سهم ۷۰ درصدی بانوان از رانندگی سرویس مدارس در مشهد پایان مسابقات دوومیدانی قهرمانی دختران کشور به میزبانی شهر مشهد | تیم خراسان رضوی قهرمان شد جشن «نگین سامرا» در حرم رضوی | رواق نجمه خاتون (س) میزبان بانوان در میلاد امام حسن عسکری (ع) اکران و نقد فیلم سینمایی «هنوز نه» با محوریت حل تعارضات زناشویی تورنمنت کافا | تیم ملی فوتبال دختران نوجوان ایران نائب قهرمان شد تأمین جهیزیه برای ۵۰ درصد ازدواج‌های مددجویان تحت حمایت بهزیستی کشور در سال ۱۴۰۵ نجات ۱۱۲ نوزاد از سقط جنین در کاشمر | مرکز نفس، مشاوره‌های تخصصی انجام می‌دهد هفدهمین المپیاد ورزشی محلات منطقه ۲ شهرداری مشهد| ۱۳۰ نفر از بانوان در مسابقات طناب زنی شرکت کردند اجرای نمایش «دختری که  خواب را نوشید» در مشهد با مضمون کودکان شهید میناب | قصه دختری که خواب هایش به واقعیت تبدیل می‌شود از زیارت امین‌الله تا «نگین سامرا» | رواق نجمه خاتون (س) حرم مطهر رضوی میزبان بانوان در شب میلاد امام حسن عسکری (ع) است اینفوگرافی | منابع غذایی غنی از آنتی‌اکسیدان برای پیشگیری از سرطان دهانه رحم را بشناسید برگزاری دومین اجرای اختصاصی تئاتر «دختری که خواب را نوشید» ویژه زوجین جوان مشهدی پیروزی سرخابی‌ها در هفته نخست لیگ برتر فوتبال زنان ساره جوانمردی نامزد عضویت در کمیسیون ورزشکاران پارالمپیک آسیا شد آشپزی | املت اسفناج و قارچ، یک ترکیب درمانی با قدرت چربی‌سوزی است + دستور پخت چرا احترام به خانواده همسر اهمیت دارد؟ چرا آقایان هدیه دادن را تعطیل می‌کنند؟ پرونده نیاز‌های روان‌شناختی زنان مطلقه روی میز پژوهشگران دانشگاه الزهرا آغاز نوزدهمین دوره لیگ برتر فوتبال زنان ایران از امروز (جمعه ۲۷ شهریور ماه ۱۴۰۵) دعای امام رضا (ع) برای فرج | رواق نجمه خاتون (س) حرم رضوی جمعه میزبان بانوان منتظر است
سرخط خبرها
حرم نوشت‌های یک خادمه | عزت نفس گمشده مادر

حرم نوشت‌های یک خادمه | عزت نفس گمشده مادر

  • کد خبر: ۲۳۱۳۱۷
  • ۱۱ خرداد ۱۴۰۳ - ۱۶:۳۳
ناخن‌هایش را ورانداز می‌کنم. یکی از ناخن‌ها را از رد کاشت و لاک لخت کرده است. نشانم می‌دهد و می‌گوید: ببین اصلا قشنگ نیست و خجالت می‌کشم.
مریم دهقان
خبرنگار مریم دهقان

به گزارش شهرآرانیوز، چادر رنگی سرش کرده است. چایش را از خادم چایخانه امام حسن مجتبی(ع) می‌گیرد و دقیقا جلوی من که کنار صف خانم‌ها ایستادم منتظر یکی از همراهانش است. 

چهره ساده و دلنشینی دارد. آرایش چندانی روی صورتش نیست و گردی صورتش در روسری سیاهی که سر کرده می‌درخشد. تا می‌آید گوشه استکانش را بگیرد چشمم به ناخن هایش می‌افتد؛ ناخن‌های کاشته و لاک زده شده‌اش.

می‌پرسد «وضوخانه کجاست؟» این سوال با آنچه ذهنم را از دیدن این صحنه درگیر کرده جرات می‌دهد تا من هم بپرسم «با این ناخن‌ها که نمی‌شود وضو گرفت» با همان زبان شیرین ترکی گردن کج می‌کند و با نازی که در چشم‌هایش وجود دارد می‌گوید: «می ... دانم ولی خب مجبور بودم. عروسی یکی از فامیل‌هایم بود.» 

-کی مجبورت کرده؟

-خب همه فامیل‌ها خودشان را برای عروسی خوشکل کرده‌اند. من هم ناخن‌هایم خیلی خورده شده و اصلا قشنگ نیست.

ناخن‌هایش را ورانداز می‌کنم. یکی از ناخن‌ها را از رد کاشت و لاک لخت کرده است. نشانم می‌دهد و می‌گوید: ببین اصلا قشنگ نیست و خجالت می‌کشم.

- چه اشکالی دارد؟ هر کسی یک جور خلق شده. اتفاقا ناخن‌های خواهر من هم مثل توست ولی کاشت باعث خرابی همین ناخن‌ها می‌شود. تازه وضو و غسل هم ندارد. سلامت ناخن‌های طبیعی‌ات را هم از بین می‌برد.

می‌خواستم همه آنچه درباره احکام شرعی و بهداشتی که درباره کاشت ناخن می‌دانستم را در ذهنش فرو کنم. هانیه هم هی گوش می‌داد و هی می‌گفت: «می‌دانم. خودم هم دوست ندارم ولی مجبورم.»

این واژه «مجبورم» هی توی ذهنم رژه می‌رفت که چه کسی هانیه و هانیه‌ها را مجبور به چنین کاری می‌کند.

می‌گفت: حس می‌کنم خیلی زشت هستم. وقتی مدرسه دخترم می‌روم همه مادر‌ها خوش تیپ‌تر و قشنگ‌تر از من هستند. هر روز جلوی آینه می‌ایستم و از قیافه خودم خجالت می‌کشم. صورتم کک و مک دارد.

صحبت‌هایش بوی گرفتاری می‌داد. حدسی که می‌زنم را با حرکت سر تایید می‌کند. «احتمالا صفحه بلاگر‌های آرایشی و زنان خوشکل اینستاگرام را دنبال نمی‌کنی؟!»

صریح و شفاف و دوستانه می‌گویم «شما به گمانم روی اعتماد بنفس و عزت نفست کار کنی بهتر است. همان دختری که داری دوست دارد یک مامان مطمئن به خود داشته باشد تا صرفا یک مادر زیبا رو که هر روز زمانش را به جای اینکه با او سپری کند توی آرایشگاه‌ها و مراکز زیبایی وقت می‌گذراند. چنین دختری روی چنین مادری در دراز مدت هم حساب نمی‌کند و دقیقا زمانی که تو را لازم دارد نیستی و توی کارهایش هم با تو مشورت نمی‌کند چون از خودت نظری نداری و دائم به دست دیگران نگاه می‌کنی.»

هی من می‌گفتم و او هی سر تکان می‌داد و می‌دانم می‌دانم‌هایش زیادتر می‌شد. تمام سعیم را کردم در همان زمان اندک کمکش کنم ولی نمی‌دانم این حرف‌ها و صحبت‌ها چقدر اثرگذار است. هر بار که حرم می‌روم و در لباس خدمت با زائر‌ها برخوردی دارم دعا می‌کنم حرف‌هایم به جانشان بنشیند و بتوانم گره‌ای از ذهن زائران آقا باز کنم. امیدوارم آقاجانم هم قبول کند و راه را اشتباه نروم.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.