سرخط خبرها
رفاقت همسایه‌های محله آبکوه مشهد در سایه رحل قرآن

رفاقت همسایه‌های محله آبکوه مشهد در سایه رحل قرآن

  • کد خبر: ۳۹۷۳۵۱
  • ۱۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۲:۵۴
جلسه قرآن محله آبکوه، چهار دهه است که به‌همت «بی‌بی ‎آمنه قیصری» تداوم دارد.

میترا صدر| شهربانو: حدود چهل‌سال از آن روز‌ها می‌گذرد؛ روز‌هایی که صدای قرآن، برای اولین‌بار از خانه پدری بی‌بی‌آمنه قیصری در محله آبکوه بلند شد. او که در آن زمان، دختربچه‌ای نه‌ساله بود، روخوانی قرآن را پیش پدرش، سیدعلی‌اکبر قیصری، امام جماعت مسجد بنی‌هاشم (ع) به‌خوبی یاد گرفته بود.

صدای خوش بی‌بی‌آمنه و تسلطش بر روخوانی قرآن در همان زمان سبب شد خانم‌های محله اصرار کنند او یک محفل قرآنی در خانه پدرش راه بیندازد و نتیجه‌اش جلسه هفتگی قرآن متوسلین به چهارده معصوم (ع) شد.

هفته‌ها می‌گذشت و هر سه‌شنبه، خانه پدری بی‌بی‌آمنه، پر می‌شد از زنان و دخترانی که دلشان به خواندن قرآن گرم بود. این جلسه فقط به سه‌شنبه‌ها خلاصه نشد. کم‌کم در ماه رمضان هم صاحب محفل جزءخوانی قرآن شدند و از هفده‌سال پیش تا امروز، هرسال ماه مهمانی خدا، این خانه میزبان بانوانی است که نه‌فقط برای یادگرفتن، که برای گرم‌شدن دل‌هایشان، دور هم جمع می‌شوند.

جلسات قرآن در این خانه حالا دیگر فقط یک کلاس معنوی آموزش نیست؛ تکه‌ای از زندگی فرهنگی و اجتماعی آبکوه است. اینجا، بین سطر‌های قرآن، چیز دیگری هم جاری است؛ محبت و همدلی و برکتی که از آیه‌ها تا دل آدم‌ها راه پیدا کرده.

میراثی که از خانه پدری آغاز شد

پرچم مشکی با نام جلسه قرآن «متوسلین به چهارده معصوم (ع)» را جلو در خانه نصب کرده‌اند تا اعضای جدید جلسه هم به‌راحتی خانه را پیدا کنند. بی‌بی‌آمنه پنجاه‌وهفت‌ساله رحل‌های قرآن را دور‌تا‌دور پذیرایی چیده و منتظر مهمان‌هایی است که هر روز برای قرائت قرآن به خانه‌اش می‌آیند.

مشغول تمیز کردن قاب عکس پدر و مادر خدابیامرزش است و تسبیح پدر را در دست گرفته و ذکر می‌گوید. ۵۷ سال زندگی‌اش در پناه قرآن بوده است و این را مدیون پدر خدابیامرزش می‌داند. می‌گوید: پدر مرحومم، سید‌علی‌اکبر، از قدیمی‌های محله آبکوه بود که روخوانی و روان‌خوانی قرآن را به من آموخت. درواقع چهار نسل قبل از من در اینجا زندگی می‌کردند و خانواده پدری‌ام روضه‌خوان بودند و مکتب‌خانه داشتند. بسیاری از اهالی محله روخوانی و روان‌خوانی را از اجدادم یاد گرفتند. من هم مثل خانواده‌ام هر‌روز صبح که از خواب بیدار می‌شوم، ابتدا یک آیه قرآن می‌خوانم. بچه‌های خوبی دارم و زندگی‌ام به‌خوبی می‌گذرد، و همه اینها را از صدقه‌سر قرآن و دعای پدر و مادر و اعضای جلسه قرآن می‌دانم.

جرقه‌ای در نه‌سالگی

شروع این جلسات به نه‌سالگی بی‌بی‌آمنه بر‌می‌گردد. او می‌گوید: آن زمان خانم‌های همسایه خجالت می‌کشیدند قرآن بخوانند.

از طرفی می‌دانستند که پدر به ما قرائت را آموزش داده است؛ برای همین از من خواستند در شب قدر به خانه‌شان بروم تا قرآن و دعای جوشن کبیر را بخوانم. از همان شب‌ها بود که به اصرار همین همسایه‌ها، جلسات هفتگی قرآن را راه انداختیم و هر هفته سه‌شنبه‌ها جلسات قرآن داریم که به‌صورت دوره‌ای در خانه همسایه‌ها برگزار می‌شود.

