نیکوعقیده| شهرآرانیوز؛ دست روی دستگذاشتن را دوست ندارد، درد هممحلهایهایش را میفهمد و تا کاری برایشان انجام ندهد، آرام نمیگیرد. درعین این همه دغدغهمندی، آرامشی مثالزدنی در وجودش دارد و نگاه مهربانی که که پیش از هر کلامی، صمیمیتش را نشان میدهد. تکهکلامش، «مامانجان» است؛ عبارتی که آخر هر جملهاش میگذارد و باعث میشود کلامش در جان بنشیند.
همه این ویژگیها در وجودش باعث شده است که حالا کلی مسئولیت روی دوش او قرار بگیرد؛ مسئولیتهایی که تمامی ندارند و دغدغههایی که یکیدو تا نیستند. دبیر مدارس حاشیه شهر است و فرمانده پایگاه بنتالهدی و مدیر قرارگاه کرامت. او یک تشکل و گروه جهادی فعال به نام ولیعصر (عج) هم دارد. اما همه اینها بخشی از مسئولیتهایی هستند که او برعهده گرفتهاست.
به واسطه همین فعالیتها حالا سیصدنیروی پای کار دارد که مثل او دغدغه پیشرفت این محله را دارند. هرکدام گوشهای از کار را برعهده گرفتهاند. یکی رایگان برای بانوان جلسه مشاوره برگزار میکند، دیگری بهعنوان معلم برای کودکان بازمانده از تحصیل کلاس درسی برگزار میکند و....
بنایی که آجرش را فهیمه سروری دانهدانه روی هم گذاشته، قرار است توسط او و همراهانش تا ثریا هم بالا برود. اما چه شد که این دغدغهها در او شکل گرفت؟
برای پیداکردن ریشه این دغدغهمندی باید به سالها قبل برگشت؛ به خانهای پرجمعیت که فهیمه سروری فرزند اول آن و متولد سال ۱۳۶۱ بود. خودش میگوید هیچوقت کسی از او نخواسته بود بار زندگی را به دوش بکشد، اما او آگاهانه این مسئولیت را پذیرفته بود و از همان سالهای کودکی تلاش میکرد کنار پدر و مادرش سهمی در اداره خانه و تربیت خواهر و برادرهایش داشتهباشد. هنوز خاطره روزهایی را به یاد دارد که دانشآموز کلاس پنجم دبستان بود و برای پذیرایی از مهمانها آشپزی میکرد. قدش به اجاق گاز نمیرسید و مجبور میشد صندلی زیر پایش بگذارد تا بتواند غذا درست کند. میگوید پدر و مادرش بیش از هر چیز مسئولیتپذیری را به فرزندانشان آموختند؛ درسی که بعدها در تمام مراحل زندگی همراهش ماند. الگوی زندگیاش را پدرش میداند.
محمد سروری در محله چهرهای شناختهشده بود؛ نانوایی خوشنام که ریشسفید محله بود؛ «صدای پدرم همیشه در گوشم است؛ میگفت هرجا که هستی، متواضع و فروتن باش، مسئولیت خودت را به کسی واگذار نکن و توکلت همیشه به خدا باشد.».
اما پدر تنها به تربیت اخلاقی فرزندانش اهمیت نمیداد و تحصیل برای او موضوعی جدی بود. همین شد که وقتی فهیمه سروری سال۱۳۸۵ در رشته جغرافیا و برنامهریزی شهری دانشگاه فردوسی مشهد پذیرفته شد، برای این اتفاق جشن گرفت و برای فامیل و اهالی محل ولیمه داد. فهمیه سروری چهارسال دوران دانشجویی را با جدیت پشت سر گذاشت. از همان سالها در پروژههای پژوهشی مختلف کنار استادانش فعالیت و برای انجام هر پروژه ساعتهای زیادی مطالعه میکرد؛ «چهار سال با تلاش و با جان و دل درس خواندم. خارج از درسها هم با استادان، پروژههای مختلفی را پیش میبردیم. برای هر پروژه لازم بود دهها کتاب بخوانم و ساعتها مطالعه کنم. همان سالها یاد گرفتم برای رسیدن به نتیجه، هیچ راه میانبری وجود ندارد.»
