مغفول ماندن بسیاری از نقش‌های زنان در جنگ‌های تحمیلی اخیر | رسانه ها، پیگیر بازنمایی هویت واقعی زن ایرانی را باشند بانوی ملی‌پوش تیراندازی ایران: همه تیراندازان حاضر در فینال حرفه‌ای هستند آیا جمله «با خودش زندگی می‌کنم نه خانواده‌اش»، تفکر درستی است؟ خانه‌داری| با چند روش ساده، آشپزخانه را ایمن کنیم آغاز دومین مرحله از اردوی آماده‌سازی تیم ملی بانوان پارادوومیدانی از دوشنبه (۵ مرداد ماه ۱۴۰۵) وقتی ماندن در تولید سخت‌تر از شروع آن است| ایجاد یک کسب و کار و اشتغال برای بانوان شهر توسط یک بانوی لرستانی آغاز شمارش معکوس خاتون برای سومین ماجراجویی قاره‌ای گروه‌های مردمی جهادی پای کار ترویج فرزندآوری آمدند تهدید صمیمیت خانواده با استفاده افراطی از فضای مجازی نائب قهرمانی خراسان رضوی در مسابقات کاتای قهرمانی بانوان کشور ویدیو| روایت تکان‌دهنده امدادگر از دق کردنِ دختر سه ساله دکتر جمیله علم‌الهدی: حفظ وحدت انتظار امروز شهید رییسی از همه است پیکر مادر شهیدان داروغه در کاشان تشییع و خاکسپاری شد آمریکا پنج قلوهای معروف یزدی را یتیم کرد | روایت همسر و دختر شهید از روز حادثه + فیلم بررسی جایگاه نهاد خانواده در دیدگاه رهبر شهید انقلاب| مادر نخستین معلم جامعه است کسب مدال برنز توسط بانوی ایرانی در جام‌جهانی تیراندازی در هانگژو چین آموزش قرآن؛ محور اصلی فعالیت های شاگرد زرنگ مکتب ملا نازنین‌بیگم | خانه‌ای که بوی گلاب و اسپند می‌دهد
سرخط خبرها
«هیچ‌کس این زن را نمی‌شناسد» روایتی جدید از حضور زنان در جنگ است

«هیچ‌کس این زن را نمی‌شناسد» روایتی جدید از حضور زنان در جنگ است

  • کد خبر: ۱۷۸۰۶۷
  • ۰۴ دی ۱۴۰۱ - ۱۲:۲۶
«هیچ‌کس این زن را نمی‌شناسد» اولین رمان ندا رسولی، نویسنده و منتقد جوان البرزی، و نامزد جایزه ادبی بوشهر است.

به گزارش شهرآرانیوز، این کتاب اثری مــاندگار و فراموش‌نشدنی با ۲ روایت موازی که هریک خواننده را به‌خوبی با خود همراه می‌کند: روایت آصال و سارگل از ۲ زاویه دید متفاوت و در ۲ بازه زمانی نوشته شده است، داستانی که درباره مسئله هویت و تعرض به آن و تلاش برای شناخت و دست یافتن به کنه وجود هریک از شخصیت‌ها نوشته شده و سبب شده است کتاب به گونه‌ای متفاوت، به جنگ و آثار آن نگاهی بیندازد.

«هیچ‌کس این زن را نمی‌شناسد» روایتی است که در دوره قحطی آذربایجان و اشغال آن از سوی نیرو‌های روس نوشته شده است، داستانی بومی که با اشاره به فرهنگ و آداب و رسوم مردم آذری، توانسته است به‌خوبی از پس دیالوگ‌ها و اصطلاحاتش برآید و آن‌ها را به روش قطره‌چکانی به داستان تزریق کند.

شاید بتوان گفت همین امر سبب شده است داستان نه‌تن‌ها برای مردم آن دیار شیرین و روان باشد، بلکه برای همه مخاطبان قابل فهم و خواندنی باشد. علاوه بر آن، هم‌زمانی اتفاقات تاریخی در بستر رمان، نشان از غنی بودن اطلاعات تاریخی نویسنده دارد.

هرچند دغدغه اصلی رمان پیدا کردن هویت آدم‌های داستان است، تاریخ و جنگ ناگزیر مردم آن سرزمین را علت اصلی بحران هویتی آن‌ها می‌داند، جنگی که نه‌فقط خانه و کاشانه و سرزمینشان را اشغال می‌کند، بلکه زنان و دختران را مورد اصابت آثار جبران‌ناپذیرش قرار می‌دهد؛ بنابراین رسولی با انتخاب مضمون و دغدغه اصلی داستان، در بستر تاریخی جنگ، نوک پیکان این آسیب روانی و اجتماعی را به سوی زنان می‌گیرد و معتقد است جنگ برای کسانی که به آن دچار شده‌اند تمام‌شدنی نیست.

جایی از کتاب می‌خوانیم:
«با خنده گفتم: چقدر خوب که خودت هستی و خودت! فقط حیف که عاشق شدی و خودت را اسیر کردی. گفت: عاشق نبودم که تا حالا صد بار جانم را گرفته بود! گفتم: چی؟! گفت: غربت آسمان شهر شما. یک وقت‌هایی آن‌قدر دلم هوای زمین و آسمان شهر خودم را می‌کند که فکر می‌کنم الان است که بیفتم و بمیرم از دل‌تنگی، درست مثل همین حالا. جنگ هزار چیز با خودش می‌آورد. عشق و غربت را یکجا به من داد.»
از طرفی، می‌توان گفت مشکلات جنگ و قحطی سال ۱۳۲۰ در‌آذربایجان مسئله‌ای است که در رمان‌ها کمتر به آن پرداخته‌اند و به‌عبارتی، شاید بتوان این‌طور گفت که ادبیات ما در حوزه مسائل جنگ، در جنوب کشور و پایتخت غنی شده است. این در حالی است که در این کتاب، خانم رسولی راوی اول‌شخص مردی را انتخاب می‌کند که آذری‌زبان است و به درونیات او رخنه کرده است، داستانی که هر خواننده‌ای آن را بخواند و آن زن را بشناسد، محال است از خاطرش برود.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.