به گزارش شهرآرانیوز؛ شناخت اولیای دین اگر صرفا در کلیات و توصیفهای عام خلاصه شود، از دسترس زندگی فاصله میگیرد. در نقطه مقابل، با خواندن و مرور صحنههایی از زندگی و شخصیت ایشان، خصال برجسته انسانی، بیش از هر چیز به چشم میآید. به عنوان نمونه، سیره حضرت زهرا (س) تجلی عینی همین مسیر است. وقتی به ریزهکاریهای سیره حضرت زهرا (س) نزدیک میشویم، با انسانی روبهرو میشویم که در عین اوج بندگی و معنا، در نهایتِ دقت، واقعبینی، انصاف و مهربانی زیسته است؛ انسانی دقیق که نه دچار عواطف سطحی و رها میشود و نه در مواجهه با دیگران به خشکی و تکلیفگرایی کور میافتد. بازخوانیِ چند صحنه ماندگار از زندگی حضرت صدیقه طاهره (س)، پرده از همین موازنه اخلاقی و شخصیت دقیق ایشان برمیدارد. مادری که در خانهاش، نه مهرورزی به بطالت میانجامد و نه تکلیف، بهانه تحقیر میشود.
در منطق اخلاقی حضرت زهرا (س)، تا زمانی که شأن، حرمت و عزت نفس انسان تثبیت نشود، جایی برای مطالبه وظیفه وجود ندارد. در تعابیر نقلشده در روایت شریف کسا، وقتی اهل خانه و فرزندان وارد میشوند، ایشان با واژههایی سرشار از ادب و عاطفه عمیق مانند «یا قُرَّةَ عَیْنی وَ ثَمَرَةَ فُؤادی» (یعنی:ای روشنی چشم و میوه دلم) به استقبالشان میروند. این کلمات برای فاطمه (س) تعارفهای زبانی نبودند؛ شیوهای اصیل از مواجهه با انسانها بودند: رسمیت بخشیدن به شخصیت دیگری و سیراب کردن جان او از کرامت. در نگاه این بانو، انسانی که احساس حقارت یا بیارزشی کند، هرگز بار امانت و مسئولیت را از سر شوق به دوش نمیکشد. مهربانی حضرت زهرا (س) مهربانی حکیمانهای است که پیش از آنکه انتظاری در میان باشد، ظرف عزت مخاطب را پر میکند.
رفتار حضرت زهرا (س) در خانه، آمیزهای دلنشین از معنویت و نشاط طبیعی بود. در روایات تاریخی آمده است که ایشان در هنگام بازی و بالا بردن فرزندشان امامحسن (ع) بر روی دست، با لحنی آهنگین و شادمانه چنین زمزمه میفرمودند: «أَشْبِهْ أَبَاکَ یَاحَسَنْ / وَ اخْلَعْ عَنِ الْحَقِّ الرَّسَنْ / وَ اعْبُدْ إِلَهاً ذَا مَنَنْ / وَ لَا تُوَالِ ذَا الْإِحَنْ: مانند پدرت علی باش؛ ریسمان از گردن حق بردار؛ خدای نعمتبخش را پرستش کن و با کینهتوزان، دوستی مکن!» این صحنه جلوهای کمنظیر از شخصیت ایشان را نشان میدهد: زنی که بلندترین مفاهیم توحیدی، شجاعت، الگوگیری مثبت و برائت را در لحنی شاداب، زنده و ملموس میگنجاند، نه در کلامی تلخ و نصایحی فرساینده. حضرت زهرا (س) نشان دادند که بزرگی روح و جدیت در حقطلبی، هرگز به معنای دور ماندن از ملاطفت، لبخند و زندگی نیست.
در منابع تاریخی ثبت است که امام حسن مجتبی (ع) در سنین خردسالی در مسجد پیامبر خدا (ص) حاضر میشدند، سخنان وحی را میشنیدند و به خانه بازمیگشتند تا آنچه را شنیدهاند برای مادر بازگو کنند. آنچه در این میان چشمگیر است، رفتار حضرت صدیقه طاهره (س) است؛ ایشان با اشتیاقی تمام و صبری مثالزدنی پای سخن مینشستند و گوش میسپردند. فاطمه (س) با این شنوندگی توأم با احترام، نه فقط به راوی سخن تشخص میبخشیدند، بلکه امانتداری و دقت در سخن پیامبر (ص) را در جان مخاطب تثبیت میکردند. مهربانی حضرت در این بود که برای کلام دیگران وقت و ارزش قائل میشدند و گوشی شنوا برای راستی داشتند. ضمن انکه این داستان، تمرینی برای مسئولیتپذیری و امانتداری هم بود و و وجود مادری که شنوندهای خریدار و مشتاق باشد، انگیزه این امانتداری را صدچندان میکرد.
شاید شناختهشدهترین تجلی محبت عام حضرت فاطمه (س) در همان شبزندهداری مشهور نمایان باشد؛ شبی که فرزندشان دیدند مادر تا طلوع فجر برای همسایگان، یکبهیک و با ذکر نام، دعا میفرمایند، بیآنکه دعایی به اهل خانه اختصاص دهند. وقتی از ایشان پرسیده شد، همان قاعده درخشان را بر زبان آوردند: «الْجارَ ثُمَّ الدّارَ» (یعنی: اول همسایه، سپس اهل خانه). این رفتار، تصویری شفاف از انسانی است که از دایره تنگ خودخواهی گذشته و قلبش برای دیگران میتپد. مهربانی حضرت زهرا (س) انحصاری و محدود به مرزهای بسته نبود؛ ایشان در پیوند با خدا، همسایگان و جامعه را در متن خلوتترین لحظات مناجات خود شریک میکردند. عبور از خودخواهی و تعهد به دیگری، از همین مراعاتهای کوچک در محیط اطراف، آغاز میشود.
حضرت زهرا (س) در حساسترین بزنگاهها، با شجاعتی کمنظیر پای دفاع از حق و ولایت ایستادند و در این مسیر هیچ محافظهکاری به خرج ندادند. اما در سیره ایشان نکتهای فوقالعاده دقیق وجود دارد: شجاعت فاطمه (س)، تحمیل بار و هزینه بر دوش دیگران نبود. ایشان خود تمامقد به میدان میآمدند، بیستچهارساعته الگو و حقیقت را در عمل آشکار میکردند، اما کسانی را که هنوز وسعت درک یا موقعیت ورود به این میدان را نداشتند، پیشمرگ یا سپرِ موضعگیریهای سیاسی و اجتماعی خود نمیکردند. این دقتِ اخلاقی، نشانهای از کمال مروت و معرفت در سلوک فاطمی است؛ ایستادن پای آرمان، با حفظ انصاف و بدون بار کردن تکالیف نامتناسب بر شانه همراهان.