نکات مهمی که بانوان محجبه باید در مورد انتخاب چادر مشکی مناسب تابستان بدانند ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید غلامرضا ارباب بهارعلی رقابت‌های شطرنج قهرمانی رده‌های سنی آسیا| عسل ابراهیمی استاد فیده بانوان شد روایت دردناک مادر شهید ستایش علی‌حسینی از شهدای مدرسه میناب + فیلم و عکس تولد نوزاد پسری با وزن بیش از ۵ کیلوگرم در در بیمارستان امام رضا (ع) کرمانشاه + تصویر حریفان تیم ملی در مسابقات کبدی زنان بازی‌های آسیایی ۲۰۲۶ ناگویا مشخص شدند حضور ملی‌پوش مشهدی فوتبال در رقابت‌های دختران کمتر از بیست‌سال کافا ۲۰۲۶ رقابت‌های هاکی چمن قهرمانی آسیا| دختر ملی‌پوش مشهدی در اولین پیروزی ایران نقش پررنگی داشت تکه‌های بدن‌ فرشته‌های مدرسه شجره طیبه تشییع و تدفین شدند| روزی که تابوت‌ها سبک بودند و داغ‌ها سنگین + تصاویر روایت بانوی جوان نیشابوری که بی‌هیاهو گره از کار دیگران باز می‌کند| از تهیه خیرخواهانه جهیزیه تا شکل‌گیری یک خیریه اعضای یک خانواده در بهشت کنار هم هستند+ سند معتبر اختتامیه «حدیث زندگی» در حرم مطهر رضوی | دوره‌ای که سبک زندگی ایرانی-اسلامی را آموزش داد ۷۸۵ میلیارد تومان به مادران مشمول قانون جوانی جمعیت پرداخت شد بهره‌مندی بیش از هزار نفر از بانوان منطقه ۱۰ مشهد از طرح ترنم زندگی سهم ۵۴ تا ۵۷ درصدی زنان در سرپرستی خانوار‌های تحت حمایت کمیته حمایت کشور جام جهانی تیراندازی| هانیه رستمیان دوازدهم شد حضور نمایندگان ایران در دومین سمینار ورزش بانوان کمیته پارالمپیک آسیا ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا|شهید محمدمهدی آخوندزاده طرزجانی
سرخط خبرها
مادر علی انصاریان: با درگذشت فرزندم، دنیا برایم ایستاد

مادر علی انصاریان: با درگذشت فرزندم، دنیا برایم ایستاد

  • کد خبر: ۳۳۲۲۳۰
  • ۲۴ ارديبهشت ۱۴۰۴ - ۰۸:۳۶
مادر علی انصاریان با حالتی بغض‌آلود درباره مرگ فرزندش صحبت می‌کند و می‌گوید: وقتی علی درگذشت، از نظر من دنیا برایم ایستاد.

به گزارش شهرآرانیوز؛ ننه علی با اشاره به اینکه از همان زمانی که دختری نوجوان بودم، عاشق نام علی بودم، همیشه از خدا می‌خواستم روزی پسری به من بدهد تا نامش را علی بگذارم. این اسم برایم یک رویا بود، یک نذر ویژه. وقتی پسرم آمد، اصلاً تردید نکردم. باید علی می‌شد، باید نام علی را می‌گذاشتم و این کار را انجام دادم، بیان می‌کند: علی که به دنیا آمد، دل من شد خانه‌ی مهرش، پیش از او خدا دو فرزند به من داده بود، محمد و فاطمه. اما علی، علی، علی چیز دیگری برایم بود. هنوز نفس اولش را نکشیده بود که شده بود تمام دار و ندار من، یادم هست چهلم پدرم بود. خانه‌مان غرق در عطر فاتحه بود که علی به دنیا آمد. او را در آغوش می‌گرفتم و با او حرف می‌زدم، از دلتنگی‌هایم، از غربت بی‌پدری... گویی آمده بود که هم پدر باشد برای دلم، هم امید روز‌های آینده‌ام.

وی ادامه می‌دهد: عشقش فوتبال بود. اگر به او می‌گفتی بازی نکن، انگار جانش را گرفته‌ای. محله‌مان در خیابان عارف بود؛ همان‌جایی که علی پروین هم زندگی می‌کرد. خیلی فوتبالیست‌های دیگر در این محله بودند، همه بچه‌ها دوست داشتند فوتبالیست و مثل علی پروین شوند، علی هم یکی از آنها بود، از مدرسه که برمی‌گشت، با توپ پلاستیکی تا شب گل‌کوچک بازی می‌کردند، یادم می‌آید یک بار که بچه بود و بازی می‌کرد توپ به چشمانش برخورد کرد و او را به بیمارستان بردم.

مادر علی انصاریان با بیان اینکه با پای خودش رفت بیمارستان فرهیختگان رفت، رفت از ریه‌هایش عکس بگیرد، قرار بود ظهر برگردد تا با هم ناهار بخوریم، اما دیگه برنگشت. ریه‌اش درگیر شده بود. می‌خواست برگردد خانه، ولی دکتر‌ها نذاشتند. گفتند باید بستری شود. به من زنگ زد، گفت: مامان، بیمارستانم، دو روزه میام، چیز خاصی نیست. داروهات یادت نره بخوری، تاکید می‌کند: یهو حالش بدتر شد، رفت ICU. هر روز به بیمارستان می‌رفتم، اما فقط از پشت شیشه می‌دیدمش. هر روز صبح می‌رفتم، قرآن می‌خوندم، صدامو می‌شنید ولی نمی‌تونست حرف بزنه. با چشم‌هاش اشاره می‌کرد، اشک می‌ریخت. می‌گفت: «مامان دعا کن، برگردم خونه. خیلی امیدوار بود که به خونه بر می‌گردد، چند بار گفت مامان، خونه رو تمیز کن. دارم برمی‌گردم، بهمن ماه بود، هوا خیلی سرد بود، وقتی از بیمارستان بر می‌گشتم سرم می‌زد، ولی سمت من نمی‌اومد. می‌گفت: تو سنت بالاست، نباید مریض شوی. من در آن سرمای زمستان پشت بام و با خدا درد دل می‌کردم. زار زار گریه می‌کردم و می‌گفتم خدایا من علی‌ام را از تو می‌خوام.

منبع: ایرنا

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.