سرمربی تیم ملی فوتسال بانوان ایران: برگزاری رقابت‌های باشگاهی، انگیزه را افزایش می‌دهد نگاهی زنانه به جنگ در کتاب «دوازده خوان» ۴ خراسانی در تیم ملی والیبال کمتر از ۱۸ سال دختران| مشهدی‌ها حریفان آسیایی خود را شناختند مصرف این ادویه جادویی از پیری زودرس پیشگیری می‌کند! ارتباط میان کم‌خوابی و استرس با چاقی چیست؟ افزایش اعتبارات پروژه‌های «شهربانو» به ۵۹۰ میلیارد تومان در شورای اسلامی شهر مشهد چطور زندگی عروس ۱۶ ساله در چند روز نابود شد؟ | روایت دختری که با گریه به مرکز مشاوره پلیس مشهد آمد چند زوج نابارور با کمک پژوهشگاه رویان فرزندشان را در آغوش کشیدند؟ هشدار یک متخصص: غر زدن به مغزتان آسیب می‌رساند ضرورت توجه به حوزه زنان و خانواده در سیاستگذاری های کلان فرهنگی خانه داری| چرا کیک، یک طرفه پف می‌کند؟ کم‌کاری تیروئید احتمال ناباروری را افزایش می‌دهد اصفهان، میزبان دومین اردوی تیم ملی هندبال زنان| شرایط آمادگی بازیکنان نسبتاً خوب است چرا وام‌ و امتیازات فرزندآوری، جمعیت را افزایش نداد؟ حضور ۱۰ تیم در خط استارت لیگ نوزدهم بانوان| «دربی» برای نخستین بار برگزار می شود «ریحانه رضایی»؛ تنها نماینده ایران در روز سوم رقابت‌های شمشیربازی قهرمانی آسیا فاصله درمان شبکیه نوزادان نارس تا «نابینایی»؛ فقط چند هفته| اگر والدین رضایت ندهند، دادگاه حکم درمان می‌دهد اهمیت نقش هدایتگری بانوان در جنگ تحمیلی سوم سوزن چرخ‌ خیاطی زن جوان مشهدی را راهی بیمارستان کرد! (۳۱ خرداد ۱۴۰۵) خطر بزرگ برای سلامتی در آشپزخانه شما؛ میکروپلاستیک‌ها چگونه وارد بدن می‌شوند؟
سرخط خبرها
نگاهی زنانه به جنگ در کتاب «دوازده خوان»

نگاهی زنانه به جنگ در کتاب «دوازده خوان»

  • کد خبر: ۴۲۴۴۵۳
  • ۰۱ تير ۱۴۰۵ - ۱۳:۳۰
کتاب «دوازده خوان» به کوشش الهام حاجی‌علی‌اصغر و یلدا یزدانی، مجموعه‌ای از روایت‌های زنانی است که جنگ دوازده‌روزه، زندگی آنان را با تجربه‌ای متفاوت مواجه کرد.

به گزارش شهرآرانیوز؛ در میان روایت‌های متعدد از جنگ دوازده‌روزه، آنچه کمتر مجال بازگو شدن یافته، تجربه زنانی است که در متن حوادث، بار حفظ زندگی و خانواده را بر دوش کشیدند. جنگ، تنها در میدان نبرد جریان ندارد؛ ردپای آن در خانه‌ها، در انتظارها، در نگرانی‌های روزمره و در زندگی‌هایی که ناگهان زیرورو می‌شوند نیز دیده می‌شود. از همین منظر، ثبت روایت کسانی که دور از خطوط مقدم، با واقعیت‌های جنگ دست و پنجه نرم کرده‌اند، بخشی از حافظه این روزها را شکل می‌دهد.

کتاب «دوازده خوان» که به کوشش الهام حاجی‌علی‌اصغر و یلدا یزدانی از سوی انتشارات آل‌احمد(ع) منتشر شده، مجموعه‌ای از روایت‌های زنانی است که جنگ دوازده‌روزه، زندگی آنان را با تجربه‌ای متفاوت مواجه کرد. این اثر، روایت یازده زن از روزهایی است که سایه جنگ بر زندگی‌شان افتاد؛ زنانی که در میان نگرانی، اضطراب و فقدان، تلاش کردند جریان زندگی را حفظ کنند و از دل شرایط دشوار، معنای تازه‌ای برای ادامه دادن بیابند.

«دوازده خوان» تنها روایت روزهای درگیری نیست، بلکه بازتاب تأثیر جنگ بر زیست روزمره انسان‌هایی است که شاید نامی از آنان در گزارش‌های رسمی به میان نیاید، اما سهم مهمی در عبور خانواده‌ها از بحران دارند. این کتاب تلاش کرده است بخشی از تجربه‌های کمتر شنیده‌شده زنان در روزهای جنگ را ثبت کند؛ تجربه‌هایی که از دل خانه‌ها و زندگی‌های شخصی برخاسته‌اند و اکنون در قالب یک مجموعه روایی پیش روی مخاطبان قرار گرفته‌اند.

