تلاش دختر ملی‌پوش ایرانی در بازی‌های آسیایی دیده شد | پاداش ۲.۵ میلیارد تومانی کمیته ملی المپیک به دختر دونده ایران هشدار یک پزشک به بانوان: توده‌های سرطان پستان در مراحل اولیه، بدون درد رشد می‌کنند اصرار برای درنوردیدن مرز‌های اخلاق در فیلم سینمایی «خانوم والده» | زن‌پوشی در سینمای ایران و جهان پدیده تازه‌ای نیست تولید ماکت‌های مینیاتوری توسط بانوی مشهدی از حیاط‌های خانه‌های دهه ۶۰ احکام شرعی | دیدگاه مراجع تقلید درباره سقط جنین ناقص الخلقه چیست؟ جنگ؛ امروز هم پرچم به دوش زن ایرانی است جنجال بر سر مهریه ۲۶ میلیاردی پیرزن ۷۵ ساله | در کلانتری شهرک فراجا مشهد چه گذشت؟ دفاع مقدس به روایت بانوان | محفل روایت ایثار در رواق نجمه خاتون (س) حرم مطهر رضوی برگزار می‌شود (۴ مهر ۱۴۰۵) عبور ۱۵ توپ از خط دروازه‌ها در هفته دوم لیگ برتر فوتبال بانوان | پرسپولیس برد، استقلال واگذار کرد حضور ستاره مشهدی در تیم ملی کبدی بانوان در بازی‌های آسیایی ۲۰۲۶| چین تایپه شکست خورد تثبیت جایگاه تیم ملی فوتسال زنان ایران در جدیدترین رده بندی جهانی منتشر شده آشپزی | خاگینه قاشقی؛ دسری سنتی و محبوب شهر تبریز + طرز تهیه پایان هفته نخست لیگ برتر هندبال بانوان باشگاه‌های کشور | کدام تیم پیروز میدان شد؟ صعود بانوی ملی‌پوش دوومیدانی ایران به مرحله فینال دوی ۴۰۰ متر زنان بازی‌های آسیایی ۲۰۲۶ ناگویا جنجال بر سر دیسکالیفه شدن فاطمه محیطی‌زاده در آستانه کسب یک مدال تاریخی در رقابت ۷گانه دوومیدانی در بازی‌های آسیایی آشپزی | علت تلخ شدن خورشت قیمه و راه حل آن چیست؟
سرخط خبرها
میراث مادربزرگ

میراث مادربزرگ

  • کد خبر: ۴۰۰۵۱۰
  • ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۴:۴۷
  • ۱
در ایام نوجوانی‌ام، شب‌هایی که فردایش به هر دلیلی مدرسه تعطیل بود، باروبُنه را جمع می‌کردم و به خانه مادرجان می‌رفتم.
ملیکا محمودی حسین آباد، دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات زن و خانواده
نویسنده ملیکا محمودی حسین آباد، دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات زن و خانواده

ملیکا محمودی حسین‌آباد، دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات زن و خانواده | شهرآرانیوز: در ایام نوجوانی‌ام، شب‌هایی که فردایش به هر دلیلی مدرسه تعطیل بود، باروبُنه را جمع می‌کردم و به خانه مادرجان می‌رفتم. گاهی آنقدر وسایل برمی‌داشتم که هرکس مرا می‌دید فکر می‌کرد عازم سفر هستم.

هرسال شب ۲۲بهمن دلم می‌خواست روایت دسته اول آن سال‌های قبل از انقلاب و پیروزی انقلاب را از زبان شیرین و با لهجه‌ مشهدی «مادرجان» بشنوم. یک‌جوری سر صحبت را باز می‌کردم و از قبل برایش چای لیوانی خوش‌رنگی می‌ریختم همراه نعلبکی لبه‌طلایی و آب‌نبات‌های حاجی دارچینی می‌بردم و کنار دستش می‌نشستم.

او می‌گفت و من مدام در ذهنم خودم را جای جوانی‌اش می‌گذاشتم که جوادش را یک‌دستی بغل می‌کرده و عکس امام(ره) را که روی مقوا چسبانده بوده تا پاره نشود، با دست دیگر می‌گرفته و لبه چادر رنگی‌اش را مثل همین حالا با دندان نگه می‌داشته و یک نفس تا میدان شهدا می‌رفته برای شعاردادن.

از انقلابی که پیروز کرده بودند، می‌گفت. تا به خودمان می‌آمدیم، شب از نیمه گذشته و می‌رسیدیم به آن جا‌هایی که از مسجد محل کاموا می‌گرفته و کلاه و شال‌گردن برای رزمنده‌ها، از شب که بچه‌هایش می‌خوابیدند یعنی در تنها وقت خالی‌اش تا خود صبح می‌بافته و گاهی می‌رفته مسجد و لباس خونی رزمنده‌ها را می‌شسته و چقدر به حال مادر آن رزمنده صاحب لباس، که معلوم نیست شهید شده یا نه در همان حال گریه می‌کرده.

همیشه به حال مادرجان غبطه می‌خوردم؛ چه چیز‌هایی دیده بود. چه خاطرات دسته‌اولی از جنس حماسه داشت، خودش یک تاریخ شفاهی بود.‌ می‌توانست نوه نوجوان و پرجنب‌وجوشش را ساعت‌ها سرگرم و مدهوش خاطرات شیرین روز‌های جوانی‌اش کند.

دلم می‌خواست در دوران انقلاب و جنگ به دنیا می‌آمدم و آن حماسه‌ها را از نزدیک می‌دیدم و گاهی فکر می‌کردم چه مادربزرگ حوصله‌سربر و بی‌خاطره‌ای می‌شوم که هیچ اتفاق تاریخی را به یاد نمی‌آورم.

دنیا دوران رکودش به من رسیده

ده سال از این خاطره گذشت و من هم حماسه‌ها دیدم شاید حماسه‌هایی که من دیده‌ام غایت آن شروع مادربزرگ در دهه ۵۰ بوده باشد.

شاید آن نفرینی که او به جان کارتر کرده بود، الان در حق ترامپ گرفته باشد و البته من می‌دانم دعای مادربزرگ‌ها همیشه مستجاب می‌شود.

من هم مثل جوانی‌اش چادرم را با چنگ‌ودندان نگه می‌دارم و الان عکس «آقا سیدمجتبی» را روی مقوایی چسباندم و هر شب یک‌نفس تا میدان شهدا می‌روم. می‌روم که انقلابی را که مادرجان به من سپرد، به دست صاحبش بسپارم.

در این مجال آخر، همین قدر بگویم گل خاطرات زمان مادربزرگی‌ام را گذاشتم برای خاطره‌ای از جنگ رمضان که به ظهور انجامید.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۴:۲۶ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۹
0
0
قشنگ بود . ظهور امام زمان انشاالله