روایت مادر از مسیر قهرمانی ریحانه کریمی | از پدیده جودو تا قله جهانی وزنه‌برداری زیارت امین‌الله و آل یاسین در رواق حضرت نرجس خاتون (س) حرم رضوی طنین‌انداز می‌شود (۹ مهر ۱۴۰۵) نظم و رفتار در مترو مسئولیت مدیریت شهری یا تکلیف شهروندی؟ اشتغال و مسکن؛ پیش‌نیاز سیاست‌های جمعیتی هشدار سازمان غذا و دارو: فریب فیلر‌های ارزان و اینترنتی را نخورید چند جمله معجزه‌آسا برای خاموش کردن شعله‌های آتش در زندگی مشترک گرایش به حجاب در فرانسه افزایش یافت آشپزی | دستور پخت دلمه برگ مو لرستانی آغاز اردوی تیم ملی فوتسال بانوان از ۱۴ مهرماه ۱۴۰۵ حفظ وزن سالم؛ عامل اصلی در پیشگیری از سرطان پستان بازی‌های آسیایی ناگویا ۲۰۲۶ | تیم پدل زنان به مرحله یک چهارم راه یافت آشپزی | چطور غذا‌های سرخ‌کردنی را بپزیم که به تابه نچسبند؟ روایت هنگامه هادیانی از فراز و فرودهایش در رشته ژیمناستیک | سطح مسابقات آسیایی ناگویا ۲۰۲۶ بالا بود مادر بیمار و فرزندانش از سقوط از طبقه پنجم نجات یافتند | ماجرا چه بود؟ شگرد مکارانه زن خارجی برای سرقت چه بود؟ + عکس متهم کاهش وزن پس از زایمان؛ یکی از چالش‌های مهم مادران | راهکار چیست؟ تجلی ارادت بانوان در بارگاه رضوی | رواق نجمه خاتون (س) میزبان خانواده‌ها می‌شود (۸ مهر ۱۴۰۵) توزیع بیش از ۳ هزار بسته بهداشتی و بلوغ در میان دختران دانش‌آموز خراسان رضوی وقتی زنان در اجتماع میدان‌داری می‌کنند | در نشست «زیست جدید اجتماعی زنان و کنشگری در میدان» چه گذشت؟
سرخط خبرها
پادکست | صبح برادرم را تشییع و عصر برادر دیگرم را بدرقه کردم

پادکست | صبح برادرم را تشییع و عصر برادر دیگرم را بدرقه کردم

  • کد خبر: ۲۲۴۹۳۸
  • ۱۰ ارديبهشت ۱۴۰۳ - ۱۱:۳۱
مهین اسماعیل‌زاده، مادر یک مفقودالاثر، خواهر ۳ شهید و یک جانباز از روز‌هایی می‌گوید که از آن جز زیبایی ندیده است.
حمیده وحیدی
خبرنگار حمیده وحیدی

به گزارش شهرآرانیوز، قبل از اینکه وارد گفت‌وگوی این چند روز من و مهین‌خانم شوید، می‌خواهم کمی از چیز‌هایی برایتان بگویم که در این چند روز اتفاق افتاده است. یعنی در اصل، انتهای این گزارش را در ابتدایش نوشته‌ام! از چیز‌هایی که در این چند روز از مهین‌خانم، خواهر ۳ شهید و یک جانباز و مادر شهید مفقودالاثر، در خاطرم ماند: اینکه روز عکاسی در مجموعه «آیه‌ها» قصد داشت یک مادر شهید مفقود الاثر دیگر را هم دعوت کند و به ما تأکید کرد که حتما سراغش برویم، مادر شهید مفقودالاثری که تنها فرزندش را از دست داده بود و دلش می‌خواست یک نفر حرف‌هایش را بشنود. به اینکه وقتی توی جاده‌های خالی صحنه بازسازی‌شده عملیات «کربلای ۵» دست در دستمان راه می‌رفت، به تانک‌های کهنه نگاه کرد و گفت: خدا لعنت کند آنهایی که از روی فرزندانمان با اینها رد شدند. به اینکه دلش خوش بود به جوان‌ها، به همان دهه‌شصتی‌ها و دهه‌هفتادی‌هایی که با وجود نامهربانی‌های برخی مسئولان، باز هم غیرت وطن‌دوستی دارند و احترام مادر شهید را نگاه می‌دارند. باور داشت هرجا نیاز باشد، رگ غیرتشان اجازه نخواهد داد کشور را تنها بگذارند.

مهین‌خانم حتی راضی نشد مراسم تشییع برای روح پسرش برگزار کند تا مردم به زحمت نیفتند. حالا هم یک گوشه از این شهر، در کنار خادمی حرم امام رضا (ع)، بدون سهم‌خواهی زندگی می‌کند. قصه جلد این شماره شهربانو صرفا ساعتی از زنی است که کمتر می‌خواهد دیده شود و کمتر حرف زده است.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.