زهرا زنگنه| شهرآرانیوز، یکبار باخت، اما برای همیشه برنده شد. آنقدر که در میدان رقابت، به الگو تبدیل شد. کافی است کنار زمین بایستی و سرویسها و اسپکهایش را تماشا کنی؛ آنوقت میفهمی این دستها در سرد و گرم میدان پرورش یافتهاند. او توپ را فقط نمیزند، بر آن شلاق میزند؛ ضربههایی که بعد از برخورد با زمین، ارتفاعی دوچندان میگیرند.
معصومه زارعی، بازیکن والیبال نشسته شهرمان، زنی است که زندگی و بازی در همین خاک را انتخاب کرده و در رشتهاش به یک نابغه واقعی تبدیل شده است.
ناهمسان بودن پاهای معصومه، معلولیتی است که از کودکی همراه او مانده؛ یادگاری تلخ که گفتهاند نتیجه تزریق اشتباه آمپول بوده است. اما این معلولیت هرگز سد راهش نشد. هرچه مسیر سختتر شد، سقف آرزوهایش بالاتر رفت؛ تا جایی که پیراهن تیم ملی والیبال نشسته را بر تن کرد.
خودش میگوید: «در مدرسه والیبال بازی میکردم، اما بهخاطر معلولیتم بعد از یک ست، پایم بیحس میشد و تعویض میشدم. یکی از مربیانم شرایط من را دید و با مربی والیبال نشسته صحبت کرد. همانجا دعوت شدم و مسیرم عوض شد.»
او در مدت کوتاهی، از زمین مدرسه به اردوی تیم ملی رسید و در ۱۹سالگی، جوانترین بازیکن تیم ملی والیبال نشسته کشور شد.
راز ماندگاریاش ساده است؛ امید. معصومه جایی برد که روحیهاش را نباخت. یاد گرفت غر نزدن، جلو میاندازد و قوی ماندن، راه را باز میکند.
او ۲۴ سال است بیوقفه برای تیم ملی توپ میزند؛ تمرینات سنگین را پشت سر گذاشته و در هر تورنمنتی که حاضر شده، همراه تیم ملی درخشیده است.
چهار دوره حضور در مسابقات پاراآسیایی، تجربه پارالمپیک و ایستادن در میدانهای بزرگ، بخشی از کارنامه اوست. سه نایبقهرمانی و یک مقام سومی پاراآسیایی و رتبه پنجم پارالمپیک ریو، افتخاراتی هستند که با تلاش جمعی تیم رقم خوردهاند.
از آغاز مسیر ورزشی تا امروز، معصومه در خدمت تیمهای استان و شهرمان بوده است. با تیم استان ۱۸ بار قهرمان کشور شده و هشت دوره نیز روی سکوی قهرمانی سوپرلیگ ایستاده است.
با این حال، خودش والیبال نشسته را رشتهای درآمدزا نمیداند. میگوید: «یک فصل با تیم ذوبآهن قرارداد داشتم و مبلغ قرارداد ۲۸ میلیون تومان بود که همان هم هنوز کامل پرداخت نشده است.».اما عشق به ورزش، او را پایبند نگه داشته است.
این داور و مربی درجه ۳ والیبال نشسته معتقد است: «خیلیها میآیند و میروند، اما کسانی موفق میشوند که میمانند. نباید انتظار داشت با ورود به این مسیر، سریع به تیم ملی رسید. بعضی بازیکنان سالها دعوت میشوند، خط میخورند و دوباره برمیگردند.»
معصومه تحول زندگیاش را مدیون والیبال نشسته میداند. خودش میگوید: «قبل از لیگ و تیم ملی، حال روحی خوبی نداشتم. معلولیتم را ضعف بزرگی میدانستم، حتی خانوادهام را مقصر میدیدم. اما این ورزش نگاهم به زندگی را عوض کرد؛ اجتماعیتر شدم و دوباره شاد بودن را یاد گرفتم.»
او با کمبودها و حمایتنشدنها ساخته، اهل غر زدن نیست و راهش را از دل پیچوخمهای زندگی پیدا کرده است. حتی زمانی که در اولین اردوی خارجی، پیشنهاد بازی برای تیم ملی کشوری دیگر را دریافت کرد، قاطعانه رد کرد:
«دوست دارم برای کشور خودم و زیر پرچم ایران بازی کنم. هیچ چیز برایم ارزشمندتر از این نیست که با حجاب و برای اصالت وطنم رقابت کنم.»