به گزارش شهرآرانیوز؛ شلهزرد، طعم صبر است و سخاوت؛ رنگ آفتاب است در غروب روزهداری. قاشقی از آن که در دهان میگذارید، شیرینیاش فقط از شکر نیست؛ از با هم بودن است، از نیتی که پشتش بوده و از دستی که آن را با دیگری قسمت کرده است.
بعضی طعمها هستند که فقط مزه نیستند؛ خاطرهاند، نذرند، دعا هستند. شلهزرد یکی از همانهاست؛ کاسهای طلاییرنگ که با عطر زعفران و گلابش، از آشپزخانه راه میافتد و تمام خانه را پر میکند. کافی است درِ قابلمه را بردارید تا بخار خوشرنگش بالا بیاید و بفهمید که افطار امشب، رنگ دیگری دارد. شلهزرد، از آن دسرهایی است که صبر میخواهد و دلِ آرام. برنج نیمدانه را باید از چند ساعت قبل خیس کنید تا نرم شود. بعد با آب روی حرارت ملایم بپزیدش، آنقدر که دانههایش شکفته و سبک شوند.
وقتی برنج کاملاً باز شد، شکر را اضافه میکنیم و بعد نوبت جادوی زعفران دمکرده است؛ همان مایع طلایی که رنگ و روح شلهزرد را میسازد. کمی گلاب، اندکی هل، و در آخر خلال بادام که میان دانههای نرم برنج جا خوش میکند؛ البته بودنش چندان هم ضروری نیست. سخت نگیرید. حواستان باشد اجازه بدهید برنج کاملاً بپزد و لعاب بیندازد، بعد شکر را اضافه کنید تا بافتش شل نشود. اما رنگ طبیعی و عطر اصیل زعفران است که تفاوت را رقم میزند.
در لحظههای آخر هم یک تکه کوچک کره میتواند برق و لطافت خاصی به دسرتان بدهد. شلهزرد خوب نه خیلی سفت است که قاشق در آن گیر بیفتد، نه آنقدر شل که شکل نگیرد؛ باید با هر قاشق، نرم و یکدست بالا بیاید. اما شلهزرد فقط یک دستور پخت نیست؛ یک مراسم کوچک خانوادگی است. از همان وقتی که برنج را میشویید و زعفران را در هاون میسابید، بوی مشارکت در خانه میپیچد. یکی خلال بادام را آماده میکند، یکی گلاب میآورد، یکی هم مسئول هم زدن مداوم قابلمه میشود. کار تقسیم میشود و دلها نزدیک.
و بعد میرسیم به زیباترین بخش ماجرا؛ تزیین روی شلهزرد. کمی دارچین را میان انگشتها میگیرید و آرامآرام طرح میزنید. شاید یک گل ساده، شاید یک «یا علی» یا یک «یا حسین». حتی اگر شلهزرد را برای نذر نپخته باشید، نیت خیر و تقسیم کردنش با دیگران، معنای تازهای به آن میدهد. یک کاسه برای همسایه، یکی برای مادربزرگ، یکی برای دوستی که دلش گرفته. بچهها وقتی میبینند قرار است از دستپخت خانوادهشان سهمی به دیگران برسد، بخشیدن را یاد میگیرند؛ بیسخنرانی و منبر و نصیحت، فقط با یک کاسه شلهزرد.
شاید راز ماندگاری شلهزرد همین باشد؛ اینکه ما را دور یک قابلمه جمع میکند و بعد مقداریش از خانه بیرون میرود تا دل دیگری را شاد کند. در دنیایی که هر کسی سرگرم کار خودش است، همین بهانههای کوچک برای کنار هم بودن و به یاد دیگران بودن، خانواده را گرم نگه میدارد. وقت افطار، وقتی کاسههای طلایی را سر سفره میگذارید و عطر زعفران با صدای اذان در هم میآمیزد، حس میکنید چیزی بیش از یک دسر ساده آماده کردهاید.
منبع: فارس