کسب مدال طلای تیمی و نقره انفرادی نسرین شاهی در مسابقات جهانی پاراتیراندازی احکام شرعی بانوان | نظر مراجع عظام تقلید درباره کاشت ناخن مصنوعی و تأثیر آن بر وضو و غسل چیست؟ شهرداری مشهد؛ میزبان اردوی تیم ملی فوتسال جوانان بانوان ایران قصه تکراری قانونی برای مهریه | موافقان و مخالفان چه گفتند؟ ویژه‌برنامه‌های معنوی خواهران در حرم مطهر رضوی | از زیارت امین‌الله تا مسابقه و اهدای جوایز درخشش آثار آمنه صدیقی چافجیری هنرمند رشتی‌دوز گیلانی در قلب اجلاس بریکس معرفی راهکارهای درمانی برای رفع افسردگی پس از زایمان | خودمراقبتی در منزل می‌تواند به روند بهبودی کمک کند درخواست‌های مالی خود را چگونه به همسرتان می‌گویید؟ حضور ۴۰ تیم بانوان در مسابقات داژبال محلات منطقه ۶ مشهد کرمانشاه؛ میزبان دومین مرحله اردوی آماده‌سازی تیم ملی هندبال زیر ۱۶ سال دختران تقویت حس بویایی در کودکان با سلامت روان آنها در ارتباط است آیا آزمایش هورمون «آنتی‌مولرین» برای ارزیابی باروری زنان قابل اعتماد است؟ فعالیت ۲۱۲ مرکز درمان ناباروری در کشور | میزان ناباروری در کشور از میانگین جهانی بالاتر است انتخاب پوشش در فضا‌های عمومی، فراتر از یک انتخاب سلیقه‌ای صرف | وقتی پوشش مناسب، مرد و زن ندارد قهرمانی تیم ملی بانوان ایران در مسابقات قهرمانی کاراته رده‌های سنی پایه آسیا طرز تهیه نون شکلاتی در خانه + فیلم غربالگری زنان باردار از نظر هپاتیت B در کشور انجام می‌شود مطالبه شهروندان برای افزایش واگن بانوان در خط یک قطارشهری مشهد ضمانت کمیته امداد خراسان رضوی برای بیش از ۲ هزار زن سرپرست خانوار جهت دریافت تسهیلات اشتغال
سرخط خبرها
حرم نوشت‌های یک خادمه | عزت نفس گمشده مادر

حرم نوشت‌های یک خادمه | عزت نفس گمشده مادر

  • کد خبر: ۲۳۱۳۱۷
  • ۱۱ خرداد ۱۴۰۳ - ۱۶:۳۳
ناخن‌هایش را ورانداز می‌کنم. یکی از ناخن‌ها را از رد کاشت و لاک لخت کرده است. نشانم می‌دهد و می‌گوید: ببین اصلا قشنگ نیست و خجالت می‌کشم.
مریم دهقان
خبرنگار مریم دهقان

به گزارش شهرآرانیوز، چادر رنگی سرش کرده است. چایش را از خادم چایخانه امام حسن مجتبی(ع) می‌گیرد و دقیقا جلوی من که کنار صف خانم‌ها ایستادم منتظر یکی از همراهانش است. 

چهره ساده و دلنشینی دارد. آرایش چندانی روی صورتش نیست و گردی صورتش در روسری سیاهی که سر کرده می‌درخشد. تا می‌آید گوشه استکانش را بگیرد چشمم به ناخن هایش می‌افتد؛ ناخن‌های کاشته و لاک زده شده‌اش.

می‌پرسد «وضوخانه کجاست؟» این سوال با آنچه ذهنم را از دیدن این صحنه درگیر کرده جرات می‌دهد تا من هم بپرسم «با این ناخن‌ها که نمی‌شود وضو گرفت» با همان زبان شیرین ترکی گردن کج می‌کند و با نازی که در چشم‌هایش وجود دارد می‌گوید: «می ... دانم ولی خب مجبور بودم. عروسی یکی از فامیل‌هایم بود.» 

-کی مجبورت کرده؟

-خب همه فامیل‌ها خودشان را برای عروسی خوشکل کرده‌اند. من هم ناخن‌هایم خیلی خورده شده و اصلا قشنگ نیست.

ناخن‌هایش را ورانداز می‌کنم. یکی از ناخن‌ها را از رد کاشت و لاک لخت کرده است. نشانم می‌دهد و می‌گوید: ببین اصلا قشنگ نیست و خجالت می‌کشم.

- چه اشکالی دارد؟ هر کسی یک جور خلق شده. اتفاقا ناخن‌های خواهر من هم مثل توست ولی کاشت باعث خرابی همین ناخن‌ها می‌شود. تازه وضو و غسل هم ندارد. سلامت ناخن‌های طبیعی‌ات را هم از بین می‌برد.

می‌خواستم همه آنچه درباره احکام شرعی و بهداشتی که درباره کاشت ناخن می‌دانستم را در ذهنش فرو کنم. هانیه هم هی گوش می‌داد و هی می‌گفت: «می‌دانم. خودم هم دوست ندارم ولی مجبورم.»

این واژه «مجبورم» هی توی ذهنم رژه می‌رفت که چه کسی هانیه و هانیه‌ها را مجبور به چنین کاری می‌کند.

می‌گفت: حس می‌کنم خیلی زشت هستم. وقتی مدرسه دخترم می‌روم همه مادر‌ها خوش تیپ‌تر و قشنگ‌تر از من هستند. هر روز جلوی آینه می‌ایستم و از قیافه خودم خجالت می‌کشم. صورتم کک و مک دارد.

صحبت‌هایش بوی گرفتاری می‌داد. حدسی که می‌زنم را با حرکت سر تایید می‌کند. «احتمالا صفحه بلاگر‌های آرایشی و زنان خوشکل اینستاگرام را دنبال نمی‌کنی؟!»

صریح و شفاف و دوستانه می‌گویم «شما به گمانم روی اعتماد بنفس و عزت نفست کار کنی بهتر است. همان دختری که داری دوست دارد یک مامان مطمئن به خود داشته باشد تا صرفا یک مادر زیبا رو که هر روز زمانش را به جای اینکه با او سپری کند توی آرایشگاه‌ها و مراکز زیبایی وقت می‌گذراند. چنین دختری روی چنین مادری در دراز مدت هم حساب نمی‌کند و دقیقا زمانی که تو را لازم دارد نیستی و توی کارهایش هم با تو مشورت نمی‌کند چون از خودت نظری نداری و دائم به دست دیگران نگاه می‌کنی.»

هی من می‌گفتم و او هی سر تکان می‌داد و می‌دانم می‌دانم‌هایش زیادتر می‌شد. تمام سعیم را کردم در همان زمان اندک کمکش کنم ولی نمی‌دانم این حرف‌ها و صحبت‌ها چقدر اثرگذار است. هر بار که حرم می‌روم و در لباس خدمت با زائر‌ها برخوردی دارم دعا می‌کنم حرف‌هایم به جانشان بنشیند و بتوانم گره‌ای از ذهن زائران آقا باز کنم. امیدوارم آقاجانم هم قبول کند و راه را اشتباه نروم.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.