ناگفته‌هایی از فعالیت‌های همسر شهید رهبر انقلاب برای اعتکاف واکنش فرمانده سپاه سلمان سیستان و بلوچستان به ترور «افسانه عقیلا» | در انتظار انتقامی سخت باشید آیا آمار ۱۸ میلیون جوان مجرد، سیاه‌نمایی است؟ خانه‌داری | با چند ترفند ساده برای پوست کندن زنجبیل تازه آشنا شوید آشپزی | معرفی دستور پخت سیب‌زمینی پیتزایی که کودکان عاشقش هستند تجربه ابتلا به سرطان پستان برای همه زنان یکسان نیست حدود ۶۰ درصد زنان شاغل با کم‌تحرکی مواجه‌اند | سهم بیش از ۴۷ درصدی بانوان به عنوان نیروی کار رسمی و غیررسمی در جهان شهیده افسانه عقیلا که بود؟ | روایت ناگفته از نحوه شهادت فرمانده شهیده حوزه مقاومت بسیج خواهران مهرستان در عملیات تروریستی امروز شهیده «افسانه عقیلا» در مهرستان سیستان و بلوچستان ترور شد + عکس (۲۲ مهر ۱۴۰۵) غریبه‌ای در خاک مادری (بخش دوم) | روایت کودکان بدون شناسنامه اینفوگرافی | راه‌های کاهش درد در دوران قاعدگی زنان تجلی ارادت بانوان در بارگاه رضوی‌ | مناسک زیارت دسته‌جمعی در رواق نجمه خاتون (س) برگزار می‌شود سلیمی: فضا‌های ویژه بانوان با نیاز‌های دختران نسل جدید تناسب دارد ویدئو | مادرانه | روایتی از دلتنگی مادران شهدا | شهید محمدرضا فولادی تاکید دختر شهید سلامی بر ضرورت پیگیری حقوقی جنایت علیه دانش‌آموزان میناب حواشی ارائه فاکتور خرید سیگار توسط فرزانه فصیحی در ترکیه جزییات مراسم تشییع مادر شهیدان «محمد حسن و حمید یعقوبی» در مشهد نگاهی به مسیر دشوار کسب سهمیه المپیک برای «ناهید کیانی» بانوی ملی‌پوش تکواندو شناسایی سالانه بیش از ۲۱ هزار مورد جدید ابتلا به سرطان پستان در کشور طرز تهیه کوکی رژیمی در خانه + فیلم
سرخط خبرها
آرزو کن دخترم

آرزو کن دخترم

  • کد خبر: ۳۸۱۴۹۸
  • ۰۴ دی ۱۴۰۴ - ۲۳:۰۷
آنچه در افکارم می‌گذشت یک طومار بلند از نشدن‌ها و نرسیدن‌ها بود و انگار سقف کوتاه آرزوهایمان هیچ راهی به کهکشان‌ها نداشت. در یک ناامیدی غریب کلافه کننده به سر می‌بردم.

کلافگی‌ام از ظرف شیری بود که روی صفحه تمیز گاز سر رفت. خسته بودم. مغزم داشت از پردازش ناممکن‌ها از کار می‌افتاد. می‌خواستم خودم را با یک فنجان شیر گرم آرام کنم که سرم، گرم گوشی شد و شیر سر رفت و همین طور که داشتم به زمین و زمان بد و بیراه می‌گفتم، چدن‌های گاز را برداشتم و حجم شیر سوخته را به زحمت جمع کردم.

این مابین، دختر پنج ساله‌ام همین جور که لم داده بود روی مبل و داشت کارتون مورد علاقه اش را می‌دید، با صدای بلند پرسید: «مامان میشه یه خونه‌ای داشته باشیم مثل خونه عروسکی که از نرده سر بخوریم بیایم پایین بیفتیم تو استخر توپ، بعد، از درِ صورتی وارد اتاق موسیقی بشیم و از اونجا با آسانسور بریم طبقه آزمایشگاه و اونجا اکسیر کوچک شونده بسازیم و از اونجا.» و من بدون اینکه یک کلمه از حرف هایش را فهمیده باشم، فقط جواب دادم: «آره مامان میشه. آرزو کن تا بشه»؛ و بعد دستمال غرق شیر را توی سینک چلاندم و شستم و چند نفس عمیق کشیدم تا از شدت خستگی به گریه نیفتم.

توی سرم داشتم به ماراتن عجیب و غریب قیمت‌ها فکر می‌کردم. به لیست بلند آرزو‌هایی که مدت‌ها بود تیک نخورده بود. به تقویم که با عجله جلو می‌رفت و به جوانی که زورش به تغییرات بی سابقه زمانه نمی‌رسید.

آنچه در افکارم می‌گذشت یک طومار بلند از نشدن‌ها و نرسیدن‌ها بود و انگار سقف کوتاه آرزوهایمان هیچ راهی به کهکشان‌ها نداشت. در یک ناامیدی غریب کلافه کننده به سر می‌بردم و خیال می‌کردم می‌شود با یک استکان شیر گرم، از هجوم ویرانگر فکر و خیال ها، فرار کنم. حالا دیگر گاز تمیز شده بود. ته مانده شیر را همین طور خشک و خالی سر کشیده بودم و همچنان که داشتم دستمال‌های نم دار را روی شوفاژ می‌انداختم، دست دخترک را گرفتم تا برای خواب آماده اش کنم.

مثل هرشب بعد از مسواک، نشستم کنارش. توی تاریک روشنای اتاق، درحالی که دست‌های کوچکش را توی دستم گرفته بودم، آرام و آهسته گفت: «مامان من آرزو کردم یک خونه، مثل خونه عروسکی داشته باشیم. بعد آرزو کردم با آسانسور برم اتاق آزمایشگاه. تو هم بیا توی خونه عروسکی من.» نگاه به چشم‌های تیله‌ای روشنش انداختم. امید و اطمینان و شوق بود که از نی نی نگاهش می‌بارید. لبخند زدم. دست هایش را بوسیدم. آخ که اگر می‌شد قد یک بچه پنج ساله، به فرشته آرزو‌ها اعتماد کرد، چقدر شکل زندگی عوض می‌شد.

یقینی را که توی لحن دخترک بود، سال‌ها می‌شد در شلوغی دنیا گم کرده بودم. یک جور اطمینان که اگر در دلم جوانه می‌زد، هر شب برایم شب آرزو‌ها بود و قبل از خواب می‌شد به تصور اجابت شدن آرزو‌ها فکر کرد. حالا دخترک دیگر خوابیده بود و من بیدارتر از هر شب، به طومار بلند آرزو‌هایی فکر می‌کردم که دیگر به نظر محال نمی‌آمد.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.