بعد از فارغالتحصیلی و پساز ازدواج، همراه همسرش به محله کنهبیست (موعود) آمد، محلهای که سالها بعد قرار بود بخش بزرگی از دغدغهها، فعالیتها و تلاشهایش در آن شکل بگیرد. از همان روزهای نخست، دو مسیر را همزمان پیش برد؛ معلمی و فعالیتهای فرهنگی و تشکیلاتی در مساجد. اولین مدرسهای که بهعنوان معلم در آن مشغول به کار شد، مدرسه مهشید در خیابان حر۲۹ بود. معلمی نبود که فقط به تدریس کتابهای درسی بسنده کند. ذهنش پر از ایده بود و مدام به این فکر میکرد که چطور میتوان فضای مدرسه را برای دانشآموزان و خانوادهها دلنشینتر کرد. همان روزها پیشنهادی به مدیر مدرسه داد؛ برگزاری برنامهای با عنوان «جشن تلاش». ایده این بود که در این مراسم، پدران دانشآموزان به مدرسه بیایند و به پاس زحمات همسرانشان، شاخه گلی و هدیهای هرچند کوچک به آنها تقدیم کنند. مادرانی که کمترکسی از زحمات روزانهشان قدردانی میکرد، آن روز درمیان تشویق خانوادهها مورد تقدیر قرار گرفتند.
سروری در همان سالها، درحالیکه فرزند خردسال داشت و مسئولیتهای زندگی مشترک را هم برعهده گرفته بود، از یادگیری دست نکشید. برای ارتقای تواناییهای آموزشی خود در دورههای تخصصی آموزش و پرورش شرکت کرد و مدارک تدریس در سه درس اصلی ریاضی، علوم و ادبیات را دریافت کرد. او معتقد بود معلمی تنها ایستادن پشت میز کلاس نیست و برای اثرگذاری بیشتر باید مدام آموخت و بهروز ماند. همین نگاه باعث شد در مدارس مختلف این محدوده به تدریس مشغول شود و دانشآموزان سالهای مختلف او را در کلاسهای درس دیده باشند. مدرسه اشرف برزگر، استقلال، آصفیفر، شهید رحیمزاده و بسیاری از مدارس دیگر این منطقه، هر کدام بخشی از سالهای معلمی او را در خود جای دادهاند.
اما فعالیتهای فهیمه سروری هیچوقت به مدرسه محدود نماند. او در سالهای ابتدایی حضورش در محله، عضو شورای اجتماعی محله بود. فعالیتهایش آنقدر پررنگ شد که از او خواستند در مساجد هم مسئولیت بپذیرد. به این ترتیب فعالیت خود را از مسجد جامع پورسینا آغاز کرد و بعد فرمانده پایگاه حضرت ولیعصر (عج) در مسجد حضرت فاطمه (س) شد. میگوید: با خودم گفتم خدایا من چه کاری میتوانم انجام بدهم؟ به این نتیجه رسیدم که از تخصص خودم شروع کنم.
همین شد که آموزش کودکان بازمانده از تحصیل را در مسجد آغاز کرد. ابتدا تعداد بچهها کم بود، اما کمکم معلمان دیگری هم به این مسیر پیوستند. این فعالیت در سال۱۴۰۰ و با شیوع کرونا گستردهتر شد و امروز ۸۳معلم جهادی در مساجد مختلف منطقه به کودکان بازمانده از تحصیل آموزش میدهند. سروری در کنار این کار، سراغ زنان سرپرست خانوار و بدسرپرست محله هم رفت. با همکاری کمیته امداد این بانوان را شناسایی کرد و با حمایت شهرداری، کلاسهای خیاطی را در مسجد راه انداخت. کمیته امداد هم برای تهیه چرخ خیاطی به آنها وام داد. استقبال از این دورهها بسیار زیاد بود و تعداد زیادی از بانوان در کلاسها شرکت کردند. او پس از پایان دورهها، شرکتکنندگان را به تولیدیها معرفی کرد تا بتوانند وارد بازار کار شوند. حالا یکی از شیرینترین خاطراتش مربوط به همین بانوان است. زنانی که روزی حتی توان خرید چرخ خیاطی نداشتند، اما امروز برخی از آنها صاحب تولیدی شدهاند و برای دیگران هم اشتغال ایجاد کردهاند. میگوید: گاهی با من تماس میگیرند و تشکر میکنند. وقتی میبینم روی پای خودشان ایستادهاند، احساس میکنم همه زحمتها ارزش داشته است.»
