آغاز نمایشگاه «زنان و تولید ملی» در تهران از ۱۱ شهریور ۱۴۰۵ تعویق یک هفته‌ای مسابقات لیگ برتر بانوان | چرا اردوی تیم ملی فوتبال زنان از ۱۰ شهریور آغاز می‌شود؟ تدابیر جمعیتی وزارت بهداشت؛ از توسعه درمان ناباروری تا ارائه خدمات گسترده و رایگان به مادران باردار و نوزادان هشدار استاد دانشگاه تهران درباره عواقب عادی‌سازی بی‌حجابی در دانشگاه‌ها آیا رژیم کُره‌ای واقعاً باعث کاهش وزن می‌شود؟ مرور تأکیدات رهبر شهید بر نقش ارزنده بانوان خانه‌دار | جامعه باید قدردان باشد آغاز مرحله پنجم اردوی آماده‌سازی تیم ملی هندبال بانوان از ۱۰ شهریور ماه ۱۴۰۵ تیم بانوان استقلال عملکرد خوبی در نقل و انتقالات داشت آشپزی | استانبولی با مرغ؛ غذایی ساده و سرعتی برای وعده نهار + دستور پخت هشدار یک متخصص تغذیه درباره پیامد‌های افزایش وزن بیش از حد در دوران بارداری خانه‌داری | با استفاده از چند ترفند ساده، پیاز را نگینی و یکدست خُرد کنید تیم ملی فوتبال زنان ایران بدون سرمربی! | قراردادی که هنوز امضاء نشده است نقش‌آفرینی رویا میرعلمی در سریال «نسخه آزمایشی» اینفوگرافی | ۱۰ راهکار کلیدی برای امنیت کودکان در فضای مجازی چرا فرزندان اول خانواده باهوش‌تر هستند؟ آشپزی | پیتزای نان لواش؛ یک شام سریع، آسان و خوشمزه + طرز تهیه پشت پرده مخالفت‌های کودکانه چیست؟ تجدید عهد ۳۵۰ دانشجو معلم دختر شاهد و ایثارگر با امام شهید در حرم مطهر رضوی خانه‌داری | با چند ترفند ارزان و خلاقانه برای تحول در دکوراسیون منزل آشنا شویم تیم ملی بانوان ایران چهارم آسیا شد
سرخط خبرها
عشقی که با درد می‌جنگد

عشقی که با درد می‌جنگد

  • کد خبر: ۳۷۳۹۷۶
  • ۲۹ آبان ۱۴۰۴ - ۱۸:۳۳
روایت زندگی زنی که سال‌ها پرستار زخم‌های همسر جانبازش بوده است.

به گزارش شهرآرانیوز، هر خانه‌ای داستانی در دل خود دارد؛ قصه‌هایی که جایی آغاز می‌شوند، جایی به اوج می‌رسند و گاهی آرام می‌گیرند تا ساکنان خانه نفسی تازه کنند. داستان زندگی خانم و آقای جعفری نیز یکی از همین روایت‌هاست؛ روایتی که با جنگ و دفاع مقدس اوج می‌گیرد و با پرستاری‌ها و صبوری‌های مشترک ادامه می‌یابد؛ گاه سخت، گاه تلخ و البته گاهی شیرین.

ابوطالب جعفری از نسلی است که نوجوانی و جوانی‌اش با انقلاب و جنگ هم‌زمان شد. او نیز همچون بسیاری از هم‌سن‌وسالانش، با شنیدن پیام امام خمینی(ره)، بی‌درنگ راهی جبهه شد. خودش می‌گوید: «وظیفه ما این بود که به تبعیت از فرمان رهبری، به سوی جبهه‌ها بشتابیم و از مملکت دفاع کنیم.»

به‌محض بازشدن سر صحبت، چشمان او و همسرش سرخ می‌شوند؛ گواه زنده‌بودن خاطراتی که با وجود گذشت دهه‌ها، هنوز در دلشان جاری است. دلیل حضور ما در این خانه، گفت‌و‌گو با زنی است که سال‌هاست پرستاری از مردی جهادگر را برعهده دارد؛ زنی که از دوران مجردی، نیت کرده بود با یک جانباز ازدواج کند. زهراسادات حسینی می‌گوید: «از قبل در ذهنم بود که با یک جانباز ازدواج کنم. حتی تصمیم داشتم به بیمارستان بروم و خودم انتخاب کنم. درباره جانبازی، اسارت و شهادت فکر کرده بودم و همه سختی‌هایش را پذیرفته بودم.»

آن‌ها در سال ۱۳۶۴ ازدواج کردند، زمانی که تمام بدن آقای جعفری پر از ترکش بود. زهراخانم پای تصمیمش می‌ایستد و با مردی با جانبازی ۵۰ درصد ازدواج می‌کند؛ درصدی که فقط عدد نیست، بلکه نشانه‌ای از درد‌های عمیق و همیشگی است.

ترکش‌ها از پشت تا شکم و زانو‌های او را در بر گرفته‌اند. زهراخانم که در طول این سال‌ها رفیقی مهربان و همراه بوده است، کمتر از رنج‌های خودش می‌گوید؛ مبادا همسرش ناراحت شود. او آرام می‌گوید: «من گلایه‌ای ندارم. حتی اگر شدیدتر از این هم می‌شد، کنار او می‌ماندم. آقای جعفری عمل‌های زیادی داشته؛ از قلب باز گرفته تا چندین عمل برای خارج‌کردن ترکش‌ها. من از همسرم بدی ندیده‌ام. با وجود همه درد‌ها هیچ‌وقت بداخلاقی نمی‌کند؛ اما بعضی‌ها تا حرفی می‌زنیم، می‌گویند: خب، نمی‌خواستید بروید!»

زهراسادات ادامه می‌دهد: «خیلی از شب‌ها به علت درد ترکش‌ها خوابش نمی‌برد. زخم‌ها مدام از داخل سر باز می‌کنند و عفونت می‌کنند. من تا جایی که بتوانم، کنارش بیدار می‌مانم؛ اما حقیقتش فشار عصبی زیادی تحمل کرده‌ام و خودم هم دارو مصرف می‌کنم. با همه مشکلات، افتخار می‌کنم که در این زندگی قدم در راه خدا گذاشته‌ام. شاید بزرگ‌ترین افتخارم این باشد که پرستار همسرم هستم.»

با وجود همه سختی‌ها، عشق این دو نفر همچنان پابرجاست. کمتر از درد‌های جسمانی‌شان می‌گویند، اما زندگی‌شان برای بسیاری الگوی صبوری، وفاداری و عشق است؛ عشقی آزموده‌شده در میدان سختی و استقامت.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.