خانه‌داری| چرا کوکوی سیب‌زمینی در هنگام سرخ کردن، از هم پاشیده می‌شود؟ ۲۳ هزار خانواده زن‌سرپرست تحت پوشش حمایتی شهرداری تهران یک بانوی مربی ایرانی در آستانه لژیونر شدن | مسیر پیشرفت و رشد فوتبال زنان ایران، روشن‌تر شده است ۴۳ درصد سقوط فرزندآوری در خراسان رضوی نگاهی به اعداد و ارقام حال و آینده جمعیت ایران و خراسان رضوی| آیا این استان به نسبت کشور جوان است؟ «زن و هویت مشهد» | بخش هفتم: رستاخیز پرچم ایران در دست زنان مشهد خانواده‌های ایرانی پس از ازدواج، تمایل به فرزندآوری دارند| افزایش نرخ باروری کل کشور با رفع مشکلات جوانان مجرد قطعی اعطای تسهیلات ۲۰۰ میلیون تومانی خرید کالا به زوجین جوان خراسان جنوبی ترویج فرهنگ ازدواج آسان با اجرای طرح «نوید زندگی» توسط کمیته امداد آیا ابتلاء به پوکی استخوان از شبکیه چشم قابل پیش بینی است؟ جذب یک مربی خارجی دیگر در تیم ملی والیبال زنان کسب مقام سوم ترای اتلون بانوان خراسان رضوی در مسابقات کشوری درباره توانمندسازی اجتماعی والدین برای حضور مجدد فرزندان چه می‌دانید؟ | حمایت بهزیستی از خانواده‌ها بعد از بازپیوند جزییاتی از پرداخت تسهیلات ۵۰۰‌ میلیونی برای زوج‌های جوان در خراسان رضوی| برنامه‌های هفته ازدواج اعلام شد ثبت ۳۰ هزار ازدواج در کشور طی جنگ تحمیلی سوم به خانه شهید خوش آمدید | روایتی ساده و خودمانی از دیدار بانوان رسانه‌ای مشهد با مادر شهید رئیسی جشن ازدواج زوج‌های جان‌فدا در تهران برگزار شد + فیلم
سرخط خبرها
«هیچ‌کس این زن را نمی‌شناسد» روایتی جدید از حضور زنان در جنگ است

«هیچ‌کس این زن را نمی‌شناسد» روایتی جدید از حضور زنان در جنگ است

  • کد خبر: ۱۷۸۰۶۷
  • ۰۴ دی ۱۴۰۱ - ۱۲:۲۶
«هیچ‌کس این زن را نمی‌شناسد» اولین رمان ندا رسولی، نویسنده و منتقد جوان البرزی، و نامزد جایزه ادبی بوشهر است.

به گزارش شهرآرانیوز، این کتاب اثری مــاندگار و فراموش‌نشدنی با ۲ روایت موازی که هریک خواننده را به‌خوبی با خود همراه می‌کند: روایت آصال و سارگل از ۲ زاویه دید متفاوت و در ۲ بازه زمانی نوشته شده است، داستانی که درباره مسئله هویت و تعرض به آن و تلاش برای شناخت و دست یافتن به کنه وجود هریک از شخصیت‌ها نوشته شده و سبب شده است کتاب به گونه‌ای متفاوت، به جنگ و آثار آن نگاهی بیندازد.

«هیچ‌کس این زن را نمی‌شناسد» روایتی است که در دوره قحطی آذربایجان و اشغال آن از سوی نیرو‌های روس نوشته شده است، داستانی بومی که با اشاره به فرهنگ و آداب و رسوم مردم آذری، توانسته است به‌خوبی از پس دیالوگ‌ها و اصطلاحاتش برآید و آن‌ها را به روش قطره‌چکانی به داستان تزریق کند.

شاید بتوان گفت همین امر سبب شده است داستان نه‌تن‌ها برای مردم آن دیار شیرین و روان باشد، بلکه برای همه مخاطبان قابل فهم و خواندنی باشد. علاوه بر آن، هم‌زمانی اتفاقات تاریخی در بستر رمان، نشان از غنی بودن اطلاعات تاریخی نویسنده دارد.

هرچند دغدغه اصلی رمان پیدا کردن هویت آدم‌های داستان است، تاریخ و جنگ ناگزیر مردم آن سرزمین را علت اصلی بحران هویتی آن‌ها می‌داند، جنگی که نه‌فقط خانه و کاشانه و سرزمینشان را اشغال می‌کند، بلکه زنان و دختران را مورد اصابت آثار جبران‌ناپذیرش قرار می‌دهد؛ بنابراین رسولی با انتخاب مضمون و دغدغه اصلی داستان، در بستر تاریخی جنگ، نوک پیکان این آسیب روانی و اجتماعی را به سوی زنان می‌گیرد و معتقد است جنگ برای کسانی که به آن دچار شده‌اند تمام‌شدنی نیست.

جایی از کتاب می‌خوانیم:
«با خنده گفتم: چقدر خوب که خودت هستی و خودت! فقط حیف که عاشق شدی و خودت را اسیر کردی. گفت: عاشق نبودم که تا حالا صد بار جانم را گرفته بود! گفتم: چی؟! گفت: غربت آسمان شهر شما. یک وقت‌هایی آن‌قدر دلم هوای زمین و آسمان شهر خودم را می‌کند که فکر می‌کنم الان است که بیفتم و بمیرم از دل‌تنگی، درست مثل همین حالا. جنگ هزار چیز با خودش می‌آورد. عشق و غربت را یکجا به من داد.»
از طرفی، می‌توان گفت مشکلات جنگ و قحطی سال ۱۳۲۰ در‌آذربایجان مسئله‌ای است که در رمان‌ها کمتر به آن پرداخته‌اند و به‌عبارتی، شاید بتوان این‌طور گفت که ادبیات ما در حوزه مسائل جنگ، در جنوب کشور و پایتخت غنی شده است. این در حالی است که در این کتاب، خانم رسولی راوی اول‌شخص مردی را انتخاب می‌کند که آذری‌زبان است و به درونیات او رخنه کرده است، داستانی که هر خواننده‌ای آن را بخواند و آن زن را بشناسد، محال است از خاطرش برود.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.