فهمیه سروری معتقد است هیچکدام از این اتفاقها به تنهایی ممکن نیست؛ «به کار جزیرهای اعتقاد ندارم. کار باید تشکیلاتی و گروهی باشد. قدرت و ظرفیتی را که در کار جمعی وجود دارد نباید دستکم گرفت.» شاید همین نگاه باعث شد در سال۱۴۰۱ گروه جهادی و تشکل مردمی ولیعصر (عج) را راهاندازی و ثبت کند. تشکلی که امروز معلمان، مشاوران، فعالان فرهنگی، مربیان و نیروهای جهادی زیادی را کنار هم جمع کرده است. حالا حدود سیصدنفر بهصورت مستقیم و غیرمستقیم درقالب این تشکل با او همکاری میکنند؛ افرادی که هرکدام گوشهای از کار را به دست گرفتهاند تا چراغ خدمت در محله روشن بماند.
فعالیتهای فهمیه سروری کمکم او را به چهرهای شناختهشده در منطقه تبدیل کرد. به همین دلیل از مساجد و مجموعههای دیگر هم برای همکاری با او دعوت میشد. یکی از مهمترین این فعالیتها در مسجد امامحسین (ع) محله کنهبیست (موعود) شکل گرفت؛ جایی که امروز بخشی از برنامههای آموزشی و فرهنگی او در آن برگزار میشود. او در سال۱۴۰۳ بهعنوان فرمانده پایگاه بنتالهدی در این مسجد منصوب شد. از همان روزهای اول، باتوجهبه جمعیت زیاد کودکان و نوجوانان محله، تشکیل حلقههای صالحین را در اولویت قرار داد؛ جلساتی که حالا بهصورت مستمر در طول هفته برگزار میشود. درکنار آن، تابستانها کلاسهای هنری مانند نقاشی و خیاطی برای دختران نوجوان برپا میشود و چند مشاور و روانشناس هم بهصورت داوطلبانه با مجموعه همکاری میکنند تا کلاسهای مشاوره رایگان برای بانوان برگزار شود. یکی دیگر از برنامههایی که در این مسجد شکل گرفته، قرارگاه ازدواج آسان است؛ طرحی که باعث آشنایی بسیاری از خانوادههای منطقه با یکدیگر شده و زمینه ازدواج تعداد زیادی از جوانان را فراهم کرده است.
فعالیتهای مجموعه مردمی ولی عصر (عج) به همین موارد محدود نمیشود. آنها در طول سال، چندین نوبت ویزیت پزشکی رایگان برای اهالی برگزار میکنند و بسته به نیاز روز، برنامههای مختلفی را در محلهها پیش میبرند. برای مثال در روزهای جنگ، هستههای مقاومت مردمی را تشکیل داده بودند و نیروهای بسیجی در مساجد برای خانوادهها کلاسهایی برگزار میکردند؛ کلاسهایی با هدف حفظ آرامش، مدیریت شرایط بحرانی و افزایش آمادگی خانوادهها. وقتی از او میپرسم چطور میتواند این میزان فعالیت را مدیریت کند، جمله معروفش را که بارها در طول گفتوگو بیان کرده است، تکرار میکند: خدا بزرگ است. توکلت که به او باشد، کارها به بهترین شکل پیش میرود. بعد از آن باز هم از قدرت کار جمعی میگوید اگر امروز این فعالیتها به نتیجه رسیده، بخش بزرگی از آن به خاطر همراهی فعالان و دغدغهمندان محلههاست و بدون آنها حتی بخش کوچکی از این کارها هم پیش نمیرفت. سروری معتقد است یکی از مهمترین دستاوردهای این سالها، ایجاد یک شبکه انسانی از افراد دغدغهمند در محلهها بودهاست. افرادی که هر کدام توانایی و تخصصی دارند و حاضرند بخشی از آن را دراختیار مردم قرار دهند؛ «برای اهالی جا انداختیم که نذر فقط پختن غذا و برپاکردن دیگ نیست. نذر فرهنگی هم داریم. هر کسی میتواند با تخصص خودش نذر کند؛ یکی معلم است، یکی مشاور است، یکی پزشک است و یکی مربی هنری.»
