مأموریت سخت خاتون در مرحله گروهی لیگ قهرمانان آسیا با چالش‌های پرشمار ظرافت‌های رفتاری و عقلانیت عملی در سیره صدیقه طاهره (س) درباره مرحومه ریحانه بهشتی | ورزشکار مشهدی که پس از مرگ مغزی، اعضای بدنش اهدا شد​ کدام صنایع بیشترین تعداد زنان را در خود جای داده‌اند؟ حضور دقیقه نودی نماینده خراسان رضوی در لیگ برتر فوتسال بانوان تصویب سند ملی اشتغال زنان | شناسایی و معرفی ۱۵۰۰ زن نامدار ایرانی خانه‌داری | چگونه حبه‌های سیر را بدون بو گرفتن دست، پوست بگیریم؟ آشپزی | همبرگر با پنیر بلوچیز، دستور پخت متفاوتی دارد تمرینات تیم ملی تنیس بانوان ایران در پاکستان آغاز شد ضرورت تقویت مهارت‌های تربیتی خانواده‌ها | تقویت گفت‌و‌گو باید از سوی والدین آغاز شود نیم نگاهی به نقش زنان در زنده ماندن ایمان شله، غذایی که برای مردم مشهد میراث است احکام شرعی | خرج کردن عیدی کودکان توسط والدین چه حکمی دارد؟ آیا اضطراب و افسردگی با تشدید «تهوع بارداری» ارتباط مستقیم دارد؟ سلامت زنان؛ سرمایه‌ای راهبردی برای سلامت خانواده آیین‌های معنوی و بصیرت‌افزایی در بارگاه رضوی | از «پرسمان دینی» تا محافل بانوان در رواق نجمه خاتون (س) «حضور زینبی بانوان و دختران ایرانی» در پیام رهبر انقلاب طرز پخت فسنجان گیلانی با طعم متفاوت شمالی سکانس اول VAR در هفته چهارم لیگ برتر فوتبال زنان | استقلال مقابل سپاهان در یک بازی زیبا کامبک زد آشپزی | طرز پخت سوپ خامه‌ای تبریزی | یک انتخاب جذاب برای کدبانوهای ایرانی
سرخط خبرها
مادرانه‌های روز‌های آژیر و آتش | بازخوانی کتاب آن هجده ماه و هفت روز

مادرانه‌های روز‌های آژیر و آتش | بازخوانی کتاب آن هجده ماه و هفت روز

  • کد خبر: ۳۷۳۵۲۶
  • ۰۱ آذر ۱۴۰۴ - ۱۰:۱۱
«آن هجده ماه و هفت روز» نه فقط خاطرات یک امدادگر جوان است، که روایت مادرانه‌های دخترانی است که در سخت‌ترین روز‌های جنگ، جای مادرانِ دور از جبهه برای رزمندگان می‌ایستادند.

به گزارش شهرآرانیوز، صدای آژیر و گردوغبار انفجار، بخشی جدایی‌ناپذیر از روز‌های آغازین جنگ در دزفول بود؛ روز‌هایی که دختران جوانی در بیمارستان افشار، در میان رفت‌وآمد مجروحان، مادرانه‌هایی را تجربه کردند که شاید در هیچ دوره‌ای از زندگی‌شان دوباره تکرار نشد. کتاب «آن هجده ماه و هفت روز» نوشته شهلا آبنوس، روایتی زنانه و صمیمی از همین روزهاست؛ روز‌هایی که برای یک امدادگر جوان، به معنای واقعی «خط مقدم» بودند.

در بخشی از کتاب، روایت دیدار کوتاه نویسنده با برادر رزمنده‌اش آمده است؛ دیداری که لباس‌های خاکی و خونی و چهره غمگین او بیش از هر توضیحی از واقعیت تلخ جنگ می‌گفت:«از همان روز اول رفتنش، فقط همان یک بار دیدمش... پرسیدم خط مقدم کجاست؟ سرش را پایین انداخت: خط مقدم هر لحظه عقب‌تر از لحظه قبله...»

شهلا آبنوس، متولد ۱۳۴۱ و کارشناس ارشد ادبیات فارسی، از نویسندگانی است که توانسته جنگ را با قلمی زنانه و لطیف روایت کند. او تجربه امدادگری در بیمارستان دزفول و شهادت برادرش را پشتوانه روایت خود کرده و مادرانه‌هایی را نوشته که کمتر در کتاب‌های جنگی دیده می‌شود. در کارنامه او آثاری، چون «ستاره در آینه»، «بغض‌های قدیمی» و «خوابى که تعبیرش تو بودی» نیز دیده می‌شود.

نویسنده معتقد است یکی از مهم‌ترین دستاورد‌های این کتاب، ایجاد بستری برای گفت‌وگوی بین دو کشور است؛ زاویه‌ای تازه که از دل روایت‌های انسانی برمی‌آید. کتاب نه ایدئولوژیک است و نه تبلیغی؛ تنها روایت تجربه‌های زیسته یک امدادگر جوان است که در میانه جنگ، از عشق، ترس، دلتنگی و مادرانه‌بودن می‌نویسد.

«آن هجده ماه و هفت روز» با روایت اول‌شخص و هم‌زمانی رخداد‌ها و روایت، مخاطب را در دل ماجرا می‌نشاند. وقتی خودِ راوی همان لحظه‌ای را تعریف می‌کند که تجربه کرده، فاصله بین خواننده و واقعه از بین می‌رود؛ به‌ویژه وقتی از روز‌هایی حرف می‌زنیم که چند دهه از آن گذشته است.

این کتاب در ۲۴۰ صفحه، با نویسندگی شهلا آبنوس و ویراستاری افسانه نظری توسط انتشارات برکه خورشید منتشر شده است؛ روایتی که برای علاقه‌مندان به داستان‌های عاشقانه و خاطرات جنگ، همچون نسیمی خنک در گرمای تابستان، شیرین و خواندنی است.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.