دعوت از ۲ خراسانی به اردوی تیم ملی فوتسال دختران در رده جوانان انجام غربالگری سلامت زنان سرپرست خانوار در کلینیک‌های مددکاری اجتماعی کشور کسب مقام سومی تیم بسکتبال ۳ به ۳ زیر ۲۳ سال دختران ایران در مسابقات آسیایی دختر ملی پوش کبدی مشهد راهی اردوی آمادگی در کشور هند شد واکنش پزشکیان به موفقیت دختران وزنه‌بردار ایران در کسب نخستین نایب قهرمانی آسیا طرز تهیه لیمو عمانی خانگی؛ چاشنی اصیل ایرانی بانوی ملی‌پوش تالو ایران: جام جهانی تجربه مهمی برای من بود معرفی یک غذای مناسب برای حفظ ایمنی و رشد مغز کودکان + طرز تهیه خداحافظی بهترین گلزن تاریخ فوتبال زنان سپاهان از این تیم پس از ۹ سال همکاری ۸۰ درصد بازیکنان تیم ملی کبدی بانوان، جوان هستند | نبود دیدار تدارکاتی پیش از بازی‌های آسیایی؛ بزرگترین چالش درباره انجام اکوکاردیوگرافی قلب جنین در دوران بارداری چه می‌دانید؟ نسخه امام رضا (ع) برای میزبانی بدون استرس رفع ابهام وضعیت تیم استقلال در حوزه نقل‌وانتقالات قبل از آغاز لیگ برتر فوتبال زنان روند کاهشی نرخ مرگ زنان باردار در استان کهگیلویه وبویراحمد انجام مطالعه‌ای درباره روش‌های موثر در کاهش تعارض در زندگی مشترک ویدئو | مادرانه | روایتی از دلتنگی مادران شهدا | شهید ابوالفضل حسن زاده
سرخط خبرها
روایت ۴۰ روز بی‌قراری و دلتنگی در غیاب امام شهیدم

روایت ۴۰ روز بی‌قراری و دلتنگی در غیاب امام شهیدم

  • کد خبر: ۴۰۵۶۰۹
  • ۲۱ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۵
چهل روز از آن روز تلخ گذشت، روزی که باورش سخت بود و هنوز هم سنگینی‌اش از دل‌ها نرفته است.

مرضیه وحدت| شهرآرانیوز؛ چهل روز از آن روز تلخ گذشته است؛ روزی که باورش سخت بود و هنوز هم سنگینی‌اش از دل‌ها کنار نرفته است. این چهل روز، برای من، نه فقط گذر زمان، بلکه سفری در میان اندوه، دلتنگی و بازخوانی خاطراتی بود که هر لحظه‌اش رنگی از حضور داشت.

از همان سحرگاه روز دوم جنگ که خبر شهادت رهبر عزیزمان اعلام شد، گویی همه چیز رنگ دیگری گرفت. گویی زمان ایستاده بود و نفس‌ها سنگین‌تر شده بودند.

این چهل روز برای من، چهل منزل از اندوه بود. هر روزش با یادآوری سخنرانی‌ها، نگاه‌ها و آن آرامش خاصی که در کلام رهبر شهیدمان جاری بود، آغاز می‌شد. گاهی در میان شلوغی روزمره، ناگهان جمله‌ای از ایشان در ذهنم طنین می‌انداخت و بغضی خاموش، گلویم را می‌فشرد، تنها موضوعی که آرامم می‌کرد حضور در اجتماعات گسترده و شبانه مردمی بود.

طی شب‌های منتهی به چهلم رهبر شهید، دست دختر کوچکم را می‌گرفتم و به خیابان می‌رفتم، زیرا شعار دادن و پرچم گرفتن، دلم را کمی آرام میکرد.

رهبر شهیدمان، فردی بودند که همیشه حضورشان، حتی از دور، برایمان دلگرمی بود.

همیشه آرزو داشتم من هم ایشان را از نزدیک ببینم، ولی حیف که چقدر زود دیر می‌شود.

در این مدت، بیشتر از قبل به خودم و باورهایم رجوع کردم. به این فکر کردم که چه نکته‌ای از آن همه سال همراهی و هدایت، در من باقی مانده است؟ آیا فقط خاطره است یا مسئولیتی هم بر دوش ما به ویژه ما بانوان گذاشته شده؟ این سؤال‌ها، هر روز ذهنم را درگیر می‌کنند و مرا وادار تا عمیق‌تر به مسیر خودم نگاه کنم.

این چهل روز، برای من تنها سوگواری نبود؛ نوعی بیداری هم بود. فهمیدم که فقدان، اگرچه دردناک است، اما می‌تواند آغازی برای بازنگری باشد. آغازی برای اینکه ببینیم چقدر از آنچه از ایشان آموخته‌ایم را در زندگی‌مان جاری کرده‌ایم و اکنون چه وظیفه‌ای به عنوان نقش، مادر، همسر و یک بانو در جامعه داریم.

اکنون که به روز چهلم رسیده‌ام، هنوز دلتنگی هست، هنوز جای خالی رهبر شهیدمان حس می‌شود، اما در کنار آن، نوعی عهد در دل شکل گرفته است؛ عهدی برای ادامه دادن، برای زنده نگه داشتن راهی که پایان نمی‌یابد و قرار است با رهبری و هدایت حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای و ملت شهید پرور ایران اسلامی ادامه یابد.

این چهل روز گذشت، اما اثرش ماندگار شد؛ در قلب، فکر و در مسیری که حالا بیش از همیشه نیاز به استقامت دارد.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.