نگاهی به عملکرد تیم ملی بسکتبال ۳نفره زنان ایران در بازی‌های آسیایی ناگویا ۲۰۲۶ لزوم حمایت از نقش مادری در کنار مشارکت اقتصادی زنان در جامعه برای یک شادی دسته جمعی طرز تهیه کیک زبرا در منزل + فیلم روایت بانوی وزنه‌بردار تاریخ‌ساز کشورمان که با دست پر از بازی‌های آسیایی برگشت | مادرم تنهامربی‌ام بود برگزاری دومین نشست علمی فرهنگی کنگره بین‌المللی حضرت بی‌بی حکیمه (س) در مشهد رواق نجمه خاتون (س) حرم مطهر رضوی میزبان بانوان در محفل زیارت عاشورا و گفتمان دینی می‌شود (۱۳ مهر ۱۴۰۵) حضور ۱۰ تیم در فصل جدید لیگ برتر بسکتبال بانوان کشور | مسابقات از ۸ آبان ماه ۱۴۰۵ آغاز می‌شود مادر؛ معمار نخستین هویت و ریشه اصیل نسل آینده هشدار | شیوع اختلالات خلقی و اضطرابی در زنان شاغل در کشور ۲ برابر مردان است مهریه در مجلس شورای اسلامی به کجا رسید؟ احکام شرعی | درباره حکم شرعی شستن لباس نجس با لباسشویی چه می‌دانید؟ ویژه‌برنامه‌های رواق حضرت نجمه خاتون(س) حرم مطهر رضوی برای بانوان ( یکشنبه؛ ۱۲ مهر ۱۴۰۵) عدم هماهنگی با همسر؛ بزرگترین چالش والدین در تربیت فرزندان | راهکار چیست؟ حضور بانوی اسکی‌باز خراسانی در نخستین حضور ایران در قهرمانی رولراسکی آسیا ویدئو | مادرانه | روایتی از دلتنگی مادران شهدا | شهید حسن غفاری تلگرد ثبت بیش از یک هزار واقعه طلاق در خراسان شمالی در نیمه نخست سال ۱۴۰۵ آشپزی | سوپ کدو حلوایی؛ یکی از محبوب‌ترین سوپ‌های پاییزی + طرز تهیه ضرورت تقویت نقش زنان در عرصه‌های مدیریتی و اجتماعی افزایش ۶۰ درصدی کسب مدال طلای آسیایی توسط بانوان ایرانی در این دوره از رقابت‌ها
سرخط خبرها
روایت مادری از شهادت پسرش که به عشق حضرت زینب(س) جانفشانی کرد

روایت مادری از شهادت پسرش که به عشق حضرت زینب(س) جانفشانی کرد

  • کد خبر: ۱۹۵۲۰۸
  • ۲۷ آبان ۱۴۰۲ - ۱۷:۰۴
مادر شهید حسین جمالی می‌گوید پسرش به این علت به سوریه رفت و شهید شد که واقعه کربلا تکرار نشود.

به گزارش شهرآرانیوز، شهید حسین جمالی، بعد از اخذ مدرک دیپلم با توجه به علاقه‌ای که به خدمت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی داشت، وارد این نهاد شد و در محرم سال ۹۴ به جمع شهدای مدافع حرم پیوست.

مادر این شهید درباره پسرش می‌گوید: مهرماه ۱۳۶۵ خداوند نوزادی به من عطا کرد. هرکس نامی برای نوزادم پیشنهاد می‌کرد تا اینکه برادر شهیدم را در خواب دیدم. قالیچه‌ای را نشانم داد که نام حسین روی آن نوشته شده بود و به من گفت این نام را برای نوزادت انتخاب کن.

روایت مادری از شهادت پسرش که به عشق حضرت زینب(س) جانفشانی کرد

روزی که پیکر شهید همدانی را آوردند از حسین پرسیدم: چرا به سوریه می‌روند؟ جواب داد: از یک رزمنده فاطمیون همین سؤال را می‌پرسند. در جواب می‌گوید: می‌روم تا واقعه کربلا دوباره تکرار نشود. مادر، برای ما زشت نیست که در خانه بنشینیم و کاری برای بی‌بی زینب انجام ندهیم؟ اجازه می‌دهی من هم سوریه بروم؟ گفتم: برو.

ما به رسم هرسال، روز تاسوعا نذری می‌پزیم و بانی آن حسین بود. آن روز همه وسایل نذری را خرید. بعد لباس‌هایش را جمع کرد و درون ساک گذاشت. از زیر قرآن ردش کردم. شاید آن نگاه آخر را هرگز نتوانم تفسیر کنم. سوم محرم زنگ زد. پرسیدم: کی می‌آیی؟ جواب داد: روز تاسوعا خانه هستم.

روز تاسوعا شد و ما طبق روال هرسال، در آشپزخانه حسینیه در حال پخت نذری بودیم. هرکه می‌آمد می‌پرسید: حسین کجاست؟ در جواب می‌گفتم: زنگ زدم گوشی‌اش خاموش است.

حتما در راه است. بعد از مراسم دیدم حسن، برادرش، آشفته است و گریه می‌کند. گفتم: مادر، اتفاقی افتاده است؟ چرا آشفته‌ای؟ جواب داد: دوستی داشتم که شهید شده است.

زمانی که خبر شهادتش را شنیدم، مات و مبهوت بودم. ناخودآگاه آیه سوره بقره در ذهنم تکرار شد: الذین إذا أصابتهم مصیبة قالوا إنا لله و إنا إلیه راجعون. تکرار این آیه تسکین دلم بود و آرام می‌شدم.

باید به خاطر بچه‌ها خودم را نگه می‌داشتم و صبر می‌کردم. خودش شهادت را دوست داشت. در وصیت‌نامه‌اش نوشته بود: به جای اینکه برای من گریه کنید، برای امام حسین (ع) گریه کنید.

یکی از هم‌رزمانش از شب عملیات می‌گوید: شب عملیات قرآن در دست گرفته بودم و بچه‌ها از زیر آن می‌گذشتند. حسین با موتور چهارچرخ در حال گذشتن از زیر قرآن بود که گفت: دعا کن فردا اولین شهید روز تاسوعا باشم!

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.