تعریف می‌کند که خیلی از همسایه‌ها با اجرای طرح بافت فرسوده آبکوه، خانه‌هایشان را فروختند و از این محله رفتند ولی جلسه به قوت خود باقی مانده است. می‌گوید: نوبت جلسه به هر‌کدام که برسد، به خانه او می‌رویم؛ حالا هر‌جای شهر که می‌خواهد باشد.

آموزش با صبر و تکرار

یکی از دلایلی که باعث شده است همه خانم‌ها در این جلسه حضور مستمر داشته باشند و همگی قرآن بخوانند، این است که بی‌بی‌آمنه با آرامش از آنها می‌خواهد دوباره به کلمه یا آیه مدنظر برگردند و اشتباهشان را تصحیح کنند و حین قرائت، نکات دستوری روخوانی و روان‌خوانی را به آنها یادآوری می‌کند. او می‌گوید: در این سال‌ها خیلی‌ها به همین روش، روخوانی را کامل آموختند و دیگر بدون اشتباه قرآن می‌خوانند و حتی اشتباه بقیه را هم به درستی می‌گیرند.

از هفده‌سال پیش، اعضای جلسه تصمیم گرفتند در ماه مبارک رمضان هرروز یک جزء قرآن بخوانند و بی‌بی‌آمنه هم خودش میزبان این جلسات می‌شود و با کمک خانم‌ها یک روز هم افطاری دارند. می‌گوید: هرکس به نیت درگذشتگان، بخشی از افطاری را برعهده می‌گیرد و سفره می‌اندازیم. خیلی ساده و بی‌ریا و خواهرانه کنار هم افطار می‌کنیم.

جلسه‌ای برای آرامش و همراهی

در این خانه، قرآن نه‌تنها وسیله‌ای برای ارتباط با خداوند است، بلکه ابزاری برای ایجاد پیوند‌های انسانی عمیق‌تر میان افراد شده است. اعضای این جلسه، از کوچک و بزرگ، درکنار هم می‌نشینند و از قرآن درس‌های اخلاقی و انسانی می‌آموزند. سحر مقدسی، شش‌سال است که یکی از اعضای ثابت این محفل شده است و می‌گوید: به هر محله‌ای که برای زندگی می‌روم، اولین جایی که دنبال آن می‌گردم، جلسات قرآن خانم‌هاست. هیچ‌وقت یادم نمی‌رود که ماه مبارک رمضان بود و از‌طریق همسایه‌ها متوجه شدم بی‌بی‌آمنه هرروز در خانه، جلسه قرآن دارد. از وقتی به اینجا آمدم و این دورهمی دوستانه و بی‌ریا را دیدم، جذب آن شدم و سعی می‌کنم هر هفته و در ماه مبارک رمضان، هر‌روز به اینجا بیایم. از مهم‌ترین دستاورد‌های قرآن در زندگی‌ام، آرامش و صبر بوده است.

در شادی و غم کنار یکدیگر

یکی از ویژگی‌های برجسته این محفل، همدلی و حمایت متقابل است. همسایه‌ها نه‌تنها در شادی‌ها، بلکه در غم‌ها نیز در‌کنار یکدیگرند. عفت مطیع‌حق، از همسایه‌های قدیمی محله که چند‌سالی می‌شود ساکن کلاهدوز شده است، می‌گوید: قرآن باعث آرامش و نزدیک‌شدن همسایه‌ها به هم شده است. ما اینجا مثل خواهر هستیم. خانه بی‌بی‌آمنه خانه دوم ماست. اینجا همه از هم خبر داریم و در شادی و غم هم شریک هستیم. اگر کسی مشکلی داشته باشد، اعضای جلسه دست به دست هم می‌دهند و هر کاری از دستشان بربیاید برای او انجام می‌دهند. اگر کسی بیمار شود، همه به عیادتش می‌روند و کمک‌حالش هستند.

نسل‌ها در امتداد یک صدا

با گذشت سال‌ها، نسل‌های مختلف از این محفل بهره برده‌اند. ملیحه عباسی، بیست‌و‌چهار‌ساله و متولد محله آبکوه یکی از همین افراد است. او می‌گوید: سه نسل است که خانواده ما در این جلسه حضور دارند. از مادربزرگ و مادرم گرفته تا من و خواهرهایم. مادر من را از یک‌سالگی به این جلسه می‌آورد. هر چه بزرگ‌تر شدم علاقه‌ام به قرآن بیشتر شد. اینجا روخوانی و روان‌خوانی قرآن را یاد گرفتم و آرامش و رزق و روزی‌ام را مدیون آن هستم. این جلسات نه‌تنها به رشد معنوی افراد کمک کرده، بلکه محفل جدیدی برای برقراری ارتباطات مستمر و صمیمی میان افراد محله هم بوده است.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.