سرخط خبرها
سخنی با رهبرم | دختران مشهدی بعد از ۴۰ روز با رهبر شهید سخن می‌گویند

سخنی با رهبرم | دختران مشهدی بعد از ۴۰ روز با رهبر شهید سخن می‌گویند

  • کد خبر: ۴۰۵۶۶۲
  • ۲۱ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۸:۰۲
چهل روز از شهادت رهبر شهیدمان گذشته است و دختران مشهدی با اندک شناخت و محبتی که از ایشان در دل دارند چند کلامی با عزیز از دست رفته ملت سخن گفتند.
مریم دهقان
خبرنگار مریم دهقان

به گزارش شهرآرانیوز، اربعین رهبر شهید بهانه‌ای شد به سراغ دختران نوجوان و جوان شهر برویم تا آنچه بین آنها و پدری مهربان که سال‌ها از خانه ایران در برابر طوفان‌های سهمگین دشمن دفاع کرده است برایمان بگویند و بنویسند. آنچه می‌خوانید برخی از دلنوشته و گفته‌های دختران مشهدی از حسرت به جا مانده در دل‌هایشان نسبت به رهبر شهیدی است که این روز‌ها در بین ما نیست.

رهبری که مردمان را ندیده دوست دارید

شیدا نجارزاده در رثای رهبر شهید، ایشان را عزیز ملت و آقای مهربان امت خطاب کرده است و برایشان نوشته است «رهبری که مردمان را ندیده دوست دارید، این روز‌ها مردمان عالم شما را دیده یا ندیده، عاشقتان هستند. این محبت میان شما و مردم، شیوه‌ی میان رهبر و رهرو، راه و رسم علی (ع) است. مطلوبِ دوست، رسیدنِ دوستش به جایگاهی خوب می‌باشد و این تفاوت شماست با رهبران غرب.

بی‌شک به احوالات ما آگاه هستید و دعایتان از سر محبت همراه و نیروبخش ماست، اما شرح کوتاهی می‌نویسم و امیدوارم که فرشتگان در خانه بهشت این نامه را به رسمیت شناخته و به دست شما برسانند.

آقاجان! ما خوبیم، شکرِ خدای قادر مهربان که حرمِ ایران را در آغوش کشیده است. دلمان تنگ است و کمی بی‌قراریم، اما این نمای نزدیک به قله، دلگرم‌مان می‌کند. در نزدیکی قله، نسیم عاقبت به خیری می‌وزد و عطر ظهور.

این روز‌ها قدر شما را خیلی بیشتر می‌دانیم، وقتی در خیابان‌های شهرمان از حیدر، مدد می‌خواهیم در یاد شما هستیم، ما را مردمان شجاع تاریخ یاد می‌کنند، آنطور که شما بودید به رسم شیعه بودن. جایتان خالی است، اما بودنتان بیش از نبودن احساس می‌شود همانند شیشه عطری که شکسته و عطرش همه‌ی شهر را فراگرفته است.

سلام گرم ما را به یاران برسانید و بگویید که محتاج دعا هستیم.

با محبت و دلتنگی، دختر ایران

امان از این همه کاش

جوینده، دختر ۱۷ ساله مشهدی است که همچنان در غم فراق رهبرشهید غمگین است و می‌گوید: هنوز هم داغ رهبر شهیدم مثل همان روز اول بر دلمان است، همان سحری که خبر شهادت را شنیدم و نمی‌دانستم گریه کنم یا برایشان خوشحال باشم که به آرزویشان رسیده است.

او در ادامه با لحنی خودمانی همچون دختری که به پدری عزیز نامه می‌نویسد رهبر شهید را خطاب قرار داد و نوشت: «رهبرم رفتنت داغدارم کرد. مرهم دردهایم عکس‌هایت است. کاش بودی، کاش...! امان از این همه کاش، اما غم رفتنت از آن شبی که رهبر جدید اعلام شد فقط کمی از روی دلم برداشته شد. از آن شب قدری که فهمیدم جواب دعاهایم را خدا داده و رهبری صالح و مانند شما پناه ملت ایران شده است.

