آغاز فصل جدید لیگ برتر بسکتبال باشگاه‌های بانوان کشور از جمعه (۸ آبان ۱۴۰۵) خانه‌داری | چرا نباید موادغذایی را مستقیم از یخچال داخل قابلمه ریخت؟ چرا بعضی زنان قبل از ۴۰ سالگی یائسه می‌شوند؟ دعوت چین از تیم ملی فوتسال زنان ایران برای حضور در یک تورنمنت چهار جانبه آشپزی | آش برویشین کردی؛ گزینه‌ای مناسب برای روز‌های پاییزی + طرز تهیه ناکامی تیم اسکواش زنان ایران مقابل ژاپن در بازی‌های آسیایی ۲۰۲۶ | چین حریف بعدی است نقش بانوان در حماسه دفاع مقدس | رواق نجمه خاتون (س) میزبان زنان و خانواده‌ها می‌شود حضور زنان ایران در ترامپولین بازی‌های آسیایی برای نخستین بار بیستمین دوره بازی‌های آسیایی | هانیه رستمیان به مرحله بعد صعود کرد چهل‌وششمین دوره المپیاد جهانی شطرنج | تیم ملی زنان چهلم شد! زنان ایرانی در بازی‌های آسیایی ناگویا | حماسه‌هایی که تکرار می‌شود داور دادگاه CAS: کنترل کفش پس از پایان مسابقه، برخلاف مقررات نیست خانه‌داری | ضرورت تفکیک تخته‌های برش در آشپزخانه برای سلامتی جلوگیری از شکستگی لگن در زنان با مصرف چای ! آشپزی | موساکا بادمجان؛ یک غذای متفاوت یونانی + طرز تهیه کانون‌های ازدواج آسان در دانشگاه‌ها توسعه می‌یابد | ضرورت الگوسازی در حوزه ازدواج دروازه‌بان تیم ملی هندبال بانوان ایران لژیونر شد | امضای قرارداد با یک تیم یونانی انصراف ۱۴۴ نفر از سقط جنین در خراسان شمالی طی ۶ ماه نخست سال ۱۴۰۵ درباره سکینه حورسی، نخستین فرمانده زن خرمشهر چه می‌دانید؟
سرخط خبرها
این عکس را برای تو گرفتم محبوبه!

این عکس را برای تو گرفتم محبوبه!

  • کد خبر: ۳۰۲۲۴۲
  • ۰۷ آذر ۱۴۰۳ - ۱۳:۴۸
محبوبه سفارش کرده بود که اگر صبح چهارشنبه کله‌سحری یکهو هوس صدای نقارخانه، عطر پاییز و اسپند و عود جلو ورودی صحن اسماعیل طلا به سرم زد حتما یادش بیفتم.
حمیده وحیدی
خبرنگار حمیده وحیدی

به گزارش شهرآرانیوز؛ محبوبه سفارش کرده بود که اگر صبح چهارشنبه کله‌سحری یکهو هوس صدای نقارخانه، عطر پاییز و اسپند و عود جلو ورودی صحن اسماعیل طلا به سرم زد حتما یادش بیفتم؛ آن هم با کلیدواژه «رهایی از بلاتکلیفی». محبوبه‌ای که با پانزده سال خانه‌داری و مدرک فلان و شغل فلان حالا از زندگی خسته شده و دلش می‌خواهد تیشه بزند به هر چه ساخته و ترک دنیا کند و یک گوشه را پیدا کند و بی‌آنکه هیچ بنی‌بشری را ببیند نفس بکشد و زندگی کند.

شاید به قول خودش اگر رودربایستی با دخترش نبود یک روز هم آن زندگی را تحمل نمی‌کرد. نمی‌دانم چرا هر بار این جملات تکراری را طی شش ماه اخیر پای تلفن، یک گوشه از کافه یا خانه خودم و محبوبه شنیدم توی ذهنم مدال فتح‌الفتوح را به گردن آیدا دختر ۱۰ ساله‌اش انداختم که بی‌آنکه بداند، تا این اندازه پرزور ایستاده بود و جلو گم‌و‌گور شدن مادرش را گرفته بود.

این عکس را برای تو گرفتم محبوبه!

 محبوبه یک روز همه عکس‌های در و دیوار هال خانه‌اش را جمع کرده بود، چون فکر می‌کرد دیگر نگه‌داشتنشان لطفی ندارد و آن دورهمی‌ها و لحظه‌ها و لبخند‌ها برای همان روز‌ها بوده و بهتر است نه ببیند و نه بشنود و نه در موردش فکر کند. راستش را بخواهید از قضا آن صبح چهارشنبه نه کله‌سحر از خواب بیدار شدم و نه عطر پاییز و بوی عود و اسپند حرم به صورتم خورد و نه سفارش محبوبه یادم بود! پایم که به صحن گوهرشاد باز شد دنبال یک گوشه‌ای بودم تا یک دور دنیایم را دوره کنم و هر چه در دلم بود بریزم بیرون که چشمم به این زن و شوهر افتاد.

زن با یک دست شال سبز روی صورت مرد را مرتب می‌کرد و با دست دیگر زیارتنامه می‌خواند. این عاشقی جوری بود که آرامشش گواه از تکرار این لحظه در همیشه داشت. عکس را برای محبوبه فرستادم و نوشتم: چه جای خوبی است این صحن‌و سرا برای رهایی از بلاتکلیفی محبوبه!

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.