فاطمه شوشتری | شهرآرانیوز؛ پرونده بحران جمعیت در کشور، سالهاست که روی میز سیاستگذاران قرار دارد، اما آنچه در سالهای اخیر شاهد آن بودهایم، تقلیل این چالش پیچیده اجتماعی-اقتصادی به مجموعهای از مشوقهای مالی پراکنده و گاه ناکارآمد است. نگاهی به بستههای حمایتی فعلی برای افزایش جمعیت کشور نشان میدهد سیاستگذاران همچنان با «عینکتکبعدی» به مسئلهای مینگرند که ریشههایش در عمق ساختارهای معیشتی و ناامیدی طبقه متوسط نهفته است.
مشکل اصلی سیاستهای فعلی، تمرکز بر «پاداشهای مقطعی» مانند وامهای خرد یا هدایای نقدی ناچیز در برابر «هزینههای بلندمدت» است. سیاستگذار تصور میکند با تسهیلگری در قالبِ اعطای وامهای ازدواج یا خودرو، میتواند از سدِ محاسبات عقلانی خانوادههای ایرانی بگذرد. اما واقعیت این است که در جامعهای که با تورم مزمن، اطمیناننداشتن به آینده و بحرانِ مسکن دستبهگریبان است، یک زوج جوان نمیتوانند «بقای اقتصادی» خود را فدای مشوقهایی کنند که حتی هزینههای اولیه زایمان و مراقبتهای نوزاد را پوشش نمیدهند.
نقد جدی دیگر به طرحهای موجود، نادیدهانگاریِ فضای کسبوکار است. مشوقهای فعلی عمدتا بر «زنِ خانهدار» تمرکز دارند، درحالیکه در جامعه فعلیمان، مشارکتِ اقتصادیِ زنان یکی از ارکان ثبات خانوار است.
نقدها به سیاستهای موجود در بحث افزایش جمعیت درحالی است که حتی متولیان در این حوزه نیز لب به انتقاد گشودهاند. روز گذشته رئیس مرکز جوانی جمعیت، سلامت خانواده و مدارس وزارت بهداشت با تأکید بر اینکه حل بحران جمعیت تنها با شعار امکانپذیر نیست، گفت: «جمعیت» با بنر افزایش نمییابد و نیاز به مشوقهای مؤثرتری داریم.
دکتررضاسعیدی درعینحال ضعف زیرساختهای اجتماعی از جمله نبود مهدکودک در محیطهای کاری، خلأ مسکن ارزانقیمت و ناچیز بودن وامهای ازدواج و فرزندآوری را از مهمترین موانع افزایش جمعیت دانست و افزود: حدود ۸۰۰هزار نفر نیز در صف دریافت وام ازدواج و فرزندآوری قرار دارند. به گفته این مقام مسئول در حوزه جمعیت، میان شعارها و عملکرد بسیار فاصله است. شعارها باید با عمل یکی شوند؛ مردم به شعارها بیتوجه هستند و فقط عملکرد را مدنظر قرار میدهند. برنامهها با عمل، قوانین و شعارها تطابق ندارد.
باتوجهبه صحبتهای این مقام مسئول باید گفت: بزرگترین خطای استراتژیک در این میان، تصورِ «دستوریبودنِ فرزندآوری» است. جمعیت، نتیجه «امید به آینده» است. خانوادهها فرزند نمیآورند، چون «وام» میگیرند؛ آنها فرزند میآورند، چون به ثباتِ اقتصادیِ کشور، امنیت شغلی و قدرت خریدِ حقوقِ ماهانهشان اطمینان دارند. تازمانی که تورم، پیشبینیناپذیریِ بازارها و کاهشِ رفاهِ طبقه متوسط، بزرگترین تهدید برای هویتِ خانوار باشد، سیاستهای مشوق جمعیتی تنها در حدِ «پاککردن صورتمسئله» باقی میمانند.
در پایان یادآوری این نکته ضرورت دارد که دولت برای خروج از این بنبست، باید از «سیاستگذاریِ پوپولیستی» فاصله بگیرد و به سمت «اصلاحاتِ کلانِ اقتصادی» حرکت کند. فرزندآوری محصولِ «ثبات» است، نه «تبلیغات». تازمانیکه هزینه نهایی بزرگکردن یک فرزند، با رشدِ افسارگسیخته تورم و ناامنی مسکن همخوانی نداشته باشد، هیچ مشوقِ نقدی یا وامِ بانکی نمیتواند به این «زمستانِ جمعیتی» پایان دهد.