آیین‌های معنوی و بصیرت‌افزایی در بارگاه رضوی | از «پرسمان دینی» تا محافل بانوان در رواق نجمه خاتون (س) «حضور زینبی بانوان و دختران ایرانی» در پیام رهبر انقلاب طرز پخت فسنجان گیلانی با طعم متفاوت شمالی سکانس اول VAR در هفته چهارم لیگ برتر فوتبال زنان | استقلال مقابل سپاهان در یک بازی زیبا کامبک زد خانه‌داری | روش نگهداری خرمالوی رسیده با خرمالوی نارس یکسان نیست راهکار‌های تقویت سلامت روان زنان کدامند؟ | ضرورت حمایت از بانوان در محیط خانواده بانوی ایرانی در جمع سه نامزد بهترین مربی زن آسیا قرار گرفت اینفوگرافی | فواید خوردن کدو حلوایی برای زنان فوت و فن آشپزی | چرا گاهی خورش کرفس تلخ می‌شود؟ کاپیتان تیم ملی والیبال نشسته بانوان ایران: برای کسب مدال طلا به ناگویا آمده‌ایم هفته چهارم لیگ برتر فوتبال زنان | کرمان در انتظار یک دربی جذاب است ویدئو | مادرانه | روایتی از دلتنگی مادران شهدا | شهید حسین نصرتی محمودآبادی ویژگی‌های رفتاری کودکان سخت را بشناسید | معرفی چند راهکار برای والدین آشپزی | سوپ اسفناج و عدس را در شب‌های سرد پاییز و زمستان درست کنید + طرز تهیه زنان روستایی حدود ۴۰ درصد نیروی کار کشاورزی جهان را تشکیل می‌دهند | نگاهی به چالش‌های زنان در کشاورزی و دامداری با این آموزه‌های دینی خانواده‌تان را از ناامیدی دور کنید حضرت زینب (س) در جبهه مقاومت، رویاروی طاغوت بررسی ابعاد شخصیت بی‌نظیر زینب کبری (س) در نگاه رهبر شهید انقلاب اسلامی ویژه‌برنامه «سفیدپوشان سبز قامت» به مناسبت میلاد حضرت زینب (س) در حرم مطهر رضوی برگزار می‌شود (پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵)
سرخط خبرها
دلمان برایتان تنگ شده است آقا

دلمان برایتان تنگ شده است آقا

  • کد خبر: ۴۰۵۲۳۳
  • ۱۹ فروردين ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۵
دلم برایتان تنگ شده است. خیلی هم تنگ شده است. شما همه چیزتان را پای ما گذاشتید و حق پدری را خوب ادا کردید. نور بدرقه راهتان باشد.

پای گاز ایستاده‌ام برای آماده کردن افطاری. اینجا توی آشپزخانه‌ای که یک ضلع بزرگش پنجره است رو به حیاطی که حوض قشنگ و دلبرش همیشه برایم امن‌ترین جای دنیا بوده است. دارم وسایل سفره افطار را آماده می‌کنم.

آشپزی کردن عشق من است. مثل نوشتن. شبیه انتخاب و چینش کلمات کنار هم که سجع و موزون بودنش به وقت خواندن حالم را خوب می‌کند. صدای ترتیل قرآن بلند است. مثل عصر‌های هر روز خانه مان و صدای قل زدن آب سماور که نزدیک است. ظاهرا همه چیز عادی است و حتی جوانه زدن شکوفه‌های درخت باغچه که می‌گوید بهار نزدیک است، اما نمی‌دانم چرا نمی‌توانم گریه‌ام را بخورم. قطره‌های اشک روی صورتم سر می‌خورد.

چقدر زمین برایم تنگ شده است. دلم آسمان را می‌خواهد و رفتن از زمین را. درست شبیه وقتی که بابا رفته بود. حالا همان روزهاست. تکرار شده دوباره. می‌دانی رابطه قلبی عجیبی بین دختر و پدر است. اگر کیلومتر‌ها دورتر چیزی بابا را دلگیر کرده باشد دختر دردش را حس می‌کند. اصلا رابطه قلبی دختر و بابا چیزی نیست که کسی از پس فهمیدنش برآید. همیشه فکر می‌کردم هر اتفاقی برای بابا بیفتد من هم می‌میرم. بدون برو برگرد.

از بامداد و به وقت سحری خوردن که زیرنویس تلویزیون آمده بود روح شما به ملکوت اعلی پیوست. لقمه توی گلویم گیر کرد. چقدر به اسم و روح شما می‌آمد که بگویند به ملکوت اعلی پیوسته است. اما این چند عبارت برای من سنگین است و برای همه مردم ایران سنگین است.

حالا وقتی فکر می‌کنم صورت مهربانتان را نمی‌بینم دلم تنگ می‌شود. برای خنده هایتان، برای نصیحت هایتان، برای گفتن این عبارت که «آرام باشید، آرام.»

من از همین دور و کنار پنجره‌ای که یک ضلعش رو به آسمان است با شما حرف می‌زنم. مثل وقت و بی وقت‌هایی که با بابا درد دل می‌کنم.

دلم برایتان تنگ شده است. خیلی هم تنگ شده است، اما حیف بود که بیشتر از این منتظر آدم‌های دنیا بمانید و سفرتان به تأخیر بیفتد. شما همه چیزتان را پای ما گذاشتید و حق پدری را خوب ادا کردید. نور بدرقه راهتان باشد.

ولی کاش بودید و با همان سکینه و آرامشی که داشتید می‌آمدید و می‌گفتید خوب می‌شویم. می‌گفتید نور می‌تابد. می‌گفتید این روز‌ها تمام می‌شود. کاش بودید و می‌آمدید و رخت عزا را از تن فرزندانتان در می‌آوردید. ما همیشه پشتمان به شما گرم است. حالا که حجابی هم بین شما و خدا نیست. لطفا پدرانه دعایمان کنید.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.