ویدئو | مادرانه | روایتی از دلتنگی مادران شهدا | شهید ابوالفضل حسن زاده سهم زنان از اهدای خون باید از ۵ به ۳۰ درصد برسد ارتقای سلامت کلیه‌ها در دوران بارداری با مصرف آب چغندر روایتی از عادی‌شدن مصرف دخانیات در میان زنان | آمار‌ها چه می‌گویند؟ مشخص شدن سرمربی تیم فوتسال زنان استقلال | مذاکرات برای جذب بازیکنان آغاز شد زنگ خطر «نامرئی شدن» در زندگی مشترک را جدی بگیرید فعالیت غرفه تولید دست‌سازه‌های تزئینی در عرصه میدان شهدا آغاز شد | خدمت‌رسانی دختران نوجوانان مشهدی در دهه پایانی ماه صفر انتشار برخی آمار‌های نادرست درباره تعداد «مجردان قطعی» در کشور | مجرد بودن با تجرد قطعی متفاوت است افزایش سقف وام برای زنان دهک‌های یک تا ۵ کشور | دسترسی به تسهیلات بانکی تسهیل می‌شود توصیه مادر رهبر شهید به همه مادران: به بچه‌هایتان دروغ نگویید تا آن‌ها هم دروغ نگویند دمپختک گوجه و سیب زمینی، غذایی محبوب و خوشمزه + فوت‌وفن‌های پخت اربعین، وقتی به مشهد می‌رسد رقابت باشگاه‌ها برای جذب بازیکنان شاخص در فصل جدید لیگ برتر فوتبال زنان ضرورت افزایش حضور زنان در عرصه کارآفرینی | کسب و کار‌های سبز در اولویت قرار بگیرند نجات جان مادر باردار سنندجی با یک عمل جراحی دشوار نگاهی به برنامه بازی تیم ملی ایران در رقابت‌های والیبال قهرمانی زنان آسیا میزبانی بوستان «رجا» از بانوان عزادار در دهه پایانی صفر روضه‌ای که پل بود به کوچه پس کوچه‌های مدینه با مصرف روزانه گردو با پوکی استخوان مبارزه کنید انجام کدام فعالیت‌های روزمره در دوران بارداری ممنوع است؟
سرخط خبرها
این عکس را برای تو گرفتم محبوبه!

این عکس را برای تو گرفتم محبوبه!

  • کد خبر: ۳۰۲۲۴۲
  • ۰۷ آذر ۱۴۰۳ - ۱۳:۴۸
محبوبه سفارش کرده بود که اگر صبح چهارشنبه کله‌سحری یکهو هوس صدای نقارخانه، عطر پاییز و اسپند و عود جلو ورودی صحن اسماعیل طلا به سرم زد حتما یادش بیفتم.

به گزارش شهرآرانیوز؛ محبوبه سفارش کرده بود که اگر صبح چهارشنبه کله‌سحری یکهو هوس صدای نقارخانه، عطر پاییز و اسپند و عود جلو ورودی صحن اسماعیل طلا به سرم زد حتما یادش بیفتم؛ آن هم با کلیدواژه «رهایی از بلاتکلیفی». محبوبه‌ای که با پانزده سال خانه‌داری و مدرک فلان و شغل فلان حالا از زندگی خسته شده و دلش می‌خواهد تیشه بزند به هر چه ساخته و ترک دنیا کند و یک گوشه را پیدا کند و بی‌آنکه هیچ بنی‌بشری را ببیند نفس بکشد و زندگی کند.

شاید به قول خودش اگر رودربایستی با دخترش نبود یک روز هم آن زندگی را تحمل نمی‌کرد. نمی‌دانم چرا هر بار این جملات تکراری را طی شش ماه اخیر پای تلفن، یک گوشه از کافه یا خانه خودم و محبوبه شنیدم توی ذهنم مدال فتح‌الفتوح را به گردن آیدا دختر ۱۰ ساله‌اش انداختم که بی‌آنکه بداند، تا این اندازه پرزور ایستاده بود و جلو گم‌و‌گور شدن مادرش را گرفته بود.

این عکس را برای تو گرفتم محبوبه!

 محبوبه یک روز همه عکس‌های در و دیوار هال خانه‌اش را جمع کرده بود، چون فکر می‌کرد دیگر نگه‌داشتنشان لطفی ندارد و آن دورهمی‌ها و لحظه‌ها و لبخند‌ها برای همان روز‌ها بوده و بهتر است نه ببیند و نه بشنود و نه در موردش فکر کند. راستش را بخواهید از قضا آن صبح چهارشنبه نه کله‌سحر از خواب بیدار شدم و نه عطر پاییز و بوی عود و اسپند حرم به صورتم خورد و نه سفارش محبوبه یادم بود! پایم که به صحن گوهرشاد باز شد دنبال یک گوشه‌ای بودم تا یک دور دنیایم را دوره کنم و هر چه در دلم بود بریزم بیرون که چشمم به این زن و شوهر افتاد.

زن با یک دست شال سبز روی صورت مرد را مرتب می‌کرد و با دست دیگر زیارتنامه می‌خواند. این عاشقی جوری بود که آرامشش گواه از تکرار این لحظه در همیشه داشت. عکس را برای محبوبه فرستادم و نوشتم: چه جای خوبی است این صحن‌و سرا برای رهایی از بلاتکلیفی محبوبه!

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.