عبور ۱۵ توپ از خط دروازه‌ها در هفته دوم لیگ برتر فوتبال بانوان | پرسپولیس برد، استقلال واگذار کرد حضور ستاره مشهدی در تیم ملی کبدی بانوان در بازی‌های آسیایی ۲۰۲۶| چین تایپه شکست خورد تثبیت جایگاه تیم ملی فوتسال زنان ایران در جدیدترین رده بندی جهانی منتشر شده آشپزی | خاگینه قاشقی؛ دسری سنتی و محبوب شهر تبریز + طرز تهیه پایان هفته نخست لیگ برتر هندبال بانوان باشگاه‌های کشور | کدام تیم پیروز میدان شد؟ صعود بانوی ملی‌پوش دوومیدانی ایران به مرحله فینال دوی ۴۰۰ متر زنان بازی‌های آسیایی ۲۰۲۶ ناگویا جنجال بر سر دیسکالیفه شدن فاطمه محیطی‌زاده در آستانه کسب یک مدال تاریخی در رقابت ۷گانه دوومیدانی در بازی‌های آسیایی آشپزی | علت تلخ شدن خورشت قیمه و راه حل آن چیست؟ ارائه الگوی سوم زن در کتاب «از خانه تا سنگر؛ نقش زنان در متن دفاع مقدس» معرفی یک تمرین ساده برای شکستن چرخه لجبازی در زندگی مشترک کسب مقام هفتم بازی‌های آسیایی ناگویا ۲۰۲۶ توسط تیم ملی کانو دو نفره ۵۰۰ متر بانوان ایران بازی‌های آسیایی ناگویا ۲۰۲۶| نماینده ماده ۷گانه دوومیدانی ایران در ۵ رشته مقام اول را کسب کرد از جبهه‌های ایثار تا بارگاه رضوی | «حماسه‌سازان بی‌ادعا» در رواق نجمه خاتون (س) روایت می‌شوند (۳ مهر ۱۴۰۵) ویدئو | مادرانه | روایتی از دلتنگی مادران شهدا | شهید مهدی کرمانی «الگوی سوم زن مسلمان»؛ مفهومی تکمیل‌کننده برای حضور اجتماعی زنان و نقش‌آفرینی موثر آنها در خانواده لیگ برتر هندبال بانوان باشگاه‌های کشور از امروز پنجشنبه (۲ مهر ماه ۱۴۰۵) آغاز شد آشپزی | مانی‌پلو دامغانی؛ ترکیب هماهنگ طعم‌های شیرین، ترش و خوش‌عطر + طرز تهیه خانه‌داری | یخ‌زدایی موادغذایی روی کابینت خطرناک است برگزاری یک کارگاه آموزشی برای زنان خانه‌دار مشهدی | بوستان شهربانوی نصرت میزبان شد آغاز هفته دوم لیگ برتر فوتبال زنان ایران از امروز (۲ مهر ماه ۱۴۰۵)
سرخط خبرها
گفت و گو با زنی جوان که با موتورسیکلت به مشتریانش مواد مخدر می رساند | رؤیا‌های سوخته «رؤیا»

گفت و گو با زنی جوان که با موتورسیکلت به مشتریانش مواد مخدر می رساند | رؤیا‌های سوخته «رؤیا»

  • کد خبر: ۳۱۱۹۸۶
  • ۰۲ بهمن ۱۴۰۳ - ۱۱:۱۶
تنها زنی است که  از بولوار چمن تا چهارراه مقدم در بولوار فرودگاه با موتورسیکلت رانندگی می‌کند. اما مهم‌تر از موتورسواری اش، موضوع خرید و فروش مواد مخدر بود.

نجمه موسوی کاهانی | شهرآرانیوز؛ زن جوان از مدتی قبل تحت تعقیب پلیس بود. اهالی محل او را به «زن موتورسوار» می‌شناسند. زیرا تنهازنی است که از بولوار چمن تا چهارراه مقدم در بولوار فرودگاه با موتورسیکلت رانندگی می‌کند. اما مهم‌تر از موتورسواری اش، موضوع خرید و فروش موادمخدر بود و شهروندان بار‌ها این زن را درحال پرسه زدن اطراف پاتوق معتادان بدنام دیده بودند.

