ورود فرزندان زنان سرپرست خانوار به مدارس تیزهوشان در تهران سرعت می‌گیرد بهره‌برداری از نخستین مرکز نوآوری صنایع دستی و خلاق بانوان در اصفهان| مکانی که هنر و اقتصاد را بهم پیوند می‌دهد آیا می‌توان تولد زودرس را پیش‌بینی کرد؟ بازنگری قانون مهریه در مجلس در مسیر نهایی شدن| نهاد خانواده با حمایت‌های قانونی، تقویت می‌شود پخش برنامه «دختر ایران» از رادیو صبا| زنان تأثیرگذار و موفق در عرصه‌های مختلف معرفی می‌شوند خانه داری| با اشتباهات بسیار خطرناک در خانه تکانی بیشتر آشنا شویم برد صدرنشین‌های جدول در هفته یازدهم لیگ برتر هندبال بانوان آخرین سهمیه پلی‌آف والیبال زنان به کدام تیم می‌رسد؟ آزادی ۱۱۰ مادر زندانی جرایم غیرعمد در مرحله جدید طرح «نذر امام» آغاز مرحله جدید اردوی انتخابی تیم ملی فوتسال بانوان از امروز (۳۰ بهمن ماه ۱۴۰۴) دل تنگ آن سحر‌های دور تحلیلی بر تعیین سقف ۳۷۰ هزار میلیارد تومانی وام‌های ازدواج و فرزندآوری| آیا روند پرداخت به متقاضیان، سرعت می‌گیرد؟ چگونه والدین می‌توانند از کودکان در برابر فضای مجازی محافظت کنند؟ آشنایی با راهکار‌هایی برای صرفه‌جویی و مصرف بهینه آب به ویژه در ایام خانه‌تکانی کاهش اضطراب و افسردگی با کتاب‌درمانی هفته هجدهم لیگ‌برتر فوتسال زنان فردا برگزار می‌شود| مشهدی‌ها در مسیر کرمان روایت زنانه از زندگی گروهی از مردم کرانه باختری در کتاب «گلدا اینجا خوابیده» نتایج جالب پژوهش محققان ایرانی از تجربه مادران درباره نقش مادری
سرخط خبرها
مادر علی انصاریان: با درگذشت فرزندم، دنیا برایم ایستاد

مادر علی انصاریان: با درگذشت فرزندم، دنیا برایم ایستاد

  • کد خبر: ۳۳۲۲۳۰
  • ۲۴ ارديبهشت ۱۴۰۴ - ۰۸:۳۶
مادر علی انصاریان با حالتی بغض‌آلود درباره مرگ فرزندش صحبت می‌کند و می‌گوید: وقتی علی درگذشت، از نظر من دنیا برایم ایستاد.

به گزارش شهرآرانیوز؛ ننه علی با اشاره به اینکه از همان زمانی که دختری نوجوان بودم، عاشق نام علی بودم، همیشه از خدا می‌خواستم روزی پسری به من بدهد تا نامش را علی بگذارم. این اسم برایم یک رویا بود، یک نذر ویژه. وقتی پسرم آمد، اصلاً تردید نکردم. باید علی می‌شد، باید نام علی را می‌گذاشتم و این کار را انجام دادم، بیان می‌کند: علی که به دنیا آمد، دل من شد خانه‌ی مهرش، پیش از او خدا دو فرزند به من داده بود، محمد و فاطمه. اما علی، علی، علی چیز دیگری برایم بود. هنوز نفس اولش را نکشیده بود که شده بود تمام دار و ندار من، یادم هست چهلم پدرم بود. خانه‌مان غرق در عطر فاتحه بود که علی به دنیا آمد. او را در آغوش می‌گرفتم و با او حرف می‌زدم، از دلتنگی‌هایم، از غربت بی‌پدری... گویی آمده بود که هم پدر باشد برای دلم، هم امید روز‌های آینده‌ام.

وی ادامه می‌دهد: عشقش فوتبال بود. اگر به او می‌گفتی بازی نکن، انگار جانش را گرفته‌ای. محله‌مان در خیابان عارف بود؛ همان‌جایی که علی پروین هم زندگی می‌کرد. خیلی فوتبالیست‌های دیگر در این محله بودند، همه بچه‌ها دوست داشتند فوتبالیست و مثل علی پروین شوند، علی هم یکی از آنها بود، از مدرسه که برمی‌گشت، با توپ پلاستیکی تا شب گل‌کوچک بازی می‌کردند، یادم می‌آید یک بار که بچه بود و بازی می‌کرد توپ به چشمانش برخورد کرد و او را به بیمارستان بردم.

مادر علی انصاریان با بیان اینکه با پای خودش رفت بیمارستان فرهیختگان رفت، رفت از ریه‌هایش عکس بگیرد، قرار بود ظهر برگردد تا با هم ناهار بخوریم، اما دیگه برنگشت. ریه‌اش درگیر شده بود. می‌خواست برگردد خانه، ولی دکتر‌ها نذاشتند. گفتند باید بستری شود. به من زنگ زد، گفت: مامان، بیمارستانم، دو روزه میام، چیز خاصی نیست. داروهات یادت نره بخوری، تاکید می‌کند: یهو حالش بدتر شد، رفت ICU. هر روز به بیمارستان می‌رفتم، اما فقط از پشت شیشه می‌دیدمش. هر روز صبح می‌رفتم، قرآن می‌خوندم، صدامو می‌شنید ولی نمی‌تونست حرف بزنه. با چشم‌هاش اشاره می‌کرد، اشک می‌ریخت. می‌گفت: «مامان دعا کن، برگردم خونه. خیلی امیدوار بود که به خونه بر می‌گردد، چند بار گفت مامان، خونه رو تمیز کن. دارم برمی‌گردم، بهمن ماه بود، هوا خیلی سرد بود، وقتی از بیمارستان بر می‌گشتم سرم می‌زد، ولی سمت من نمی‌اومد. می‌گفت: تو سنت بالاست، نباید مریض شوی. من در آن سرمای زمستان پشت بام و با خدا درد دل می‌کردم. زار زار گریه می‌کردم و می‌گفتم خدایا من علی‌ام را از تو می‌خوام.

منبع: ایرنا

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.