سرخط خبرها
ماجرای شفای همسر فلج یکی از خادمان امام رضا(ع) در مطبوعات

ماجرای شفای همسر فلج یکی از خادمان امام رضا(ع) در مطبوعات

  • کد خبر: ۴۰۲۰۷۳
  • ۰۹ فروردين ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۰
روزنامه‌های قدیمی از منابع مطالعاتی درباره تاریخ زنان به شمار می‌روند که مطالعه آنها ما را با شرایط زمانی و اتفاقاتی که در ارتباط با زنان به وقوع پیوسته است آشنا می‌کنند.

غلامرضا آذری خاکستر، کارشناس و پژوهشگر تاریخ | شهربانو، روزنامه‌های قدیمی از منابع مطالعاتی درباره تاریخ زنان به شمار می‌روند که مطالعه آنها ما را با شرایط زمانی و اتفاقاتی که در ارتباط با زنان به وقوع پیوسته است آشنا می‌کنند. هرچند در مطبوعات قدیمی اخبار معدودی درباره بانوان منتشر شده است، بیشتر خبر‌ها از قتل، جنایت و ستم‌هایی که بر آنها شده است حکایت دارند. روزنامه ادب نخستین روزنامه منتشرشده در مشهد است که ۱۲۳ سال پیش خبری با عنوان «معجزه باهره» در تاریخ اول جمادی‌الاول ۱۳۲۰ منتشر کرده است. یکی از زنان شهر مشهد که مبتلا به امراضی بوده، پس از توسل به ائمه، شفا پیدا کرده است. این خبر علاوه بر روزنامه ادب، در روزنامه ایران و کتاب اخبار خراسان در مطبوعات دوره قاجار نیز انعکاس یافته است.

کربلایی حسن نام فراش اول آستانه مقدسه رضویه [..]عیالی داشته شهربانو نام. چهارده ماه به امراض متعدد مزمنه مهلکه که یکی از آنها مرض فلج بوده مبتلا شده، از هردو پا ناقص و در گوشه‌ای افتاده، ابدا قادر بر حرکت نبوده و به جمیع اطبای ارض اقدس مشهد مقدس رجوع کرده که شاید مرض فلج با سایر امراض معالجه شود. از همه‌جا مأیوس و محروم روی عجز و نیاز به درگاه خالق بی‌انباز آورده. به حضرت ثامن الأئمه (ع) متوسل شده و عرض می‌کند: سال هاست در سلک جاروب‌کشان حضرت رفیعت مشرف و مشغول خدمتگزاریم. صریحا عرض می‌کنم چنانچه مرض‌های مریضه‌ام را شفا نداده و علاج نکردی، دیگر بار به خدمت جاروب‌کشی آستانه مقدسه‌ات مشرف نمی‌شوم.

بعد از این اظهار عجز و دل‌شکستگی، در شب دوشنبه ۱۵ شهر ربیع‌الثانی، شهربانوی مریض می‌خوابد. می‌بیند جمعی در اطراف او نشسته‌اند. هوا تیر و تار می‌شود. آن جمع متفرق می‌شوند. شخص جلیل‌القدری وارد شده، به او می‌فرماید: برخیز بیا. عرض می‌کند: فلجم. نمی‌توانم حرکت کنم. مجدد می‌فرماید: برخیز. او را به هوا صعود می‌دهند. به اندازه‌ای بالا می‌برند که نظر او به ماه می‌افتد که مثل آفتاب می‌درخشد. عرض می‌نماید: بیش از این نمی‌توانم بیایم.

او را نزول به جای اول می‌دهند. می‌نشیند. مشاهده می‌کند حضرت سیدالشهدا (ع) وارد می‌شوند و قنداقه حضرت علی‌اصغر در بغل مبارکشان و دو زن محترمه در خدمت آن بزرگوار هستند. شهربانوی فلج و مبتلای به امراض متعدد مزمن با کمال ناتوانی و اجبار، شرح حال خود را عرض می‌کند. می‌فرمایند: برخیز. تو را شفا دادیم.

فورا از خواب جستن کرده، در وجود خود ابدا اثری از مرض فلج و سایر امراض نمی‌بیند. با قدرت و حال صحت، از جای خود حرکت نموده، شوهر خود را بیدار کرده و می‌گوید برخیز برویم به حرم حضرت ثامن‌الاولیا ارواح العالمین له الفداء مشرف شده، سر بر آستان مبارک بمالیم. بحمدا... شفا عنایت فرمودند. [..]با جمعی که از مرض فلج و سایر امراض او اطلاع داشتند محض شهادت می‌روند خدمت جناب مستطاب اجل اکرم آقای نصیرالملک، متولی‌باشی آستانه مقدسه، و مراتب را به طور کامل معروض داشته و حضرات شهود هم ادای شهادت نموده، پس از ثبت امر، می‌فرمایند به نواختن نقاره شادیانه و از شنیدن این معجزه درخشان تمام مسلمانان اثنی‌عشری شادی‌ها نمودند و کربلایی حسن، فراش آستانه مقدسه، هم که در این مدت دو سال مرض زوجه‌اش مبالغی مقروض و پریشان‌حال و مستأصل شده بود، از محاسن اتفاق، قرض او را حضرت تولیت جلیله ادا کردند و از مخمصه و پریشانی خلاصی می‌گردد.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.