ تکرار می‌شود: «ما چیزی را که در راه خدا داده‌ایم، بازپس نمی‌گیریم.» سپس سر فرزند را به سوی سپاه دشمن بازگرداند.

دُلهم؛ زنی که همسرش را به کاروان عاشورا رساند

در تاریخ عاشورا، نام دُلهم بیش از هر چیز با یک تصمیم سرنوشت‌ساز گره خورده است؛ تصمیمی که نه در میدان نبرد، بلکه در سکوت یک خیمه گرفته شد و مسیر زندگی زهیر بن قین را برای همیشه تغییر داد. در منزلگاه زرود، هنگامی که فرستاده امام حسین علیه‌السلام برای دعوت زهیر به خیمه آن حضرت آمد، او تمایلی به این دیدار نداشت. در آن لحظه، این دُلهم بود که سکوت را شکست و به همسرش گفت: «فرزند رسول خدا تو را فراخوانده و تو در پاسخ به او درنگ می‌کنی؟» همین جمله کوتاه، زهیر را راهی دیداری کرد که سرنوشتش را دگرگون ساخت.

زهیر پس از بازگشت از خیمه امام دیگر همان مرد سابق نبود. او تصمیم گرفت در کنار امام حسین علیه‌السلام بماند و تا آخرین لحظه از ایشان دفاع کند. اما پیش از آن، رو به همسرش کرد و از او خواست به خاندان خود بازگردد. در برخی نقل‌ها آمده است که حتی او را طلاق داد تا پس از شهادتش گرفتار آسیب‌ها و سختی‌های پیش‌رو نشود.

ام‌خلف؛ مادری که آخرین یادگارش را نیز تقدیم کرد

در میان زنان حاضر در نهضت عاشورا، نام ام‌خلف کمتر از دیگر چهره‌های کربلا شنیده شده است؛ زنی که در یک روز هم داغ همسر را به چشم دید و هم تنها فرزندش را در راه دفاع از امام حسین علیه‌السلام بدرقه کرد. روایت زندگی او، روایت مادری است که میان علاقه به فرزند و وفاداری به آرمانش، راهی دشوار اما ماندگار را برگزید. ام‌خلف همسر مسلم بن عوسجه، از نخستین یاران امام حسین علیه‌السلام بود. مسلم در روز عاشورا پس از نبردی جانانه به شهادت رسید و خانواده‌اش را در میان خیمه‌های حسینی تنها گذاشت. پس از شهادت پدر، فرزند نوجوان او، خلف، از امام اجازه میدان خواست. امام در ابتدا با درخواست او موافقت نکردند؛ چرا که می‌دانستند این نوجوان، تنها یادگار مسلم برای مادرش است و شاید ام‌خلف با از دست دادن آخرین عزیز زندگی‌اش رضایت نداشته باشد. اما پاسخ ام‌خلف، جلوه دیگری از ایمان و استقامت زنان عاشورا را به نمایش گذاشت. او نه تنها مانع حضور فرزندش نشد، بلکه او را به دفاع از امام تشویق کرد و رضایت خود را برای حضورش در میدان اعلام کرد. پس از آن، خلف به میدان رفت و در راه دفاع از سیدالشهدا علیه‌السلام به شهادت رسید.

منبع: مهر

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.