بر همین اساس برای هر حوزه و هر محله، سرگروههایی مشخص کرده و بخشی از مسئولیتها را به آنها سپرده است. روشی که باعث شده کارها بهجای وابستهبودن به یک نفر، میان افراد مختلف تقسیم شود. میگوید: از سرگروهها فقط میخواهم هفتهای یک ساعت وقتشان را به من بدهند. در همان یک ساعت فعالیتها را با هم بررسی میکنیم و همهچیز روشن و شفاف میشود.
زندگی فهیمه سروری آنقدر پرماجرا و پر از مسئولیت است که نمیشود همه فعالیتهایش را در یک گزارش گنجاند. حتی اگر از کارهای اجتماعی و فرهنگیاش هم بگذریم، در زندگی شخصی و حرفهای خود هم مسیر پرفرازونشیبی را طی کردهاست. او تاکنون چند کتاب و مقاله در حوزه دروس پایه سوم دبستان و مدیریت آموزشی منتشر کرده و در سال۱۳۹۷ هم موفق به دریافت مدرک کارشناسیارشد مهندسی برنامهریزی شهری شدهاست.
در میان همه این مسئولیتها، از نقش خانواده هم یاد میکند. میگوید اگر همراهی همسر و دو دخترش نبود، پیش بردن بسیاری از این فعالیتها ممکن نمیشد. وقتی صحبت از فرزندانش میشود، با لبخند از دختر شانزدهسالهاش، محدثه، حرف میزند؛ دختری که در مدرسه از دانشآموزان ممتاز است و حالا او نیز قدم در مسیر خدمت گذاشتهاست.
خاطرهای را تعریف میکند از سفری که به همراه قرارگاه خاتمالانبیا (ص) به یکی از روستاهای محروم تربتجام رفتند. در آن اردو، محدثه کنار دیگر گروههای جهادی نشست و برای کودکان روستا کلاس زبان انگلیسی و عربی برگزار کرد. او از تعریف این خاطره خوشحال میشود؛ شاید، چون نتیجه چیزی را میبیند که سالها برایش تلاش کردهاست؛ تربیت نسلی که فقط به فکر خودش نباشد و برای دیگران هم قدمی بردارد.
در تمام سالهایی که درس داده، کلاس برگزار کرده، نیرو تربیت کرده و مسئولیتهای مختلف را پذیرفته، هدفش یک چیز بوده است؛ اینکه در محلهها انسانهای دغدغهمند و پای کار پرورش پیدا کنند. افرادی که بتوانند مسائل اطرافشان را ببینند و برای حل آنها دست به کار شوند. شاید به همین دلیل است که وقتی از آرزوهایش میپرسم، از عنوانها و مسئولیتها حرفی نمیزند. آرزویش این است که در هر محله، آدمهایی پیدا شوند که دلشان برای هممحلهایهایشان بتپد؛ آدمهایی که ادامهدهنده همین مسیر باشند و برای ساختن محلهای بهتر تلاش کنند.
مریم عباسی، فعال اجتماعی محله:
من عضو شورای اجتماعی محله کنهبیست (موعود) و از نیروهای پایگاه بنتالهدی در مسجد امامحسین (ع) هستم. تا دو سال پیش هیچ فعالیت اجتماعی نداشتم و آشناییام با خانم سروری از طریق دخترم شکل گرفت. اول دخترم عضو بسیج نوجوانان مسجد شده بود و به واسطه او با خانم سروری آشنا شدم. از همان برخوردهای اول، گرمی و صمیمیت ایشان من را جذب کرد. خانم سروری طوری با آدم صحبت میکند که احساس میکنی تو هم میتوانی مؤثر باشی. شور و انگیزهای در وجود آدم ایجاد میکند که دوست داری وارد میدان شوی و کاری انجام بدهی.
بعد از این آشنایی، کمکم فعالیتهایم در مسجد بیشتر شد و حالا بهعنوان رابط مشاوران شورای اجتماعی محله با مردم و اهالی ارتباط دارم و در قرارگاه ازدواج آسان هم فعالیت میکنم. حالا سهشنبهها و پنجشنبهها به مسجد میآیم و در برنامههای مختلف همکاری میکنم. یکی از ویژگیهای خانم سروری این است که هیچوقت کسی را به کاری مجبور نمیکند. فضا طوری است که خودت با علاقه و اشتیاق مسئولیت میپذیری و دوست داری برای محله و مردم کاری انجام بدهی.