به گزارش شهرآرانیوز؛ هیچ زندگی مشترکی نیست که طعم اختلاف و تلاطم را نچشیده باشد؛ اما تفاوت یک رابطه زنده و پویا با رابطهای که در سراشیبی سقوط قرار گرفته، در نبودِ دعوا نیست. تفاوت در این است که همسران چگونه با هم میجنگند.
گاهی در اوج عصبانیت، کلماتی از دهانمان خارج میشود که شاید دیگر هرگز نتوان آنها را پس گرفت. در این پرونده مهارتی، همراه با زهرا نوری زوجدرمانگر نقاب از چهره رفتارهای ویرانگر در مشاجرات برمیداریم. در قسمت اول، به سراغِ خطاهای رفتاریِ مهلکی میرویم که خیلی از ما، بیآنکه بدانیم، با آن ریشه رابطهمان را میزنیم.
در میانه بالا گرفتن صداها، مرز میان دفاع از خود و شکنجه طرف مقابل بسیار باریک میشود. زهرا نوری زنگ خطر رابطه را دقیقاً در همین نقطه میداند و میگوید: «بدترین کار در دعوا این است که بخواهم مدام روی نقطهضعف طرف مقابلم مانور بدهم. متأسفانه بعضی افراد در دعواها خیلی بیرحمانه دست روی نقطهضعف طرف مقابل میگذارند و میخواهند با استفاده از آن به او ضربه بزنند. ما به این رفتار میگوییم نمک به زخم پاشیدن یعنی آسیب زدن به نقاط حساس طرف مقابل. مثلاً جملاتی مانند تو هم مثل بابات باید توی تیمارستان بستری بشی، یک قرون توی جیبت نیست، فقط داد و بیداد بلدی، فکر کردی خیلی خوشگلی؟ یادت رفته کجا زندگی میکردی؟ هیچی نداشتی، یا فکر کردی خیلی توی کارت موفقی؟ من نبودم تو هیچی نبودی، تماماً روح و روان طرف مقابل را هدف قرار میدهند.»
اینجاست که کارشناس ما زهرا نوری هر یک از زوجین را به یک خلوت درونی دعوت میکند؛ درنگی کوتاه پیش از پرتاب تیرهای زهرآگین کلامی: «اینجا بد نیست یک لحظه مکث کنیم و از خودمان بپرسیم کجای رابطه ایستادهایم؟ آیا واقعاً حاضریم به روح و روان فردی که یک روز عشق ما بوده و با عشق با او ازدواج کردهایم، آسیب بزنیم؟ گاهی این اتفاق مستقیماً رخ میدهد، چون مهارتهای همسرداری را بلد نیستیم.
گاهی ممکن است طرف مقابل من نیازی داشته باشد که همسرش آن را تأمین نمیکند. در این شرایط باید نگاه کنیم و ببینیم قلک عاطفی همسرم را چگونه میتوانم پر کنم. وقتی درباره مهارتهای ارتباطی در رابطه صحبت میکنیم، یعنی اگر ببینم اوضاع در حال بالا گرفتن است، باید مهارت کنترل شرایط را بلد باشم.»
خیلیها گمان میکنند یک رابطه ایدهآل رابطهای است که در آن هیچ بگوومگویی رخ ندهد؛ تصوری که این روانشناس آن را کاملاً رد میکند و تمثیلی ملموس به کار میبرد:
«من نمیتوانم بگویم در یک رابطه اصلاً بحث نداشته باشید. بحث طبیعی است؛ اما مهارت کنترل بحث اهمیت دارد. مثل اینکه به یک نفر بگوییم تو اصلاً اجازه نداری سوار ماشین شوی. این خیلی فرق دارد با اینکه فرد مهارت رانندگی را یاد بگیرد و بعد پشت فرمان بنشیند. ما نمیخواهیم بحث را حذف کنیم؛ میخواهیم مهارت مدیریت آن را یاد بگیریم.»
اگر خودروی گفتوگو در سراشیبی تند عصبانیت افتاد، چطور باید ترمز دستی را کشید؟ نوری فرمولهای کلامی نجاتبخشی را پیشنهاد میدهد: «وقتی بحث در حال بالا گرفتن است، میتوانم از جملاتی استفاده کنم که جلوی تشدید تنش را بگیرد. اول متوجه میشوم که اوضاع دارد خراب میشود و میگویم: میشود یک زمان دیگر درباره این موضوع صحبت کنیم؟ حس بدی به من دست داده و احساسم خوشایند نیست. گفتن همین جمله میتواند معجزه کند.»
او ادامه میدهد که حتی در برابر خواستههای ناممکن یا مرزگذاری در برابر توهین نیز جملات مشخصی وجود دارد: «میتوانم بگویم میدانی خیلی دوستت دارم، ولی الان برایم مقدور نیست که این کار را انجام بدهم. یا اگر طرف مقابل وارد بحث و توهین شده است، بگویم: اگر قرار است بحث و توهین ادامه پیدا کند، من دیگر بحث را ادامه نمیدهم.»
نباید فراموش کرد دیوارهای خانه عایق اضطراب نیستند و ترکشهای دعوا قبل از هرکس به روح کودکان اصابت میکند. این زوجدرمانگر در پایان بخش نخست هشدار میدهد: «از طرف دیگر، وقتی یک فرزند دارید و این فرزند شاهد دعوای والدین است، باید بدانیم که این شرایط میتواند روی او اثر بگذارد و کودک را مضطرب کند. مشکل ما این است که خیلی از ما فکر میکنیم مهارتهای ارتباطی را بلدیم، اما تازه وقتی آموزش میبینیم، متوجه میشویم که بسیاری از این مهارتها را یاد نگرفتهایم.»
منبع: فارس