به گزارش شهرآرانیوز؛ بانوان و نوجوانان دو رکن اساسی در جامعه هستند، از این رو ماه رمضان امسال فرصتی رقم خورده تا با استفاده از آیات روحبخش قرآن، دمی چند با این قشر هم صحبت شویم.
«وَ مَا رَمَیتَ إِذْ رَمَیتَ وَلَکنَّ اللَّهَ رَمَى» (سورۀ مبارکۀ انفال، آیۀ ۱۷)
ما زنانی هستیم که با وجود مسئولیتهای مادری و همسری، تصمیم گرفتیم ادامهتحصیل دهیم. یادتان هست به ما میگفتند: «تو با این بچۀ کوچک؟ کی وقت میکنی درس بخوانی؟ آخرش که چی؟ بنشین زندگیات را بکن» و گاهی ته دلمان میلرزید که نکند کم بیاوریم، نکند همان شود که بقیه میگویند. اما با وجود همۀ تردیدها، سهم خود را، هرچقدر هم کموناچیز بهنظر میرسید، انجام دادیم و تلاشمان را کردیم.
میدانید زیبایی ماجرا کجاست؟ آنجایی که میان آنهمه «نمیشود»ها و «نمیتوانی» ها، صدای آرامی از ته دلمان ندا میداد: «تو فقط تلاش خودت را بکن». زیبایی این کار آنجایی بود که وقتی قدم اول را برداشتیم، انگار یک دست غیبی به کمکمان آمد؛ آن مشتری بزرگی که بهطور غیرمنتظرهای پیدا شد، آن حمایتی که از جایی که فکرش را هم نمیکردیم رسید، آن قدرتی که ناگهان در کلاممان جاری شد و همه را متقاعد کرد. انگار خدا فقط منتظر همان قدم اولمان بود؛ چه زیبا تلاش کوچکمان را دید و به آن برکت داد.

وقتی انسان در مسیر راه به دیواری بلند برخورد میکند، جایی که ارادههای انسانی در فاز برخورد با موانع قرار میگیرند؛ درست در همان نقطه است که پروردگار وارد صحنه میشود. اینجاست که خدای متعال تمام معادلات بشری را بههم میریزد؛ آنجا که به حبیبش میفرماید: «وَمَا رَمَیتَ إِذْ رَمَیتَ وَلَکنَّ اللَّهَ رَمَى؛ و تو (ای پیامبر) آنگاه که (بهسوی دشمن) تیر انداختی، تو نبودی که انداختی، بلکه این خدا بود که انداخت».
این آیۀ شریفه، سه درس بزرگ به ما میدهد
درس اول: قانون «مشتِ خاک» (تلاشهای کوچک، اثرات بزرگ)؛ گاهی با خود میگویید: «فقط میتوانم یک غذای ساده بپزم»، «فقط میتوانم دو کلمه با فرزندم صحبت کنم»، «زورم به اصلاح اخلاق تند همسرم نمیرسد» و....
اما خداوند تعالی میفرماید: «تو همان مشت خاک را بردار! تو همان تلاش کوچک خودت را انجام بده. آن محبت و صبوری کوتاه تو را چنان در دل همسر و فرزندت مینشانم که اثرش معجزه کند. پرتابکردن از تو است و اثرگذاری از من!»
درس دوم: تو تنها نیستی (امداد غیبی)؛ وقتی صبح زود بیدار میشوی و کارهای خانه یا بیرون را با خستگی انجام میدهی، نگو: «من تنهایی بار زندگی را میکشم»؛ بلکه بگو: «خدایا! این دستِ من است، اما قوت از توست.
این زبانِ من است که فرزندم را نصیحت میکند، اما نفوذ کلام از توست». وقتی بدانی «وَلَکنَّ اللَّهَ رَمَى» (یعنی خداست که دارد کار را جلو میبرد)، دیگر از بزرگی مشکلات نمیترسی؛ چون خدای تو، خدای طوفانهاست.
درس سوم: پرهیز از غرور (آفتِ «من بودم»)؛ وقتی فرزندت باادب و صالح بار آمد، وقتی با مدیریت تو چرخ اقتصاد خانه چرخید یا هنرت مورد تحسین قرار گرفت، مراقب باش دام «من بودم» تو را نگیرد.