با گزارش‌های پی در پی شهروندان، دستگیری این متهم در دستورکار مأموران انتظامی کلانتری شهیدآستانه پرست قرار گرفت و با اقدامات فنی و تخصصی، این زن شناسایی و در عملیاتی غافل گیرانه دستگیر شد. در خلال انتقال متهم به دادسرا، فرصتی دست داد تا با این زن که خودش را «رؤیا» معرفی کرد، هم کلام شویم و از سرنوشت زنی بنویسیم که اعتیاد همه زندگی اش را سوزانده است. رؤیا در همه مدت گفت‌و‌گو مدام می‌گوید کله اش کار نمی‌کند. شاید دوست ندارد به یاد بیاورد چه مسیری را طی کرده تا به اینجا رسیده است.

اسمت چیست و چندساله‌ای؟

من «رؤیا. د» هستم، سی ودوساله‌ام.

چند سال است که مواد می‌کشی؟

فقط یک سال است.

بیشتر چه موادی مصرف می‌کنی؟

شیشه؛ هردوسه روز یک گرم.

قبل از آن هیچ مصرفی نداشتی؟

شیشه که اصلا، ولی دوازده سال تخریب کریستال داشتم و پیش از آن هم عشقی شیره و تریاک می‌کشیدم.

چه شد که فروش موادمخدر را شروع کردی؟

برای تأمین هزینه‌های مصرفم باید فکری می‌کردم. هر روز که‌ نمی‌شد به شوهرم بگویم پول بدهد. شک می‌کرد. یک بار که برای خرید شیشه به پارک رفته بودم، با «نصیر» آشنا شدم که  گفت اگر بخواهم، می‌توانم در فروش موادمخدر کمکش کنم و خودش هم مشتری معرفی می‌کند. این طوری هزینه هایم تأمین می‌شد و شوهرم نیز به من شک نمی‌کرد.

مگر شوهرت خبر نداشت که شیشه مصرف می‌کنی؟

نه، نمی‌دانست.

از حال و روزت و رنگ چهره ات متوجه نمی‌شد؟

گفتم که؛ دوازده سال کریستال می‌کشیدم. ولی ترک کرده بودم. شوهرم فکر می‌کرد اثر همان کریستال است و از شیشه کشیدنم خبر نداشت.

چقدر پول شیشه می‌دهی؟

هر دو روز یک گرم مصرف دارم. گرمی ۱۵۰ هزار تومان. خودت حساب کن ماهی چقدر می‌شود.

با نصیر چطور کار می‌کردی؟

یک موتور هوندا داشت. آن را داد به من و گفت با این برو که مواد را سریع‌تر به مشتری برسانی.

موتورسواری بلدی؟

بله، شوهرم یک موتور بنلی دارد؛ همین که در حیاط کلانتری است. وقتی می‌دید عشق موتور هستم، آن را‌ می‌داد به من تا سوار شوم و یاد بگیرم. بعضی وقت‌ها با موتور شوهرم می‌رفتم و بعضی وقت‌ها هم با موتور نصیر.

شوهرت مشکلی نداشت که با نصیر رفت وآمد می‌کردی؟

خیلی دوست نداشت، ولی من کار خودم را‌ می‌کردم.

بچه هم داری؟

یک دختر هفده ساله دارم. از شوهر اولم است. او ازدواج کرده و از پیش ما رفته است.

دخترت از اعتیادت خبر دارد؟

نه، از اول پیش من زندگی نمی‌کرد و هفته‌ای یک بار من را‌ می‌دید. الان هم همین طور. از کجا می‌خواست بفهمد؟؛ من همه کارهایم را عشقی انجام می‌دادم و کسی نمی‌دانست.

عشقی سوار موتور می‌شوی و عشقی کریستال و شیشه می‌کشی! می‌دانی مجازات این کار‌های عشقی چیست؟ سابقه خلاف نیز داری؟‌

نمی‌دانم مجازات فروش شیشه چیست، اما قبلا یک بار رفته‌ام حبس. آن هم رفته بودم خانه یکی از دوستانم که تریاک بکشیم، مأموران ریختند و ما را گرفتند، یک ماه زندان بودم.

***

این گفت‌و‌گو با مادری است که‌ می‌توانست در اوج جوانی، کنار دخترش زندگی آرامی داشته باشد، اما با سقوط به دامن اعتیاد، کم کم تبدیل به فروشنده موادمخدر شده است و حالا در سی و دوسالگی همه رؤیاهایش را با خود به زندان می‌برد و دیگر مشخص نیست پس از خروج از زندان با همان رؤیا‌های سابق بیرون بیاید یا یک رؤیای جدید شده باشد.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.