آشپزی | علت تلخ شدن خورشت قیمه و راه حل آن چیست؟ ارائه الگوی سوم زن در کتاب «از خانه تا سنگر؛ نقش زنان در متن دفاع مقدس» بازی‌های آسیایی ناگویا ۲۰۲۶| نماینده ماده ۷گانه دوومیدانی ایران در ۵ رشته مقام اول را کسب کرد از جبهه‌های ایثار تا بارگاه رضوی | «حماسه‌سازان بی‌ادعا» در رواق نجمه خاتون (س) روایت می‌شوند (۳ مهر ۱۴۰۵) ویدئو | مادرانه | روایتی از دلتنگی مادران شهدا | شهید مهدی کرمانی «الگوی سوم زن مسلمان»؛ مفهومی تکمیل‌کننده برای حضور اجتماعی زنان و نقش‌آفرینی موثر آنها در خانواده لیگ برتر هندبال بانوان باشگاه‌های کشور از امروز پنجشنبه (۲ مهر ماه ۱۴۰۵) آغاز شد آشپزی | مانی‌پلو دامغانی؛ ترکیب هماهنگ طعم‌های شیرین، ترش و خوش‌عطر + طرز تهیه خانه‌داری | یخ‌زدایی موادغذایی روی کابینت خطرناک است برگزاری یک کارگاه آموزشی برای زنان خانه‌دار مشهدی | بوستان شهربانوی نصرت میزبان شد آغاز هفته دوم لیگ برتر فوتبال زنان ایران از امروز (۲ مهر ماه ۱۴۰۵) بازی‌های آسیایی ناگویا ۲۰۲۶ | مدال برنز دختر ملی‌پوش ایرانی در ماده تک‌نفره سنگین وزن کسب شد کسب ۳ مدال طلا و یک نفره توسط بانوان تیم ملی روئینگ ایران در بازی‌های آسیایی ویژه‌برنامه «فرزندان روح‌الله، حماسه‌سازان بی‌ادعا» در رواق نجمه خاتون (س) حرم مطهر رضوی برگزار می‌شود نسخه شفابخش برای درمان کمردرد زنان خانه‌دار رقابت‌های اسکواش بیستمین دوره بازی‌های آسیایی ناگویا | ۲ بانوی ایرانی به مرحله بعد صعود کردند ناکامی تیم ملی کبدی بانوان ایران در سومین دیدار مرحله گروهی بازی‌های آسیایی ۲۰۲۶ اینفوگرافی| علائم شایع یائسگی
سرخط خبرها
دلمان برایتان تنگ شده است آقا

دلمان برایتان تنگ شده است آقا

  • کد خبر: ۴۰۵۲۳۳
  • ۱۹ فروردين ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۵
دلم برایتان تنگ شده است. خیلی هم تنگ شده است. شما همه چیزتان را پای ما گذاشتید و حق پدری را خوب ادا کردید. نور بدرقه راهتان باشد.

پای گاز ایستاده‌ام برای آماده کردن افطاری. اینجا توی آشپزخانه‌ای که یک ضلع بزرگش پنجره است رو به حیاطی که حوض قشنگ و دلبرش همیشه برایم امن‌ترین جای دنیا بوده است. دارم وسایل سفره افطار را آماده می‌کنم.

آشپزی کردن عشق من است. مثل نوشتن. شبیه انتخاب و چینش کلمات کنار هم که سجع و موزون بودنش به وقت خواندن حالم را خوب می‌کند. صدای ترتیل قرآن بلند است. مثل عصر‌های هر روز خانه مان و صدای قل زدن آب سماور که نزدیک است. ظاهرا همه چیز عادی است و حتی جوانه زدن شکوفه‌های درخت باغچه که می‌گوید بهار نزدیک است، اما نمی‌دانم چرا نمی‌توانم گریه‌ام را بخورم. قطره‌های اشک روی صورتم سر می‌خورد.

چقدر زمین برایم تنگ شده است. دلم آسمان را می‌خواهد و رفتن از زمین را. درست شبیه وقتی که بابا رفته بود. حالا همان روزهاست. تکرار شده دوباره. می‌دانی رابطه قلبی عجیبی بین دختر و پدر است. اگر کیلومتر‌ها دورتر چیزی بابا را دلگیر کرده باشد دختر دردش را حس می‌کند. اصلا رابطه قلبی دختر و بابا چیزی نیست که کسی از پس فهمیدنش برآید. همیشه فکر می‌کردم هر اتفاقی برای بابا بیفتد من هم می‌میرم. بدون برو برگرد.

از بامداد و به وقت سحری خوردن که زیرنویس تلویزیون آمده بود روح شما به ملکوت اعلی پیوست. لقمه توی گلویم گیر کرد. چقدر به اسم و روح شما می‌آمد که بگویند به ملکوت اعلی پیوسته است. اما این چند عبارت برای من سنگین است و برای همه مردم ایران سنگین است.

حالا وقتی فکر می‌کنم صورت مهربانتان را نمی‌بینم دلم تنگ می‌شود. برای خنده هایتان، برای نصیحت هایتان، برای گفتن این عبارت که «آرام باشید، آرام.»

من از همین دور و کنار پنجره‌ای که یک ضلعش رو به آسمان است با شما حرف می‌زنم. مثل وقت و بی وقت‌هایی که با بابا درد دل می‌کنم.

دلم برایتان تنگ شده است. خیلی هم تنگ شده است، اما حیف بود که بیشتر از این منتظر آدم‌های دنیا بمانید و سفرتان به تأخیر بیفتد. شما همه چیزتان را پای ما گذاشتید و حق پدری را خوب ادا کردید. نور بدرقه راهتان باشد.

ولی کاش بودید و با همان سکینه و آرامشی که داشتید می‌آمدید و می‌گفتید خوب می‌شویم. می‌گفتید نور می‌تابد. می‌گفتید این روز‌ها تمام می‌شود. کاش بودید و می‌آمدید و رخت عزا را از تن فرزندانتان در می‌آوردید. ما همیشه پشتمان به شما گرم است. حالا که حجابی هم بین شما و خدا نیست. لطفا پدرانه دعایمان کنید.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.