خادمان امام رضا (ع) برای جشن تکلیف دختران ایران به خانه‌‌هایشان می‌آیند |مهلت ثبت‌نام در «دختر ماه» تا ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ فمنیسم اسلامی، حجاب استایل یا الگوی سوم زن مسلمان ؟ | رویدادی که شبهات زن ایرانی را پاسخ میدهد دومین مرحله مسابقات دوومیدانی جایزه بزرگ (بانوان) پایان یافت| رتبه نماینده خراسان رضوی چه بود؟ آزادی یک مادر زندانی با مشارکت دانش‌آموزان و خیرین در یزد بیش از ۱۹ هزار زن سرپرست خانوار در کهگیلویه و بویراحمد تحت حمایت کمیته امداد هستند آیا کاهش وزن منجر به ارتقای کیفیت زندگی مبتلایان به سرطان سینه می‌شود؟ دعوت از ۱۰ قایقران زن به اردوی تیم ملی + اسامی روند افزایشی مصرف شیرخشک در کشور| آیا الگوی تغذیه‌ای تغییر کرده است؟ ۱۲۸ گوشی در جیب دو زن سارق | پلیس چطور رد آنها را زد که فکرش را هم نمی‌کردند؟ چهارمین حرم اهل‌بیت (ع) در ایران که کمتر درباره‌اش شنیده‌اید | خواهر دیگر امام رضا (ع) کجا مدفون است؟ بانوان در حال فتح کردن بازار طلا هستند | ماجرای یک انقلاب خاموش در صنعت طلای ایران آیا مربی مشهدی هدایت تیم ملی بانوان کبدی را برعهده می‌گیرد؟ به خاطر شومیز خامه دوزی گل دار
سرخط خبرها
سروده تازه بانوی شاعر تاجیک به مناسبت پیروزی انقلاب اسلامی ایران

سروده تازه بانوی شاعر تاجیک به مناسبت پیروزی انقلاب اسلامی ایران

  • کد خبر: ۳۹۱۹۸۳
  • ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۷:۱۷
شاعر خوش‌نام تاجیک به مناسبت چهل‌هفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، شعری تازه‌ با نام «وطن فردوسی» سروده است که مورد استقبال گرم مخاطبان قرار گرفت.

به گزارش شهرآرانیوز، شاعر خوش‌نام تاجیک «شهریه احتم‌زاد» در حساب کاربری خود در «فیس‌بوک» شعر تازه‌ای در وصف ایران، به مناسبت چهل‌وهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی منتشر کرد که مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت.

این شعر با تکیه بر نام و میراث فردوسی، وطن را نه محدود به مرز‌های سیاسی، بلکه گستره‌ای فرهنگی می‌بیند که ایران، تاجیکستان و زبان فارسی را در یک پیکره تاریخی، تمدنی و هویتی به هم پیوند می‌دهد.

«وطن فردوسی»

دوست دارم وطنِ فردوسی.

وطنِ، چون چمنِ فردوسی

قلب من از غمِ تو گشته سیه.

وطنِ شب‌شکنِ فردوسی را

شهد آرد به دل و بر لبِ ما.

بیتِ شکرشکنِ فردوسی

حرفِ بیگانه نبود بر لبِ او.

پارسی بود سخنِ فردوسی

نوترین پیکِ وفا «شاهنامه» ست.

یادِ خلقِ کهنِ فردوسی

بختِ برگشته ما شد سپید.

ز آفتابِ سخنِ فردوسی

زندگینامه ما «شاهنامه» ست.

چون دلی در بدنِ فردوسی

دستِ ضحاک به مُلکش چو رسید.

تیره شد چشم و تنِ فردوسی

نعره برخاست یکی این لحظه.

گویی‌یا از کفنِ فردوسی

تپشِ نبضِ مزارش بلند

گشت از دل‌زدنِ فردوسی

شکر از پنجه دشمن برهاند.

خلقِ لشکرشکنِ فردوسی

تیرِ فرداشکنش خاک بخورد.

غالب آمد وطنِ فردوسی‌

می‌سزد بر بدل جان بخَرید.

گوهرِ هر سخنِ فردوسی

باز در باغِ بهشت ایمن است.

روح و ارواح و تنِ فردوسی

تا دمی تاجیک و ایرانی بُوَد.

زنده است انجمنِ فردوسی

جز خداوند نگردد تسلیم.

هیچ‌کس را وطنِ فردوسی

وطنِ اوست نه‌تنها ایران.

تاجیکم، جان و تنِ فردوسی

تاجیکستان، به‌مثلِ ایران.

هست بی‌شک وطنِ فردوسی

منبع: فارس

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.