تکرار افتخارآفرینی دختران بسکتبالیست خراسانی در لیگ ملت‌های آسیا | تیم ملی مدال برنز گرفت سهم ۳۶ درصدی زنان از  پست‌های مدیریتی خراسان رضوی آغاز سومین اردوی آماده‌سازی تیم ملی فوتسال زنان در رده جوانان از امروز (دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵) ریشه بگو‌مگو‌های تمام‌نشدنی میان زوجین در زندگی مشترک‌شان چیست؟ سردرگمی مادران جوان در هدایت فضای مجازی برای بهبود در فرزندپروری | راهکار چیست؟ هوش مصنوعی و تحول دوگانه در بازار کار زنان ضمانت کمیته امداد کشور از وام‌های قرض‌الحسنه اشتغال زنان تحت پوشش این سازمان درباره کتاب تفریظ شده «من زنده‌ام» توسط رهبر شهید چه می‌دانید؟ طلاق؛ یکی از دلایل افزایش آمار زنان سرپرست خانوار در کشور تیم دختران ایران در المپیاد جهانی جغرافیا خوش درخشید آمادگی کامل تیم فوتبال خاتون بم برای حضور در لیگ قهرمانان زنان آسیا دستور پخت کیک مرغ در خانه + فیلم ویدیو | نقش مادر یک خلبان در شکست کودتای نوژه خانم‌ها قلاب‌بافی را فراموش نکنید تا آلزایمر نگیرید! آزادی بیش از ۱۰۰ مددجو از ندامتگاه زنان در تهران درخشش دختران بسکتبالیست نیشابوری در مسابقات لیگ ملت‌های زیر ۲۳ سال آسیا آغاز چهارمین مرحله اردوی تیم ملی هندبال بانوان از ۲۸ مردادماه ۱۴۰۵ دختر ۹ ساله جانباز مدرسه میناب، سرپرست معنوی پاراآسیایی ناگویا شد افزایش ۷ برابری تعداد جمعیت مجرد قطعی نسبت به دو دهه گذشته در کشور نگاهی به روش‌های ورود گسترده میکروپلاستیک‌ها به بدن انسان
سرخط خبرها
من انرژی هسته‌ای را کشف کردم، همین‌جا، کفِ خیابان

من انرژی هسته‌ای را کشف کردم، همین‌جا، کفِ خیابان

  • کد خبر: ۴۰۲۸۶۶
  • ۱۰ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۰
فاطمه آصفی، فعال رسانه از حال و هوای این روز‌های میدان داری مردم در خیابان‌ها می‌گوید.

فاطمه آصفی | شهربانو، امشب توفیق شد تا عضوی از خروش مردم همیشه در صحنه باشم. همراه شدیم با کاروان خودرویی، از میدان فلسطین تا چهارراه لشگر و در این مسیر لبریز شدیم از عشق و صفا؛ و به راستی که چه انرژی‌ای و چه سری نهفته است در این مردم که این چنین پای کار‌اند.

به منِ فیزیک خوانده اگر باشد، میگویم که انرژی هسته‌ای که ترامپ از آن می‌ترسد، نه در میان اورانیوم‌های غنی شده بلکه، در قلب و روح این مردم است. مردمی که عطر حضورشان، صدای رجزخواندنشان، شجاعتشان و محبت و مهربانیشان نسبت به یکدیگر، مایه فخر و مباهات شهر و کشور ماست.

دکتر رجزخوان بیمارستان قائم، مردی که ساعت‌ها در کف خیابان احمدآباد برای تمام ماشین‌ها با جزئیات کامل سلام نظامی می‌دهد، زنی که با شور و عشق خاصی پرچم ایران را تکان می‌دهد، دختری با پوشش لباس نظامی که مشت گره کرده‌اش را به نشانه پیروزی نشان می‌دهد، پسری که لباس حافظان امنیت را به تن دارد و با تفنگ آب‌پاشش میان جمعیت آمده و دختر بچه‌ای که نقاشی خودش از پرچم ایران را همراه آورده و نشان می‌دهد، همه و همه خود نوعی انرژی هسته‌ای و موشک دوربرد‌اند که مستقیم نشانه می‌رود قلب آن سگ زرد را..

امشب در میان جمعیت و در میان پیر و جوان، زن و مرد، کودک و خردسال چهره‌های متفاوت و اندیشه‌های متفاتی دیدم که زیر یک پرچم و یک بیرق مشترک نوای ایران سر می‌دادند و سمبل زنده‌ای از این شعار بودند که «تا پای جان برای ایران».

بگذارید حسن ختام این یادداشت را با مواجه‌ای به پایان برسانم که برای خودم جالب توجه بود: رو‌به‌روی مدرسه‌ای در نزدیکی استانداری، جمعیتی مشغول ادای دین هر شب‌شان بودند. دختران مدرسه در حال اجرای سرود، کودکان خردسال مشغول کشیدن نقاشی، مادران و پدران هم دوسر بلوار پرچم هایشان را پرشور برافراشته بودند.

در میان این جمعیت، پدربزرگ و مادربزرگی، روی صندلی نشسته بودند و آنها هم هرکدام پرچم ایران به دست، مشغول هم نوایی با جمعیت بودند و چه قشنگ مادربزرگ به این قسمت مداحی که می‌رسید صدایش را بلند می‌کرد و می‌گفت «بزن که خوب میزنی».

این پدربزرگ و مادربزرگ مهربان، پدر و مادر شهیدان جواد و محسن شادکام بودند که حالا همراه با پسر و دختر و عروس‌ها و داماد‌ها و نوه‌ها، مقابل مدرسه نبیره‌شان، کنار هم جمع شده بودند تا یکصدا بگویند «بزن که خوب میزنی».

مادر و پدر شهیدان جواد و محسن شادکام که ۲ دسته گل خود را به فاصله یکسال، در ۸سال دفاع مقدس تقدیم این آب و خاک کردند و خم به ابرو نیاوردند تا به قول خودشان دشمن شاد نشوند، حالا همراه تمام فرزندانش به خیابان آمدند تا مبادا پرچم سه رنگ مزین به نام «الله» روی زمین بیافتد؛ و چه بسا پشت هر پرچم و در قلب هر پرچمدار، قصه‌ای نهفته باشد از صبر، از ایستادگی و از اتحاد که قلم از نوشتن آن عاجز است...

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.