این آیه به ما میآموزد که در اوج موفقیت، مؤدبانه سند افتخاراتمان را به نام خدا ثبت کنیم و با دلی آرام بگوییم: «خدایا! درست است که من زحمت کشیدم، اما اگر لطف و خواست تو نبود (وَلَکنَّ اللَّهَ رَمَىٰ)، هیچکدام به هدف نمینشست».
گاهی با خودمان میگوییم: «با این حقوق کم چه کنم؟»، «با اینهمه مشکل چطور این بچه را تربیت کنم؟» خداوند میفرماید: «تو سفره را پهن کن، تو آن کلمۀ محبتآمیز را به همسرت بگو؛ من از آن درآمد کم، برکت میسازم و از آن تلاش سادۀ مادرانه، فرزندی صالح و «حیّة تسعی» (پویا و زنده) بیرون میآورم».
ما زنها مظهر اسم شافی خداوند در خانه هستیم. وقتی نصفشب بالای سر فرزند بیمارت بیداری، وقتی برای همسرت دمنوش درست میکنی، وقتی با یک لبخند، خستگی را از اهل خانه دور میکنی، این دستان توست که کار میکند، اما آن کسی که اثر میگذارد و شفا میدهد، «بِإِذْنِ اللَّهِ» است. دارو بهانه است، پرستاری تو بهانه است؛ شفادهنده اوست.
بله، خواهران من! خدای متعال، اینگونه خدایی است؛ او آنقدر کریم است که میگذارد کار به اسم ما تمام شود، اما فاعل اصلی و همهکاره خودش است. در پروندۀ اعمال مینویسند: «فلان خانم بچهاش را مؤمن تربیت کرد، فلان خانم زندگیاش را نجات داد و...»؛ خدا افتخارش را به ما میدهد، اما قدرتش از خودش است.
بیایید از امروز عهدی تازه ببندیم. بیایید بار سنگین نگرانی برای آینده را زمین بگذاریم. بیایید هر صبح که بیدار میشویم، بگوییم: «خدایا! من امروز تمام تلاشم را میکنم، بهترین خودم را ارائه میدهم، اما نتیجه با توست؛ تو که داناتری، تو که مهربانتری».

نکتهای بسیار ظریف و کلیدی در این تفکر نهفته است که شخصیت ما را رشد میدهد. وقتی باور کنیم که نیروی اصلی که پیروزی را محقق میسازد، اراده و قدرت خداوند است، اتفاقی بزرگ در درونمان رخ میدهد و آن رهایی و نجات پیداکردن از دام غرور و خودبزرگبینی است. اگر موفق شدیم، مغرور نمیشویم که «من بودم که این کار را کردم!»، بلکه میگوییم: «تلاش کردم، اما خدا خواست که شد».
از طرفی، اگر نتیجهای که میخواستیم حاصل نشد، ناامید و شکسته نمیشویم؛ چون میدانیم ما کم نگذاشتهایم و حتماً حکمتی در کار مدبر عالم بوده است که فعلاً از آن بیخبریم.
دوستان من! چه در اوج سختیها باشید و چه در قلههای موفقیت، یک حقیقت قرآنی وجود دارد که مانند لنگر کشتی، ما را در طوفان حوادث ثابت و آرام نگه میدارد. خداوند در سورۀ مبارکۀ آلعمران، آب پاکی را روی دستمان میریزد و میفرماید: «وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِندِ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکیمِ؛ پیروزی تنها از جانب خداوند شکستناپذیر و حکیم است».
وقتی این حقیقت در جان ما نشست، معجزهای در درونمان رخ میدهد. این نگاه، زن مسلمان را متعادل میکند؛ نه در پیروزی، سرمست غرور میشود و نه در شکست، اسیر یأس. باور به اینکه «پیروزی نهایی دست خداست»، ما را در برابر طوفانهای زندگی، متواضع و درعینحال قدرتمند نگه میدارد و این، رازِ آرامش واقعی است که این روزها همه به دنبالش هستند.
منبع: فارس