به مناسبت انتشار این اثر، با الهام حاجی‌علی‌اصغر، دبیر مجموعه «دوازده خوان»، به گفت‌وگو پرداختیم.

ایده اولیه مجموعه «دوازده خوان» دقیقاً در چه فضایی شکل گرفت و چرا جنگ ۱۲روزه از دید بانوان به‌عنوان محور روایت انتخاب شد؟

هسته اولیه مجموعه «دوازده خوان»، در دوران جنگ دوازده روزه شکل گرفت و به همت دوستان کارگاه داستان حمیدرضا منایی نوشته شد. نکته‌ای که استاد همواره یادآوری می‌کنند این است که نویسنده باید نسبت به مسائل و معضلات اجتماعی پیرامونش فعال باشد. در حقیقت نویسنده با داستان واقعه را، فاجعه را، درد و رنج را ثبت و ماندگار می‌کند، نمی‌گذارد از حافظه تاریخ پاک شود. در تمام دنیا وقتی یک مشکل و معضل اجتماعی رخ می‌دهد، اولین قشری که نسبت به آن واکنش نشان می‌دهند نویسندگان هستند. بعد از آن روانشناسان، جامعه‌شناسان و دیگر افراد فعال در جامعه هستند. نویسنده باید درد را، خشونت و رنج آدمی را در قالب داستان، در قالب امر دراماتیک ثبت کند. به قول زنده یاد عباس معروفی؛ خبر و روزنامه را باد می‌برد. ما هم به عنوان نویسنده به این کلان اتفاقی که رخ داد عکس العمل نشان دادیم و ماحصل آن کتابی است که پیش روی شما قرار گرفته است.

این کتاب تلاش می‌کند جنگ را نه از میدان نبرد، بلکه از خانه و زندگی روزمره روایت کند. چنین زاویه‌ای برای روایت جنگ چه تاثیری دارد؟

وقتی شروع به گردآوری مجموعه کردیم فقط موضوع «جنگ» را وسط قرار دادیم. به دوستان نویسنده زاویه دید ندادیم، به آنها نگفتیم که از کجا و به چه ابعادی نگاه کنند. دوستان با توجه به تجربه زیسته و پژوهشی که داشتند به محور و خطی رسیدند و داستان گفتند. این گونه نبوده است که عمدا بخواهیم زاویه دیدی خاص نسبت به جنگ داشته باشیم.

در کتاب، زن‌ها صرفاً شاهد جنگ نیستند، بلکه ادامه‌دهنده زندگی‌اند. این نگاه تا چه حد آگاهانه در انتخاب روایت‌ها نقش داشته است؟

ما در سال گذشته جنگ را زندگی کردیم. همه با آن درگیر بودیم و جنگ در لحظه لحظه زندگی‌مان تأثیر گذاشت. در اینجا صرفاً شاهد جنگ بودن اصلأ معنی ندارد. چطور می‌شود وقتی صدای پدافند بلند شد، جنگنده از بالای سرعبور کرد یا صدای انفجار آمد و در نزدیکی ما، خانه‌ها یا خانه‌هایی ویران شد، صرفاً شاهد بود!؟

نگاهی زنانه به جنگ در کتاب «دوازده خوان» | برای نوشتن این داستان‌ها پژوهش گسترده داشته‌ایم

همه ما در این میانه زندگی کردیم، مادری کردیم، همسری کردیم، بیماران‌مان را تیمار کردیم، غذا پختیم. این جنگ را زندگی کردن و در جنگ زندگی کردن اقتضای دوران و موقعیت بود. آدم‌های داستان‌های ما هم از این مورد مستثنی نبودند. شخصیت داستان‌ها چیزی جدا از ما و آدم‌های دور و بر ما نبودند.

کتاب حاصل ۱۱ روایت از ۱۱ نویسنده است. در فرآیند انتخاب نویسندگان و هماهنگ‌سازی روایت‌ها چه چالش‌هایی داشتید؟

کتاب مجموعه «دوازده خوان»، یازده داستان است و خوان دوازدهم ترغیب مخاطب داستان به نوشتن است. این مجموعه به همت دوستان کارگاه داستان نوشته شده است. دوستان بسیار هم سو و یک دست شروع به نگارش داستان‌ها کردند و خدا را شکر چالش خاصی و جدی پیش نیامد.

