محبوبه عظیمزاده | شهرآرانیوز؛ «مامان! حوصلهام سر رفته»، «بابا! با من بازی میکنی؟»، «حالا چیکار کنم؟». خانهای را تصور کنید که این جملات مدام در طول روز در آن شنیده میشود. وقتی کودک خواهر یا برادری ندارد طبیعی است که بخش قابل توجهی از وقت بازی و سرگرمی او به والدین گره بخورد.
پدرومادر هم گاهی برای اینکه فرزندشان احساس تنهایی نکند مدام بازی تازهای پیشنهاد میدهند، اسباببازی جدید میخرند، او را به کلاس و تفریح میبرند یا هربار که کودک بیحوصله میشود سریع راهی برای پر کردن این خلأ پیدا میکنند. اما آیا کودک واقعا باید همیشه سرگرم باشد؟ آیا تکفرزند بودن به این معناست که والدین باید نقش همبازی دائمی او را بر عهده بگیرند؟ و اگر کودک به حضور همیشگی بزرگسال عادت کند، فرصت تجربه کردن تنهایی، کشف علایق شخصی و ساختن بازیهای خودش را از دست نمیدهد؟
سرگرم کردن کودک، فقط پیدا کردن فهرستی از بازیها و فعالیتهای جذاب نیست. مسئله مهمتر، پیدا کردن تعادل میان همراهی و استقلال، بازی مشترک و بازی فردی، پر کردن اوقات فراغت و پذیرفتن بیحوصلگی است. کودک تکفرزند هم مانند هر کودک دیگری به ارتباط، بازی و تجربههای جمعی نیاز دارد، اما در عین حال باید فرصت داشته باشد گاهی بدون برنامهریزی بزرگسالان، برای خودش سرگرمیپیدا کند، خیالپردازی کند و حتی با لحظاتی از «هیچ کاری نکردن» کنار بیاید. در این میان، نقش والدین بیشتر از آنکه فراهم کردن سرگرمی بیپایان باشد، میتواند ساختن محیطی باشد که کودک در آن بتواند سرگرمی را کشف و خلق کند؛ مهارتی که شاید در سالهای بعد، یکی از شکلهای مهم استقلال او باشد.
این جملات، بخشی از صحبتهای دکتر افسانه افسری، روانشناس، درباره سرگرم کردن کودکان تکفرزند به شیوه صحیح است. البته این فقط یک بعد این موضوع است. در شمارههای آینده درباره تعامل با بچهها در خانوادههای دارای چند فرزند با شما سخن میگوییم.
پیش از ورود به اصل موضوع، باید از این مسئله آگاه باشیم که تنها بودن با تنهایی فرق دارد. تکفرزند بودن بهخودیخود مشکل نیست. در این میان، شیوه تعامل والدین است که اهمیت بیشتری دارد. کودک تکفرزند به فرصتهایی برای بازی با همسالان، فعالیتهای گروهی و ارتباط با خانواده و دوستان نیاز دارد، اما والدین نباید به صورت تمام وقت او را سرگرم کنند.
والد باید گاهی همبازی کودک باشد، اما نه منبع دائمی سرگرمی او. تعادل میان این سه نوع تجربه برای فرزند ما ضروری است:
در عمل، برای مثال، پس از بیستدقیقه بازی میتوان گفت: «از بازی با تو لذت بردم. حالا خودت انتخاب کن چه کاری انجام بدهی و من هم به کارم میرسم.» این کار به کودک کمک میکند توانایی سرگرم کردن خودش را یاد بگیرد.
گاهی از روی عمد باید اجازه داد که کودک حوصلهاش سر برود و این احساس را تجربه کند. این اتفاق باعث میشود خلاقیت و ایدهپردازی در او تقویت شود. لازم نیست هر بار که کودک میگوید «حوصلهام سر رفته»، سریع تلویزیون یا بازی دیجیتال را به او پیشنهاد بدهیم. حوصلهسررفتگیِ متعادل میتواند خلاقیت و خیالپردازی را تقویت کند. به جای پیشنهاد فوری بگویید: «میفهمم حوصلهات سر رفته. خودت چه ایدهای برای بازی داری؟» کودک را به ایدهپردازی و حتی ساخت بازی جدید ترغیب کنید. شاید این مفیدتر از سرگرمیحاضر و آماده باشد.
سرگرمی بهتر است متناسب با سن و توان کودک باشد و هدف درمانی هم در آن گنجانده شود. به خاطر بسپاریم که هدف این است که کودک از «چه کسی من را سرگرم کند؟» به «دوست دارم چه کاری انجام دهم؟» برسد.
۲ تا ۳ سال:
خمیر، نقاشی، پازل ساده، لگوهای درشت، کتاب تصویری، بازیهای حسی و حرکتی.
۳ تا ۵ سال:
بازیهای تخیلی، نمایش عروسکی، نقاشی، کاردستی، پازل، لگو و قصهسازی. در این سن بازی مستقل را بهتدریج افزایش دهید.
۵ تا ۷ سال:
بازیهای ساختنی و رومیزی، کاردستی، آزمایشهای ساده، آشپزی با والد، داستانسازی و فعالیتهای حرکتی به خصوص برای پسران.
۷ تا ۱۰ سال:
بازیهای فکری، پروژههای شخصی، کتابخوانی، داستاننویسی، آشپزی، باغبانی و فعالیتهای علمی.
توجه: کودک بیش از زمان زیاد، به ارتباطی باکیفیت، امن و قابل پیشبینی نیاز دارد. والد صددرصدی بودن و کامل بودن مهم نیست، بلکه کافی و مفید بودن است که اهمیت دارد.
یک زمان ویژه روزانه، حتی به اندازه پانزده تا سیدقیقه، کافی و ارزشمند است. اما با رعایت این نکات:
پس از آن میتوان گفت: «الان وقت بازی مستقل توست و من هم به کارم میرسم.»
روز کودک بهتر است ترکیبی از این موارد باشد:
نکته: کودک میتواند در آشپزی ساده، آب دادن به گیاهان یا مرتب کردن وسایل کمک کند. همه تعاملهای ارزشمند الزاما بازی نیستند. بعضی وقتها دیدن احساسات کودک و گفتوگو با کودک از بازی هم مفیدتر است.
دنیای بازیها فقط برای سرگرم کردن کودک نیست. والدین میتوانند با بازی ارتباطی عمیقتر و کودکی توانمندتر پرورش بدهند و مهارتهای زیر را در وجود فرزندشان تقویت کنند:
کارتهایی با فعالیتهایی مانند نقاشی، کتاب، پازل، کاردستی، داستانسازی، موسیقی، آشپزی و بازی حرکتی آماده کنید. وقتی کودک حوصلهاش سر رفت، یک کارت انتخاب کند. به این ترتیب، والد به جای سرگرمکننده بودن، مربی استقلال کودک میشود.
گاهی اوقات فرزند به واسطه شرایط خانوادگی با پدر و مادر خود تنها زندگی میکند. این اتفاق ممکن است برای والدین جوان کودک که تصمیم به فرزندآوری دارندیا والدینی که تفاوت سنی فرزند آخر آنها با دیگر فرزندان شان زیاد است اتفاق بیفتد. با این حال کودک تکفرزند در هر شرایطی به رابطه با والدین، تعامل با همسالان، بازی مستقل، مسئولیت و فرصت خلاقیت نیاز دارد؛ نه حضور دائمی والدین.