دولت در هفته ازدواج، تالار رایگان و جهیزیه ارزان به زوجین می‌دهد آغاز اردوی تیم ملی هندبال بانوان از هفته آینده| هنوز تصمیم نهایی برای اعزام تیم‌ها به بازی آسیایی ناگویا گرفته نشده است فعالیت حدود ۱۰.۵ میلیون زن بهره‌بردار عشایری در کشور تولد بیش از ۱۹ هزار نوزاد در استان البرز در سال ۱۴۰۴ آیا پرخاشگری کودک زنگ خطر است؟ | تقویت رفتار مثبت، یکی از راهکار‌های مقابله با عصبانیت پوشش بیش از ۱۰۰ هزار زن سرپرست خانوار در بیمه‌های اجتماعی ادامه سیر نزولی فرزندآوری در کشور| آمار سقط جنین در دوران جنگ کاهش داشته است رهبر شهید: پدیده خواهران طلبه برای انقلاب آبروست بانوی ملی پوش اسکواش: تمرکز اصلی ما روی بازی‌های آسیایی ناگویا است برگزاری چهار مرحله اردوی آماده‌سازی تیم ملی فوتسال زنان| ارزیابی فنی یکی از شاخص‌ها است با ۷ نشانه شایع ابتلا به کم‌کاری تیروئید آشنا شویم| ایجاد مشکلات در دوران بارداری در صورت عدم درمان درخشش دختران خراسان رضوی در لیگ کاراته وان نقش مهم والدین در کاهش یا تشدید اضطراب در کودکان ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید امیر بنیمین شیرزاد مواد شگفت‌انگیز شیر مادر برای تکامل مغز کودک واگذاری بیش از ۴۰۰۰ کودک بی سرپرست به خانواده‌ها در دوران جنگ تحمیلی سوم درباره انواع سرفه‌ها در دوران بارداری| تغییرات هورمونی، عامل اصلی است آیا تعداد بانوان اهداکننده خون در کشور افزایش می‌یابد؟
سرخط خبرها
دار‌الفیضش را گرفته تنگ در آغوش

دار‌الفیضش را گرفته تنگ در آغوش

  • کد خبر: ۲۹۹۸۵۳
  • ۲۳ آبان ۱۴۰۳ - ۱۰:۴۹
هوس کرده بودم سر صبح آبان گوشه دنجی از «دار‌الفیض» را برای خودم جور کنم و یک دل سیر حرف‌های تکراری‌ام را با امام رضا «ع» مرور کنم.

به گزارش شهرآرانیوز؛ هوس کرده بودم سر صبح آبان گوشه دنجی از «دار‌الفیض» را برای خودم جور کنم و یک دل سیر حرف‌های تکراری‌ام را با امام رضا «ع» مرور کنم. این را همان لحظه ورود به حرم برای خودم نسخه‌پیچ کردم.

راستی اسم رواق دار‌الفیض را تازه یادگرفتم با اینکه سال‌ها یک گوشه‌اش می‌ایستم و به ردیف گل‌های بالای ضریح حسودی می‌کنم!

همین چند روز پیش بود که زیارتنامه را تند تند تمام کردم و تا خواستم دل بکنم از حال خودم چشمم افتاد به دیوار روبه‌رو و تازه فهمیدم چه جایی ایستاده‌ام. راستش در زیارت بعدی دلم همانجا را خواست و تا پایم را گذاشتم در صحن آزادی، سلامی گفته و نگفته راهم را کشیدم به سمت رواق، اما چیزی نگذشت که صدای جاروی خادمان حرم مسیر نگاهم را تغییر داد.

وسط نوای «این طایفه یعنی اصلِ تکیه‌گاهی، خیر دو دنیا را دهند با یک نگاهی» دلم رفت پیش زنی با چادر سفید که مثل غنچه‌ای بین جمعیت روی زمین سرد جمع شده بود و قدم‌های خادمان جارو به دست و همهمه مردم هم، آسمان صبح و گنبد آقا را از او نگرفت. جمعیت دور شد، اما او بی‌آنکه تکان بخورد دارالفیضش را تنگ در آغوش گرفته بود و در هوای صبح پاییز دلش گرم بود.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.