نقش تربیتی زنان خانه‌دار باید در سیاست‌گذاری دیده شود | اشتغال بانوان نباید در مقابل خانواده قرار گیرد نگاهی به شرایط متفاوت لیگ برتر فوتبال زنان ایران در نوزدهمین فصل فعالیت خود آغاز نمایشگاه «زنان و تولید ملی» در تهران از ۱۱ شهریور ۱۴۰۵ تعویق یک هفته‌ای مسابقات لیگ برتر بانوان | چرا اردوی تیم ملی فوتبال زنان از ۱۰ شهریور آغاز می‌شود؟ تدابیر جمعیتی وزارت بهداشت؛ از توسعه درمان ناباروری تا ارائه خدمات گسترده و رایگان به مادران باردار و نوزادان هشدار استاد دانشگاه تهران درباره عواقب عادی‌سازی بی‌حجابی در دانشگاه‌ها آیا رژیم کُره‌ای واقعاً باعث کاهش وزن می‌شود؟ مرور تأکیدات رهبر شهید بر نقش ارزنده بانوان خانه‌دار | جامعه باید قدردان باشد آغاز مرحله پنجم اردوی آماده‌سازی تیم ملی هندبال بانوان از ۱۰ شهریور ماه ۱۴۰۵ تیم بانوان استقلال عملکرد خوبی در نقل و انتقالات داشت آشپزی | استانبولی با مرغ؛ غذایی ساده و سرعتی برای وعده نهار + دستور پخت هشدار یک متخصص تغذیه درباره پیامد‌های افزایش وزن بیش از حد در دوران بارداری خانه‌داری | با استفاده از چند ترفند ساده، پیاز را نگینی و یکدست خُرد کنید تیم ملی فوتبال زنان ایران بدون سرمربی! | قراردادی که هنوز امضاء نشده است نقش‌آفرینی رویا میرعلمی در سریال «نسخه آزمایشی» اینفوگرافی | ۱۰ راهکار کلیدی برای امنیت کودکان در فضای مجازی چرا فرزندان اول خانواده باهوش‌تر هستند؟ آشپزی | پیتزای نان لواش؛ یک شام سریع، آسان و خوشمزه + طرز تهیه پشت پرده مخالفت‌های کودکانه چیست؟ تجدید عهد ۳۵۰ دانشجو معلم دختر شاهد و ایثارگر با امام شهید در حرم مطهر رضوی
سرخط خبرها
غریبه‌های قریب

غریبه‌های قریب

  • کد خبر: ۳۲۹۵۷۴
  • ۰۹ ارديبهشت ۱۴۰۴ - ۱۹:۱۲
«خانم! چرا به دختر نباید فحش داد؟» اطراف را نگاه می‌کنم تا مطمئن شوم با کس دیگری نیست. می‌پرسم: «چی؟» دوباره سؤالش را تکرار می‌کند.

«خانم! چرا به دختر نباید فحش داد؟» اطراف را نگاه می‌کنم تا مطمئن شوم با کس دیگری نیست. می‌پرسم: «چی؟» دوباره سؤالش را تکرار می‌کند. مات نگاهش می‌کنم. توی مغزم به هرچیزی فکر می‌کنم جز جواب سؤالش. دوازده ساله به‌نظر می‌رسد و از ظاهرش چیزی مشخص نیست. با این همه، لحن کلام و نوع نگاهش مطمئنم می‌کند که قصد مردم‌آزاری ندارد.

برای اینکه به خودم فرصت بیشتری بدهم، دوباره می‌پرسم: «یعنی چی؟» و باز سؤالش را تکرار می‌کند. نمی‌دانم چرا قاب مادرانه‌ای توی ذهنم نقش می‌بندد. ناخواسته لحنم کودکانه می‌شود: «دخترا مِثل مامانان؛ مهربون. بابا‌ها هم مهربونن، ولی نه مِثل مامانا. پسرا ممکنه براشون مهم نباشه، ولی اگه به یه دختر فحش بدی، خیلی ناراحت میشه!» می‌گوید: «من که فحش ندادم. اون بهم فحش داد.»

اتوبوس وارد ایستگاه می‌شود و مکالمه مان نیمه‌تمام می‌ماند. ولی نمی‌دانم چرا همه‌روز سؤال ساده پسرک ذهنم را به خودش مشغول کرده‌است و مدام چراغ کلیشه‌های جنسیتی گذشته در مغزم روشن می‌شود. کلیشه‌هایی که خیلی از آنها با نام برابری جنسیتی از جامعه رخت بربسته‌اند و دیگر حتی یادی هم از آنها در ذهن‌ها نیست، مانند حرمت زیادی که برای زن در جامعه قائل بودیم یا شایسته نبودن اینکه دختری با صدای بلند حرف بزند و بخندد یا رفتار‌های مردانه داشته باشد. حالا دیگر خبری از هیچ‌کدام از آن باید و نباید‌ها و پابست‌ها نیست.

برخی دخترهایمان نه‌تنها بلندبلند حرف می‌زنند، زدوخورد خیابانی هم می‌کنند، آن هم با رد و بدل کردن رکیک‌ترین فحش‌ها. برخی دخترهایمان نه‌تنها بلندبلند می‌خندند، تکه‌های آبدار هم به رهگذران می‌اندازند. بعضی‌هایشان نه‌تنها تیپ مردانه می‌زنند، با گذاشتن سیگار لای انگشت‌هایشان و دودکردنش، ژست مردانه هم می‌گیرند. دخترهایمان نه‌تنها....

دلم برای دیدن همه آن دخترانگی‌ها و لطافت‌ها تنگ شده‌است. قرار بود دختر‌های سرزمینم با پس‌زدن این کلیشه‌ها صعود کنند، ولی نمی‌دانم چرا برخی سقوط کرده‌اند و من حالا می‌ترسم از روزی که به همان غریبگی که به آداب و رسوم عهد قجری نگاه می‌کنیم، یاد این دخترانگی‌ها را هم در لابه‌لای رمان‌های خاک خورده کتابخانه‌ها جست‌و‌جو کنیم.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.