از آن شبی که سید مجتبی خامنه‌ای به رهبری منصوب شد فهمیدم هنوز هم پناهی داریم. رهبرم سید مجتبی خامنه‌ای من با شما بیعت میکنم دست پدر بدرقه راهت. آماده خدمت به شما هستیم.»

سپیده، یکی از دانشجویان این شهر هم با اشکی که بر چشم دارد از حسرت نشناختن رهبر ابراز ناراحتی می‌کند و ادامه می‌دهد «فکر نمی‌کردم تا این حد آقا را دوست داشته باشم که بعد از شهادتش، اشک امانم ندهد. من تا پیش از این هیچ رابطه‌ای با رهبر نداشتم، اما به محض شنیدن خبر شهادت، انگار دری جدید به رویم باز شد و متوجه شدم چقدر من از وجودش غافل بودم، چه حیف که زود رفت و ما قدرش را ندانستیم.»

ترویج فرهنگ کتابخوانی بخاطر رهبرم

زهرا، دختر جوان دیگری است که به تازگی موسسه‌ای در حوزه کتابخوانی و مطالعه راه‌اندازی کرده و با حسرتی که در دل دارد می‌گوید «رهبر شهیدمان کسی بود که در حوزه کتاب و مطالعه پیشران بود و خیلی از ما به خاطر ایشان اهل کتاب شدیم. من به عنوان یک فعال حوزه کتاب سعی دارم بخشی از صحبت‌های رهبر شهیدم را تا جایی که بتوانم عمل کنم و برای ترویج فرهنگ کتابخوانی در شهرم تلاش کنم.»

یکی دیگر از دختران مشهد به شهرآرانیوز می‌گوید: «رهبر شهیدم، رهبر عزیزم، اگر در این سال‌ها شما سنگر را نگه داشته بودید و ما در امنیت بودیم، امروز که شما نیستید، ما و خانواده‌هایمان از سنگری که ساختید نگهداری خواهیم کرد. شما آسوده بخوابید.»

درس می‌خوانیم برای پیشرفت کشور

سارا، دختری ۱۵ ساله است که می‌گوید: سخت است از رهبر شهید گفتن و با او سخن گفتن. درس‌های من خوب است و همیشه تلاش می‌کردم در درس‌هایم نمره‌های خوبی بگیرم تا به آنچه در نظر دارم برسم، اما شهادت رهبرمان باعث شد بیشتر از قبل تلاش کنم و برای پیشرفت ایران، با بهتر و دقیق‌تر درس خواندن، به کشورم خدمت کنم. همان کاری که رهبر شهید بار‌ها از ما خواستند و من تنها کاری که الان از دستم برمی‌آید همین است.

مریم، دانشجوی دانشگاه آزاد مشهد در رشته روانشناسی است و بیان می‌کند: «ما به چشم خود دیدیم که چقدر فریفته اخبار دروغین دشمن شدیم، هم نسبت به شخصیت رهبر عزیزمان و هم فعالیت و برنامه‌های کشور و خاکمان؛ اما جنگ رمضان به ما نشان داد ما چقدر قوی هستیم. به نظرم اگر هر کسی در هر کاری که می‌تواند انجام دهد با هدف پیشرفت کشور باشد بدون شک ما خیلی زودتر از آنچه که فکرش را بکنیم جلو خواهیم رفت. من به عنوان یکی از دانشجویان ایران، می‌توانم در رشته تحصیلی خودم با مطالعه بیشتر به مردم کشورم کمک کنم و نقشی در آن داشته باشم، یعنی همان چیزی که رهبر شهید بار‌ها از ما جوان‌ها می‌خواستند و من هم تمام تلاش خودم را برای این کار می‌کنم.»

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.