در کتاب، جنگ بیشتر در سطح زندگی روزمره دیده می‌شود تا در سطح نظامی. این انتخاب چه تصویری از جنگ ارائه می‌دهد که شاید در روایت‌های رسمی کمتر دیده شده باشد؟

داستان یک تعریف و چهارچوبی دارد. اصولاً تعریف داستان، مستند سازی و گزارش نیست و با روایت‌های رسمی از زمین تا آسمان فرق دارد. گزارشگر و خبرنگار از دور آنچه می‌بیند را روایت می‌کند اما دوربین داستان نویس نزدیک موقعیت و شخصیت درگیر موقعیت است. دوربینش با شخصیت حرکت می‌کند، از چشمان او نگاه می‌کند، با پاهای او راه می‌رود و با قلب او درد می‌کشد. داستان نویس آنچه در بستر جامعه رخ می‌دهد را می‌بیند، ایده را می‌گیرد و بر اساس علم و اصول داستان، دراماتیزه می‌کند. ما در این داستان‌ها با نگاهی زنانه به جنگ نگریسته‌ایم. در یک داستان به عنوان مادری که می‌خواهد سند بگذارد و پسر در بندش را آزاد کند، در داستانی دیگر با عنوان خواهر یک سرباز، جایی به عنوان زنی پا به ماه. خودمان را جای شخصیت داستان گذاشته ایم. با او راه رفته‌ایم و با چشمان او تبعات جنگ را دیده‌ایم و آن را زندگی کرده‌ایم.

عنوان «دوازده خوان» چگونه انتخاب شد و چه معنایی برای مجموعه دارد؟

برای نام گذاری مجموعه با دوستان همفکری کردیم و دوازده خوان ماحصل نظرات نویسندگان است. «خوان» در اینجا به معنی مرحله و کار دشوار است. البته که امروزه بیشتر «خان» نوشته می‌شود و علامه دهخدا هم خوان را سفره معنی کرده‌اند. اما با نظر دوستان، چون در کتب کهن و پیشینه ادب فارسی این کلمه را اینگونه نوشته‌اند ما هم به این صورت استفاده کردیم.

در شرایطی که تجربه جنگ رمضان از سطح نظامی به سطح اجتماعی و حتی تجمعات شهری کشیده شده و زنان نیز نقش پررنگ‌تری در آن یافته‌اند، آیا می‌توان گفت روایت‌هایی مانند این کتاب، در حال ترسیم تصویری از آینده کنش زنان در بحران‌های بعدی است؟

ببینید، ما در اینجا یک مجموعه داستان داریم. داستان هم تعریف خودش را دارد. ما در داستان فقط می‌خواهیم رنج و مشکلی را به مخاطب نشان دهیم. بگوییم ببین این مشکل وجود دارد. نمی‌خواهیم چیزی را ثابت کنیم یا حتی نمی‌خواهیم قضاوت کنیم و شعار بدهیم. داستان جای شعار دادن نیست. داستان نویس نباید پرچم به دست میانه متن بایستد و شعار دهد. داستان شأن خودش را دارد و ما سعی کردیم فقط داستان بگوییم.

در این مجموعه چه صدا‌هایی از زنان یا چه نوع تجربه‌هایی عمداً یا ناخواسته وارد روایت نشده است؟

ما در اینجا فقط یازده داستان داریم. یازده خط داستان و یازده شخصیت داستانی که با موقعیتی که در اینجا در نسبت جنگ است درگیرند. قطعا بی‌اندازه صدا و زاویه دید است که می‌توان در حول و حوش آن داستان نوشت. اما جدا از این، داستان اقتضائات خودش را دارد. این گونه نیست که ما بخواهیم عمدا چیزی را درش بگنجانیم یا حذف کنیم. داستان مثل موجود زنده است، نمی‌پذیرد بلکه پس می‌زند.

با توجه به اینکه جامعه هنوز درگیر پیامد‌های اجتماعی و تجمعات ناشی از آن فضاست، این روایت‌ها چه کمکی به فهم وضعیت امروز می‌کنند؟

ما جدا از اینکه جنگ را زندگی کردیم برای نوشتن این داستان‌ها پژوهش گسترده داشته‌ایم. قطعا این پژوهش‌ها به دیدن دوباره آدمی و موقعیت‌های مختلفی که در دامنه تجربیات زیسته ما نیست منجر می‌شود. قطعا وسعت دیدمان را گسترش می‌دهد و نگاه‌مان را زیر و زبر می‌کند. برای نشان دادن شأن پژوهش همین بس که حتی وقتی می‌خواهیم تجربه زیسته خودمان را هم بنویسیم باید پژوهش کنیم. پژوهش به ما شخصیت‌ها و زاویه دید‌های مختلف نشان می‌دهد. معضلات و مشکلات اجتماعی را می‌نمایاند، متن را پخته می‌کند و داستان را گسترش می‌دهد و بالا می‌برد.

منبع: مهر

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.