دعوای جای پارک در مشهد، جان دختر جوان را نجات داد | در کلانتری سجاد چه گذشت؟ تاکید بر گسترش همکاری‌های مشترک در حوزه زنان و خانواده، محور گفت و گوی تلفنی زهرا بهروز آذر و همتای تاجیکستانی چای سبز جایگاه ویژه‌ای در سبک زندگی سالم دارد| معرفی مهم‌ترین خواص نکات مهمی که برای پخت و توزیع غذای نذری باید رعایت شود دعوای شما با همسرتان، می‌تواند شروع یک خیانت باشد + راهکارها نتیجه یک تحقیق روی ۸ هزار جوان ایرانی فاش کرد: تحصیل‌کرده‌هاو پولدارها کمتر بچه می‌خواهند ! این مواد شیمیایی را از زندگی‌تان حذف کنید تا بارداری سالم‌تری داشته باشید قهرمان مسابقات هندبال نونهالان دختر خراسان رضوی مشخص شد زنان چطور می‌توانند هیئت‌های عزاداری محرم را از زباله پلاستیکی نجات دهند؟ فوت پیرترین زن ایران| بانویی که متعلق به ۵ نسل گذشته بود سهم اعتیاد زنان در ایران حدود یک سوم میانگین جهانی است فرمول طلایی مادران برای بردن کودک به هیئت و روضه محرم پیشگیری از سقط جنین؛ نیازمند رویکرد جامع، علمی و چندبخشی است درخشش دختر اسکیت‌باز سرعت خراسان رضوی در رقابت‌های کشوری صعود ۱۰۹ پله‌ای دختر تنیسور ایرانی در رنکینگ جهانی سرمربی تیم ملی فوتسال بانوان ایران: برگزاری رقابت‌های باشگاهی، انگیزه را افزایش می‌دهد داستان یک کتاب؛ ۱۱ زن ایرانی از روزهایی نوشتند که «گلوله» زندگی را نشانه گرفت ۴ خراسانی در تیم ملی والیبال کمتر از ۱۸ سال دختران| مشهدی‌ها حریفان آسیایی خود را شناختند مصرف این ادویه جادویی از پیری زودرس پیشگیری می‌کند!
سرخط خبرها
مادر علی انصاریان: با درگذشت فرزندم، دنیا برایم ایستاد

مادر علی انصاریان: با درگذشت فرزندم، دنیا برایم ایستاد

  • کد خبر: ۳۳۲۲۳۰
  • ۲۴ ارديبهشت ۱۴۰۴ - ۰۸:۳۶
مادر علی انصاریان با حالتی بغض‌آلود درباره مرگ فرزندش صحبت می‌کند و می‌گوید: وقتی علی درگذشت، از نظر من دنیا برایم ایستاد.

به گزارش شهرآرانیوز؛ ننه علی با اشاره به اینکه از همان زمانی که دختری نوجوان بودم، عاشق نام علی بودم، همیشه از خدا می‌خواستم روزی پسری به من بدهد تا نامش را علی بگذارم. این اسم برایم یک رویا بود، یک نذر ویژه. وقتی پسرم آمد، اصلاً تردید نکردم. باید علی می‌شد، باید نام علی را می‌گذاشتم و این کار را انجام دادم، بیان می‌کند: علی که به دنیا آمد، دل من شد خانه‌ی مهرش، پیش از او خدا دو فرزند به من داده بود، محمد و فاطمه. اما علی، علی، علی چیز دیگری برایم بود. هنوز نفس اولش را نکشیده بود که شده بود تمام دار و ندار من، یادم هست چهلم پدرم بود. خانه‌مان غرق در عطر فاتحه بود که علی به دنیا آمد. او را در آغوش می‌گرفتم و با او حرف می‌زدم، از دلتنگی‌هایم، از غربت بی‌پدری... گویی آمده بود که هم پدر باشد برای دلم، هم امید روز‌های آینده‌ام.

وی ادامه می‌دهد: عشقش فوتبال بود. اگر به او می‌گفتی بازی نکن، انگار جانش را گرفته‌ای. محله‌مان در خیابان عارف بود؛ همان‌جایی که علی پروین هم زندگی می‌کرد. خیلی فوتبالیست‌های دیگر در این محله بودند، همه بچه‌ها دوست داشتند فوتبالیست و مثل علی پروین شوند، علی هم یکی از آنها بود، از مدرسه که برمی‌گشت، با توپ پلاستیکی تا شب گل‌کوچک بازی می‌کردند، یادم می‌آید یک بار که بچه بود و بازی می‌کرد توپ به چشمانش برخورد کرد و او را به بیمارستان بردم.

مادر علی انصاریان با بیان اینکه با پای خودش رفت بیمارستان فرهیختگان رفت، رفت از ریه‌هایش عکس بگیرد، قرار بود ظهر برگردد تا با هم ناهار بخوریم، اما دیگه برنگشت. ریه‌اش درگیر شده بود. می‌خواست برگردد خانه، ولی دکتر‌ها نذاشتند. گفتند باید بستری شود. به من زنگ زد، گفت: مامان، بیمارستانم، دو روزه میام، چیز خاصی نیست. داروهات یادت نره بخوری، تاکید می‌کند: یهو حالش بدتر شد، رفت ICU. هر روز به بیمارستان می‌رفتم، اما فقط از پشت شیشه می‌دیدمش. هر روز صبح می‌رفتم، قرآن می‌خوندم، صدامو می‌شنید ولی نمی‌تونست حرف بزنه. با چشم‌هاش اشاره می‌کرد، اشک می‌ریخت. می‌گفت: «مامان دعا کن، برگردم خونه. خیلی امیدوار بود که به خونه بر می‌گردد، چند بار گفت مامان، خونه رو تمیز کن. دارم برمی‌گردم، بهمن ماه بود، هوا خیلی سرد بود، وقتی از بیمارستان بر می‌گشتم سرم می‌زد، ولی سمت من نمی‌اومد. می‌گفت: تو سنت بالاست، نباید مریض شوی. من در آن سرمای زمستان پشت بام و با خدا درد دل می‌کردم. زار زار گریه می‌کردم و می‌گفتم خدایا من علی‌ام را از تو می‌خوام.

منبع: ایرنا

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.