ویدیو | نقش مادر یک خلبان در شکست کودتای نوژه خانم‌ها قلاب‌بافی را فراموش نکنید تا آلزایمر نگیرید! آزادی بیش از ۱۰۰ مددجو از ندامتگاه زنان در تهران درخشش دختران بسکتبالیست نیشابوری در مسابقات لیگ ملت‌های زیر ۲۳ سال آسیا آغاز چهارمین مرحله اردوی تیم ملی هندبال بانوان از ۲۸ مردادماه ۱۴۰۵ دختر ۹ ساله جانباز مدرسه میناب، سرپرست معنوی پاراآسیایی ناگویا شد افزایش ۷ برابری تعداد جمعیت مجرد قطعی نسبت به دو دهه گذشته در کشور نگاهی به روش‌های ورود گسترده میکروپلاستیک‌ها به بدن انسان در ۵ دقیقه بدون خامه و ثعلب، بستنی درست کنید کسب مقام پنجم بانوی پینگ‌پنگ‌باز مشهدی در کشور عدم حضور سرمربی کره‌ای تیم ملی والیبال ایران در کنار این تیم در رقابت‌های آسیایی کاهش سهم زنان در دریافت مجوز نگارخانه‌ها در کشور ترکیب ۱۴ نفره تیم ملی والیبال زنان برای حضور در رقابت‌های قهرمانی آسیا ۲۰۲۶ مشخص شد اینفوگرافی | تنها در خانه؛ راهنمای گام به گام برای والدین بزرگ‌ترین دشمنِ شیردهیِ موفق را بشناسید دعوت از ۲ خراسانی به اردوی تیم ملی فوتسال دختران در رده جوانان مشهد و میزبانی این ایام چرا خواب زنان ۴۰ سال به بالا به‌هم می‌ریزد؟ چرا انتخاب لباس راحتی به‌اندازه لباس مجلسی اهمیت دارد؟ انجام غربالگری سلامت زنان سرپرست خانوار در کلینیک‌های مددکاری اجتماعی کشور
سرخط خبرها
ماجرای حکم جلب و دستگیری زن ۶۰ ساله مشهدی

ماجرای حکم جلب و دستگیری زن ۶۰ ساله مشهدی

  • کد خبر: ۳۹۴۸۲۲
  • ۰۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۱:۰۸
مادر ۶۰ ساله‌ای که برای کمک به کسب‌وکار پسرش دسته چک گرفته بود، حالا به دلیل برگشت یک فقره چک ۴۰۰ میلیون تومانی، هنگام صرف صبحانه دستگیر شد.

به گزارش شهرآرانیوز؛ دخترانم ازدواج کردند و زندگی خوبی دارند. اما پسر۳۰ ساله‌ام که مدعی بود کسب وکاردرستی ندارد، تن به ازدواج نداد. او بعد ازآن که تحصیلاتش را در رشته تربیت بدنی به پایان رساند، دریکی از باشگاه‌های ورزشی مشهد به عنوان مربی مشغول کارشد ولی به درآمد باشگاه راضی نبود.

پسرم افکاربلند پروازانه‌ای داشت و زیاده خواه بود به همین خاطر با مشورت یکی ازدوستانش تصمیم گرفتند تا به صورت شراکتی نمایشگاه اتومبیل راه اندازی کنند. نصیحت‌های من هم فایده‌ای نداشت چرا که پسرم تصمیم خود را گرفته بود و به قول خودش می‌خواست هرچه زودترپولدارشود. بالاخره با سرمایه اندک، نمایشگاهی را دریک مکان مناسب و با اجاره بسیار بالا راه اندازی کردند ولی برای خرید و فروش خودرو نیاز به دسته چک داشت. این بود که یک روز به سراغ من آمد تا به نام خودم برایش از بانک دسته چک بگیرم طوری که همسرم متوجه نشود چرا که پدر «سلمان» مردی بازنشسته و با تجربه بود و به یقین با این کارمخالفت می‌کرد. ازسوی دیگراحساس دلسوزی مادرانه برای رونق کسب وکار فرزندم موجب شدتابه خواسته اش عمل کنم. آن روز باهم به بانک رفتیم و من بعد ازگرفتن دسته چک، برگ‌های سفیدآن را امضا کردم و به پسرم دادم. او هم برای خرید خودرو یک برگ چک ۴۰۰میلیونی داده بود، اما به دلیل تلاطم دربازارخودرو، نتوانست مبلغ مذکور را بپردازد.

او یکصد میلیون تومان به صورت نقدی به فروشنده داده بود تا بقیه مبلغ را در زمان مقررتامین کند. با این وجود بازهم نتوانست ۴۰۰ میلیون تومان را بپردازد. به همین دلیل طلبکار، همه ۴۰۰ میلیون تومان چک را برگشت زده و ازطریق قانونی حکم جلب مرا گرفته بود. من هم صبح زود بی خبر ازهمه جا درحال صرف صبحانه و داروهایم بودم که ناگهان ماموران انتظامی به سراغم آمدند و مرا به کلانتری انتقال دادند.

همسرم نیز که ازماجرای دسته چک خبر نداشت، حیرت زده به من می‌نگریست تا این که موضوع را برایش بازگوکردم. حالا من قربانی بلندپروازی‌های پسرم شده‌ام‌ای کاش ...

رسیدگی کارشناس به این ماجرا، با صدوردستوری ویژه ازسوی سرهنگ آرش ایرانمنش (رئیس کلانتری شهرک فراجای مشهد) به مشاوران زبده دایره مددکاری اجتماعی سپرده شد.

منبع: خراسان

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.