وجود بیش از ۴۰ حکم برای مادران در قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت نقش بسیار کمبود ید در «سقط جنین» و «عقب‌ماندگی ذهنی جنین» ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید محمد ابراهیم سرابندی تساوی بدون گل، نتیجه نخستین دیدار تیم ملی فوتسال بانوان ایران در تورنمنت تایلند لزوم تقویت چارچوب‌های حقوقی برای حمایت از زنان در مناطق جنگی بررسی تاثیرات کوچک شدن خانواده در رشد کارآفرینی در جامعه چرا زنان بیشتر از مردان به زانودرد مبتلا می‌شوند؟ اماواگر‌های مصرف زردچوبه در دوران بارداری بررسی نقش خانواده‌ها در افزایش هزینه‌های ازدواج روایت قصه‌های پدردختری در فصل دوم پویانمایی «با بابام» حجاب، نقطه تلاقی مسئولیت اجتماعی و هویت فرهنگی است آیا مهروز ساعی به عنوان سرمربی جدید تیم ملی تکواندوی بانوان معرفی می‌شود؟ آغاز پرشور ورزش بانوان در سال جدید توسعه کسب‌وکار‌های زنان سرپرست‌خانوار، با اعتبار ۶۰ هزار میلیارد تومان در سال ۱۴۰۳ انواع شیر چقدر کلسترول دارند؟ بررسی تبعات تأخیر زوجین در فرزندآوری کسب سهمیه مسابقات قهرمانی جهان ۲۰۲۵ توسط بانوی ایرانی بررسی پیامد‌های کاهش معاشرت‌های خانوادگی و راهکار‌های تقویت آن
سرخط خبرها
دار‌الفیضش را گرفته تنگ در آغوش

دار‌الفیضش را گرفته تنگ در آغوش

  • کد خبر: ۲۹۹۸۵۳
  • ۲۳ آبان ۱۴۰۳ - ۱۰:۴۹
هوس کرده بودم سر صبح آبان گوشه دنجی از «دار‌الفیض» را برای خودم جور کنم و یک دل سیر حرف‌های تکراری‌ام را با امام رضا «ع» مرور کنم.
حمیده وحیدی
خبرنگار حمیده وحیدی

به گزارش شهرآرانیوز؛ هوس کرده بودم سر صبح آبان گوشه دنجی از «دار‌الفیض» را برای خودم جور کنم و یک دل سیر حرف‌های تکراری‌ام را با امام رضا «ع» مرور کنم. این را همان لحظه ورود به حرم برای خودم نسخه‌پیچ کردم.

راستی اسم رواق دار‌الفیض را تازه یادگرفتم با اینکه سال‌ها یک گوشه‌اش می‌ایستم و به ردیف گل‌های بالای ضریح حسودی می‌کنم!

همین چند روز پیش بود که زیارتنامه را تند تند تمام کردم و تا خواستم دل بکنم از حال خودم چشمم افتاد به دیوار روبه‌رو و تازه فهمیدم چه جایی ایستاده‌ام. راستش در زیارت بعدی دلم همانجا را خواست و تا پایم را گذاشتم در صحن آزادی، سلامی گفته و نگفته راهم را کشیدم به سمت رواق، اما چیزی نگذشت که صدای جاروی خادمان حرم مسیر نگاهم را تغییر داد.

وسط نوای «این طایفه یعنی اصلِ تکیه‌گاهی، خیر دو دنیا را دهند با یک نگاهی» دلم رفت پیش زنی با چادر سفید که مثل غنچه‌ای بین جمعیت روی زمین سرد جمع شده بود و قدم‌های خادمان جارو به دست و همهمه مردم هم، آسمان صبح و گنبد آقا را از او نگرفت. جمعیت دور شد، اما او بی‌آنکه تکان بخورد دارالفیضش را تنگ در آغوش گرفته بود و در هوای صبح پاییز دلش گرم بود.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.