به گزارش شهرآرانیوز؛ شاید تجربه کرده باشید که دررابطهبا همسرتان، بهجای اینکه از خود بپرسید: «آیا من همسر خوبی هستم؟»، مدام با نگرانی از خود میپرسید: «نکند همسر بدی باشم؟ نکند خیلی افتضاح عمل کنم؟» این دقیقاً همان نقطهای است که کمالگرایی وارد رابطه میشود. نقطهای که انگار ما کفش آهنی پوشیدهایم تا همه مشکلات را یک تنه به خودمان نسبت دهیم.
در این گزارش گامبهگام با فاطمه امانی، رواندرمانگر هیجانمدار همراه میشویم تا این نوع از کمالگرایی پنهان را بشناسیم.
برای مثال، ممکن است زنی مدام با خود فکر کند: «نباید اینقدر عصبانی میشدم؛ باید بیشتر به همسرم توجه میکردم؛ چرا مثل فلانی نیستم که همیشه آرام و مهربان است؟» یا مردی مدام با خود کلنجار برود که: «باید همیشه حواسم به تمام نیازهای همسرم باشد؛ من مرد هستم و نباید خسته شوم.» گویی از خود انتظار دارد که «سوپرمن» باشد و اگر همسرش ناراحت است، حتماً خودش کوتاهی کرده است.
مشکل اینجاست که وقتی استانداردهای ما برای «همسر خوببودن» بیش از حد بالا و غیرواقعی میشود، رابطه را به یک آزمون دائمی تبدیل میکنیم. در این صورت، هر بحث، هر اشتباه یا هر روزی که حوصله نداریم، به مدرکی علیه خودمان تبدیل میشود تا برچسبهایی مثل «من کافی نیستم» یا «من همسر خوبی نیستم» را به خود بزنیم.
اما باید بدانیم که در یک رابطه سالم، قرار نیست هیچوقت اشتباه نکنیم، عصبانی نشویم، خسته نشویم یا همسرمان را ناراحت نکنیم. رابطه سالم، فضایی است که بتوانیم بگوییم: «بله، من امروز عملکرد خوبی نداشتم، اما این به معنای آن نیست که همسر بدی هستم.» این رفتار من، رفتار درستی نبود.
یکی از کارهای مهم، تفکیک «رفتار» از «ارزشِ وجودیِ» ماست. بهجای اینکه بگوییم «من همسر افتضاحی هستم که سر همسرم داد زدهام»، باید بگوییم: «من امروز رفتاری داشتم که شایسته نبود، آن را دوست ندارم و میخواهم مسئولیتش را بپذیرم.» بنابراین، بهجای ساعتها خودسرزنشگری، باید به سراغ «ترمیم» برویم؛ عذرخواهی کنیم، توضیح دهیم و اصلاً قبل از آن، تأمل کنیم که چه چیزی باعث شد واکنش تندی نشان دهیم و دفعه بعد چه واکنش متفاوتی میتوانیم داشته باشیم.
تمامی اینها باید در قالب یک گفتگوی سالم با همسرمان مطرح شود. اگر رفتار اشتباهی داشتیم، باید ابتدا علت آن و سهم خودمان را بررسی کنیم، در مورد نحوه ترمیم رابطه فکر کنیم و سپس با همین ادبیات با همسرمان گفتگو کنیم.
پرسش بسیار مهمی که میتوان از خود پرسید این است: «اگر همسرم این اشتباه را میکرد، چگونه با او صحبت میکردم؟» اگر پاسخ شما این است که با همسرتان بخشندهتر و مهربانتر از خودتان رفتار میکنید، شاید لازم باشد کمی از آن مهربانی را نسبت به خودتان نیز داشته باشید. اما اگر نسبت به همسرتان هم سرزنشگر هستید، باید هم به خودتان و هم به همسرتان فرصت بیشتری بدهید. «همسر خوببودن» به معنای «کاملبودن» نیست؛ بلکه به این معناست که وقتی اشتباه میکنیم، بلد باشیم برگردیم، مسئولیت بپذیریم و رابطه را ترمیم کنیم.
نکته بسیار مهم در عذرخواهی یا ترمیم رابطه این است که به سمت «توجیه» نرویم. نباید بهگونهای رفتار کنیم که طرف مقابل حس کند خودش مقصر بوده است؛ مثلاً نگوییم: «تقصیر تو بود که من داد زدم.» این جمله، عذرخواهی یا ترمیم نیست. ترمیم یعنی مسئولیت رفتار خود را کاملاً بپذیریم: «آری، من مسئولیت این را میپذیرم که امروز کار اشتباهی انجام دادم، از تو عذرخواهی میکنم و تمام تلاشم را میکنم که دیگر این اتفاق تکرار نشود.»
اگر در جمع، شوخی زنندهای با همسرتان کردید، باید مسئولیتش را بپذیرید. استفاده از جملاتی مثل «منظوری نداشتم، مگر چه حرف خاصی زدم؟» عذرخواهی را خراب میکند. در عوض، بگویید: «اشتباه کردم. درک میکنم که وقتی آن شوخی را با تو انجام دادم، باعث خجالت و ناراحتیات شدم؛ از تو عذرخواهی میکنم و تمام تلاشم را میکنم که دیگر تکرار نشود.»
منبع: فارس