سلیمی: مشارکت در «مشهد مهربان» سرمایه‌گذاری برای آینده است ویدئو | مادرانه | روایتی از دلتنگی مادران شهدا | شهید حسن قادری آشپزی | ماش پلو؛ یک غذای بدون گوشت، بسیار مقوی و خوشمزه + طرز تهیه جزئیاتی از شرایط اعلام آمادگی برای شرکت در قرعه‌کشی لیگ برتر فوتسال کشور تیم نائب قهرمان لیگ ۱۴۰۳ فوتسال زنان در آستانه انحلال است تلاش نویسندگان زن ایرانی برای نگارش ادبیات زنانه | در رمان‌های زنانه‌گرا، شخصیت اصلی زن است ضرورت آمادگی جمهوری اسلامی ایران برای نمایندگی از زنان مسلمان و کشور‌های همسایه برگزاری مانور آمادگی بازگشایی مدارس در یکی از دبیرستان‌های دخترانه منطقه تبادکان مشهد ورزش‌های هوازی؛ راهکار مناسب برای تقویت مهارت‌های فکری در زنان کاهش علائم اندوه پس از زایمان با مصرف خوراکی رازیانه حضور یک مشاور قاضی زن در دادگاه‌های خانواده ایران تجلی ارادت بانوان در چهارشنبه‌های زیارتی امام رضا (ع) | رواق حضرت نجمه خاتون (س) میزبان خواهران آشپزخانه؛ آزمایشگاه مناسب زندگی | پختن یک شام ساده خانوادگی، گفت‌و‌گو‌های عمیق ایجاد می‌کند خانه‌داری | چاشنی‌های جایگزین نمک در غذا را بشناسیم اراده پولادین والیبالیست ۲۳ ساله مشهدی برای لژیونر شدن | وقتی معلولیت نمی‌تواند سد راه دختر جوان شود آشپزی | دستور پخت خوراک لوبیا چیتی، غذایی مناسب برای وعده شام بازگشت زیبا بروفه به تلویزیون با سریال «دیار مادری» آیا زیرساخت‌ها در لیگ برتر زنان آماده اجرای فناوری VAR هستند؟ هماهنگی میان بازیکنان تیم ملی فوتبال زنان؛ مهمترین و اولین هدف از برگزاری اردوی این تیم است
سرخط خبرها
استکان‌های نقره‌ای که دست به‌دست شد

استکان‌های نقره‌ای که دست به‌دست شد

  • کد خبر: ۲۴۳۶۹۷
  • ۱۷ مرداد ۱۴۰۳ - ۰۹:۴۲
مدتی پیش وقتی داشتم زندگی «مریم عمید» یکی از اولین روزنامه‌نگاران ایران و صاحب نشریه ««شکوفه» در سال ۱۲۹۲ خورشیدی را می‌خواندم، فارغ از همه تلاش‌هایش در شرایطی که حتی برخی زنان ناصرالدین شاه سواد خواندن و نوشتن خود را پنهان می‌کردند، یک نکته جالب ذهنم را مشغول کرد و آن این بخش از متن بود: «مریم عمید اگرچه روشن‌فکر بود، اما زنی بود که زندگی شخصی‌اش را با تمام مختصات عرفی زنانه حفظ کرده بود. تمام کار‌های خانه‌اش را خودش به‌تن‌هایی انجام می‌داد. به گفته یکی از نزدیکان، یک بار تمام استکان‌های نقره خود را فروخت تا بتواند مخارج چاپ نشریه شکوفه را بپردازد و در اثر عشق و علاقه مفرط در این راه، کلیه اموال و دارایی خود را صرف کار‌های اجتماعی و فرهنگی کرد.»

همین چند استکان نقره شاید همه زندگی روزنامه‌نگارانی باشد که بعد از آن ۲ زن درمدت ۱۱۰ سال بعد راه را در همواری‌ها و ناهمواری‌ها ادامه دادند، دختران جوانی که لحظات نقره‌ای و طلای زندگی‌شان را با محلولی از انرژی و امید ظرف جسمشان حل کردند و در گمنامی تلاش کردند چیزی را بهبود بخشند، آنهایی که می‌دانستند حفظ و ارتقای خانواده، مادرانگی و زن بودن با آموزش صحیح همراه است. پس تا زمانی که موانع از پیش پای زنان برداشته نشود، این قشر رشد نخواهند کرد.

این روز‌ها به یمن فضای مجازی می‌توان جز رصد روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها، بانوان خبرنگار را در شبکه‌های مجازی نیز دنبال کرد، با آنها ارتباط گرفت و از چگونگی و سختی این شغل پرهیاهو پرسید. شغل خبرنگاری برعکس سر و صدای زیادش از آن حرفه‌هایی است که آدم را بدجور توی لاک خودش فرومی‌برد. از آن جهت که خبرنگار ممکن است توی جمع باشد، اما دغدغه‌ها، درگیری با مشکلات روزمره جامعه، و پیگیری مسائل تخصصی حوزه کاری، او را نامرئی می‌کند. شغلی است که فراموش‌کاری موقت اولین دردی است که گریبان‌گیر اعضایش می‌شود. آنها یاد می‌گیرند کم نیاورند تا دستشان برای کوبیدن روی میز و احقاق حقوق مردم پر باشد.

این سال‌ها بانوان خبرنگار در مشهد تلاش کردند مشکلات حقوقی و شهری را در کمترین زمان به گوش کسانی که قدرت تغییر داشتند برسانند. بخشی از زندگی بانوان خبرنگار پشت قاب پررنگ‌و‌لعاب شغلشان گم شد، آنهایی که صفحه مانیتور را بیش از فرزندان و پدر و مادرشان دیدند، آنهایی که مدام در جلسات مختلف در رفت‌و‌آمد بودند، اما برای خرید یک لباس مجلسی ماه‌تا‌ماه پایشان را در هیچ بازار و خیابانی نگذاشتند. بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم اگر فراتر از هیجان خبرنگاری، مشکلات بانوان در این قشر توسط همان اولی‌ها منتشر می‌شد، چند نفر بعد‌ها حاضر می‌شدند سال‌های زیادی را پشت صندلی دانشگاه برای آموختن و کسب مهارت در این رشته تحمل کنند.

راستش قصه خبرنگاران و عکاسان قصه درازی دارد، اما یک چیز هست که این آدم‌ها را مثل زنجیره جلوتر از بقیه سپر بلا می‌کند و آن یک کلمه تکراری به وسعت همه زندگی است: عشق و دیگر هیچ.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.