آغاز سومین اردوی آماده‌سازی تیم ملی فوتسال زنان در رده جوانان از امروز (دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵) سردرگمی مادران جوان در هدایت فضای مجازی برای بهبود در فرزندپروری | راهکار چیست؟ هوش مصنوعی و تحول دوگانه در بازار کار زنان ضمانت کمیته امداد کشور از وام‌های قرض‌الحسنه اشتغال زنان تحت پوشش این سازمان درباره کتاب تفریظ شده «من زنده‌ام» توسط رهبر شهید چه می‌دانید؟ طلاق؛ یکی از دلایل افزایش آمار زنان سرپرست خانوار در کشور تیم دختران ایران در المپیاد جهانی جغرافیا خوش درخشید آمادگی کامل تیم فوتبال خاتون بم برای حضور در لیگ قهرمانان زنان آسیا دستور پخت کیک مرغ در خانه + فیلم ویدیو | نقش مادر یک خلبان در شکست کودتای نوژه خانم‌ها قلاب‌بافی را فراموش نکنید تا آلزایمر نگیرید! آزادی بیش از ۱۰۰ مددجو از ندامتگاه زنان در تهران درخشش دختران بسکتبالیست نیشابوری در مسابقات لیگ ملت‌های زیر ۲۳ سال آسیا آغاز چهارمین مرحله اردوی تیم ملی هندبال بانوان از ۲۸ مردادماه ۱۴۰۵ دختر ۹ ساله جانباز مدرسه میناب، سرپرست معنوی پاراآسیایی ناگویا شد افزایش ۷ برابری تعداد جمعیت مجرد قطعی نسبت به دو دهه گذشته در کشور نگاهی به روش‌های ورود گسترده میکروپلاستیک‌ها به بدن انسان در ۵ دقیقه بدون خامه و ثعلب، بستنی درست کنید کسب مقام پنجم بانوی پینگ‌پنگ‌باز مشهدی در کشور
سرخط خبرها
پادکست | صبح برادرم را تشییع و عصر برادر دیگرم را بدرقه کردم

پادکست | صبح برادرم را تشییع و عصر برادر دیگرم را بدرقه کردم

  • کد خبر: ۲۲۴۹۳۸
  • ۱۰ ارديبهشت ۱۴۰۳ - ۱۱:۳۱
مهین اسماعیل‌زاده، مادر یک مفقودالاثر، خواهر ۳ شهید و یک جانباز از روز‌هایی می‌گوید که از آن جز زیبایی ندیده است.

به گزارش شهرآرانیوز، قبل از اینکه وارد گفت‌وگوی این چند روز من و مهین‌خانم شوید، می‌خواهم کمی از چیز‌هایی برایتان بگویم که در این چند روز اتفاق افتاده است. یعنی در اصل، انتهای این گزارش را در ابتدایش نوشته‌ام! از چیز‌هایی که در این چند روز از مهین‌خانم، خواهر ۳ شهید و یک جانباز و مادر شهید مفقودالاثر، در خاطرم ماند: اینکه روز عکاسی در مجموعه «آیه‌ها» قصد داشت یک مادر شهید مفقود الاثر دیگر را هم دعوت کند و به ما تأکید کرد که حتما سراغش برویم، مادر شهید مفقودالاثری که تنها فرزندش را از دست داده بود و دلش می‌خواست یک نفر حرف‌هایش را بشنود. به اینکه وقتی توی جاده‌های خالی صحنه بازسازی‌شده عملیات «کربلای ۵» دست در دستمان راه می‌رفت، به تانک‌های کهنه نگاه کرد و گفت: خدا لعنت کند آنهایی که از روی فرزندانمان با اینها رد شدند. به اینکه دلش خوش بود به جوان‌ها، به همان دهه‌شصتی‌ها و دهه‌هفتادی‌هایی که با وجود نامهربانی‌های برخی مسئولان، باز هم غیرت وطن‌دوستی دارند و احترام مادر شهید را نگاه می‌دارند. باور داشت هرجا نیاز باشد، رگ غیرتشان اجازه نخواهد داد کشور را تنها بگذارند.

مهین‌خانم حتی راضی نشد مراسم تشییع برای روح پسرش برگزار کند تا مردم به زحمت نیفتند. حالا هم یک گوشه از این شهر، در کنار خادمی حرم امام رضا (ع)، بدون سهم‌خواهی زندگی می‌کند. قصه جلد این شماره شهربانو صرفا ساعتی از زنی است که کمتر می‌خواهد دیده شود و کمتر حرف زده است.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.