معرفی یک نسخه خانگی برای جلوگیری از شکستگی لگن در زنان لیگ برتر بسکتبال زنان به هفته هفدهم رسید| قهوه باتسام با ۲۱ امتیاز در رده پنجم جدول پایان هفته شانزدهم لیگ برتر فوتبال زنان با برد تیم خاتون بم مقابل پرسپولیس دوری ۶ هفته‌ای بانوی نایب قهرمان المپیک از تکواندو سرطان سینه یک بیماری ناگهانی و غیرقابل‌کنترل نیست| کاهش سن ابتلا در زنان آغاز مرحله گروهی بخش نوجوانان جام جهانی گرجستان از امروز (جمعه ۱۰ بهمن ماه ۱۴۰۴)| دختر شمشیرباز ایران در مرحله گروهی حذف شد هفته هشتم رقابت‌های لیگ برتر هندبال بانوان امروز (۱۰ بهمن ۱۴۰۴) برگزار شد| سپاهان، تیم بدون شکست گفت‌وگوی بهروزآذر با زنان بازداشت‌شده ناآرامی‌های اخیر در زندان قرچک ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید علیرضا غلامی آغاز نیم‌فصل دوم لیگ برتر هندبال بانوان با برگزاری ۴ دیدار افزایش سقف تسهیلات ازدواج و فرزندآوری در سال ۱۴۰۵ عفاف و حجاب در اسلام، ۲ مفهوم به هم پیوسته| وقتی کرامت زن و استحکام خانواده هم مد نظر است خبر جدید از برگزاری رقابت‌های بسکتبال کاپ آسیا دیویژن B زیر ۱۸ سال بانوان کسب دومین پیروزی مشهدی ها در هفته چهاردهم لیگ برتر فوتبال زنان برگزاری شب شعر «ملیکه ملکوت» در مسجد مقدس جمکران تعیین ۱۰ درصد از مهریه به عنوان حق الوکاله طلاق، پدیده‌ای پیچیده فعالیت پررنگ زنان، رمز ماندگاری هنر ۸ هزار ساله سفالگری در ایران آغاز دیدار‌های هفته هفدهم لیگ بسکتبال بانوان، فردا (جمعه ۱۰ بهمن ماه ۱۴۰۴) | تیم‌های مدعی به دنبال تکرار برد‌های خود هستند هشدار یک متخصص درباره زیبایی فوری به کمک اسفنج‌های دریایی و چند قطره اسید!| اسپیکیول دقیقا چیست؟
سرخط خبرها
این عکس را برای تو گرفتم محبوبه!

این عکس را برای تو گرفتم محبوبه!

  • کد خبر: ۳۰۲۲۴۲
  • ۰۷ آذر ۱۴۰۳ - ۱۳:۴۸
محبوبه سفارش کرده بود که اگر صبح چهارشنبه کله‌سحری یکهو هوس صدای نقارخانه، عطر پاییز و اسپند و عود جلو ورودی صحن اسماعیل طلا به سرم زد حتما یادش بیفتم.

به گزارش شهرآرانیوز؛ محبوبه سفارش کرده بود که اگر صبح چهارشنبه کله‌سحری یکهو هوس صدای نقارخانه، عطر پاییز و اسپند و عود جلو ورودی صحن اسماعیل طلا به سرم زد حتما یادش بیفتم؛ آن هم با کلیدواژه «رهایی از بلاتکلیفی». محبوبه‌ای که با پانزده سال خانه‌داری و مدرک فلان و شغل فلان حالا از زندگی خسته شده و دلش می‌خواهد تیشه بزند به هر چه ساخته و ترک دنیا کند و یک گوشه را پیدا کند و بی‌آنکه هیچ بنی‌بشری را ببیند نفس بکشد و زندگی کند.

شاید به قول خودش اگر رودربایستی با دخترش نبود یک روز هم آن زندگی را تحمل نمی‌کرد. نمی‌دانم چرا هر بار این جملات تکراری را طی شش ماه اخیر پای تلفن، یک گوشه از کافه یا خانه خودم و محبوبه شنیدم توی ذهنم مدال فتح‌الفتوح را به گردن آیدا دختر ۱۰ ساله‌اش انداختم که بی‌آنکه بداند، تا این اندازه پرزور ایستاده بود و جلو گم‌و‌گور شدن مادرش را گرفته بود.

این عکس را برای تو گرفتم محبوبه!

 محبوبه یک روز همه عکس‌های در و دیوار هال خانه‌اش را جمع کرده بود، چون فکر می‌کرد دیگر نگه‌داشتنشان لطفی ندارد و آن دورهمی‌ها و لحظه‌ها و لبخند‌ها برای همان روز‌ها بوده و بهتر است نه ببیند و نه بشنود و نه در موردش فکر کند. راستش را بخواهید از قضا آن صبح چهارشنبه نه کله‌سحر از خواب بیدار شدم و نه عطر پاییز و بوی عود و اسپند حرم به صورتم خورد و نه سفارش محبوبه یادم بود! پایم که به صحن گوهرشاد باز شد دنبال یک گوشه‌ای بودم تا یک دور دنیایم را دوره کنم و هر چه در دلم بود بریزم بیرون که چشمم به این زن و شوهر افتاد.

زن با یک دست شال سبز روی صورت مرد را مرتب می‌کرد و با دست دیگر زیارتنامه می‌خواند. این عاشقی جوری بود که آرامشش گواه از تکرار این لحظه در همیشه داشت. عکس را برای محبوبه فرستادم و نوشتم: چه جای خوبی است این صحن‌و سرا برای رهایی از بلاتکلیفی محبوبه!

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.