کمک بیش از ۱۷.۵ میلیارد تومانی خانم دکتر نیکوکار به درمان بیماران دیالیزی برگزاری همایش «پایه دوچرخه سواری» با حضور ۳۵۰ نفر از بانوان منطقه ۶ مشهد فرشته کریمی به پرسپولیس پیوست آغاز مسابقات قهرمانی آزاد تنیس روی میز زنان کشور از امروز (۱۵ شهریور ۱۴۰۵) زوج‌درمانی، «ایستگاه آخر» نیست! | معرفی نشانه‌های در خطر بودن سیستم زندگی مشترک خانه‌داری | سبزیجات زیرزمینی را حتما در آب سرد بپزید مهریه؛ نشان تعهد و محبت یا بهای رهایی؟ دوره پیش‌یائسگی می‌تواند سال‌ها پیش از یائسگی آغاز شود برنامه‌های حرم مطهر رضوی برای بانوان | از ویژه‌برنامه‌های رواق حضرت نجمه خاتون (س) تا نشست «نقش همسران در آرامش خانه» (۱۵ شهریورماه) آیا تیم خاتون بم به مرحله یک چهارم لیگ قهرمانان زنان آسیا می‌رسد؟ کاهش ۱۰ ساله سن شیوع سرطان پستان در کشور نسبت به میانگین جهانی منطق دینی مهریه چه می‌گوید؟ | وقتی هدیه، ابزار رقابت می‌شود قضاوت ۲ بانوی داور ایرانی در مسابقات فوتبال بازی‌های آسیایی ژاپن حضرت معصومه (س)؛ الگوی جامع زن مسلمان | هجرتی تاریخی که با ولایت پیوند داشت ازدواج موفق، یک مسابقه برای پیدا کردن کامل‌ترین آدم نیست | بررسی معیار‌های درست انتخاب همسر انجام پژوهشی درباره یائسگی و سلامت زنان توسط محققان ایرانی | نظام سلامت به سمت رویکردی پیشگیرانه و منسجم حرکت کند در نکوهش یک زندگی چهارقسطه فعالیت ۸۹ هزار زن در تعاونی‌های کشور | مشارکت ۱۴ درصدی زنان در اقتصاد، هدررفت نیروی انسانی است میزان ابتلا به سرطان در زنان برخی از استان‌های کشور بالاست | مهمترین عوامل افزایش خطر چیست ؟ آشپزی | چگونه خورش فسنجون با مرغ را مجلسی و رستورانی بپزیم؟
سرخط خبرها
دار‌الفیضش را گرفته تنگ در آغوش

دار‌الفیضش را گرفته تنگ در آغوش

  • کد خبر: ۲۹۹۸۵۳
  • ۲۳ آبان ۱۴۰۳ - ۱۰:۴۹
هوس کرده بودم سر صبح آبان گوشه دنجی از «دار‌الفیض» را برای خودم جور کنم و یک دل سیر حرف‌های تکراری‌ام را با امام رضا «ع» مرور کنم.

به گزارش شهرآرانیوز؛ هوس کرده بودم سر صبح آبان گوشه دنجی از «دار‌الفیض» را برای خودم جور کنم و یک دل سیر حرف‌های تکراری‌ام را با امام رضا «ع» مرور کنم. این را همان لحظه ورود به حرم برای خودم نسخه‌پیچ کردم.

راستی اسم رواق دار‌الفیض را تازه یادگرفتم با اینکه سال‌ها یک گوشه‌اش می‌ایستم و به ردیف گل‌های بالای ضریح حسودی می‌کنم!

همین چند روز پیش بود که زیارتنامه را تند تند تمام کردم و تا خواستم دل بکنم از حال خودم چشمم افتاد به دیوار روبه‌رو و تازه فهمیدم چه جایی ایستاده‌ام. راستش در زیارت بعدی دلم همانجا را خواست و تا پایم را گذاشتم در صحن آزادی، سلامی گفته و نگفته راهم را کشیدم به سمت رواق، اما چیزی نگذشت که صدای جاروی خادمان حرم مسیر نگاهم را تغییر داد.

وسط نوای «این طایفه یعنی اصلِ تکیه‌گاهی، خیر دو دنیا را دهند با یک نگاهی» دلم رفت پیش زنی با چادر سفید که مثل غنچه‌ای بین جمعیت روی زمین سرد جمع شده بود و قدم‌های خادمان جارو به دست و همهمه مردم هم، آسمان صبح و گنبد آقا را از او نگرفت. جمعیت دور شد، اما او بی‌آنکه تکان بخورد دارالفیضش را تنگ در آغوش گرفته بود و در هوای صبح پاییز دلش گرم بود.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.