خانه داری | آیا می‌توان قارچ را بدون سیاه شدن بیشتر در فریزر نگهداری کرد؟ تولد ۲۰ هزار و ۴۴۰ نوزاد در استان لرستان طی سال ۱۴۰۴| تعداد دوقلو‌ها چقدر ثبت شده است؟ برگزاری مسابقات جایزه بزرگ دوومیدانی بانوان در استان‌های البرز و تهران| شرط اعزام ورزشکاران به مسابقات ناگویا چیست؟ دختران ملی‌پوش خراسانی در میادین آسیایی می‌درخشند| کسب مدال طلای مسابقات والیبال کاوا توسط تیم ملی مستند عروس لبنان وارد مرحله فنی شد| روایت زندگی نخستین زن ایرانی ترورشده به دست رژیم غاصب صهیونیستی زنان، بیشترین متقاضی دریافت مجوز‌های مشاغل خانگی در کشور کسب مدال نقره توسط بانوی ملی‌پوش دوومیدانی ایران در ماده ۳۰۰۰ متر مسابقات آسیایی قهرمانی تیم ملی والیبال زنان ایران در رقابت‌های آسیای مرکزی (کاوا) تازه‌ترین آمار مجردهای کشور اعلام شد (۸ خرداد ۱۴۰۵) | وام ازدواج حق جوانان است یا یک امتیاز تشریفاتی؟ مسابقات والیبال نشسته قهرمانی جهان تیرماه در چین برگزار می‌شود| تیم ملی بانوان آماده حضور در این دوره از رقابت‌ها نگهداری کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست در محیط خانواده با اجرای طرح «خانواده میزبان» کسب چهارمین پیروزی تیم ملی والیبال زنان ایران در رقابت‌های آسیای مرکزی (کاوا) اجرای برخی از اقدامات توسط ستاد مبارزه با موادمخدر در حوزه زنان و خانواده در جنگ تحمیلی سوم هشدار محققان: احتمال افزایش خطر ابتلا به سرطان تخمدان در زنان از طریق یک گاز رادیواکتیو نامرئی چگونه پیاده‌روی خانوادگی را اثرگذار‌تر کنیم؟ خانه‌داری| آیا می‌دانید نمک باعث سفید شدن پرده منزل می‌شود؟ ملی‌پوش کاراته بانوان ایران: تمام تمرکزم روی بازی‌های آسیایی است چاقی و اضافه وزن، عامل مهم ابتلای زنان به سرطان در دوران یائسگی زینب سلیمانی: مردم ایران برای حفظ انقلاب اسلامی شهدای بزرگی را قربانی کردند
سرخط خبرها
آرزو کن دخترم

آرزو کن دخترم

  • کد خبر: ۳۸۱۴۹۸
  • ۰۴ دی ۱۴۰۴ - ۲۳:۰۷
آنچه در افکارم می‌گذشت یک طومار بلند از نشدن‌ها و نرسیدن‌ها بود و انگار سقف کوتاه آرزوهایمان هیچ راهی به کهکشان‌ها نداشت. در یک ناامیدی غریب کلافه کننده به سر می‌بردم.

کلافگی‌ام از ظرف شیری بود که روی صفحه تمیز گاز سر رفت. خسته بودم. مغزم داشت از پردازش ناممکن‌ها از کار می‌افتاد. می‌خواستم خودم را با یک فنجان شیر گرم آرام کنم که سرم، گرم گوشی شد و شیر سر رفت و همین طور که داشتم به زمین و زمان بد و بیراه می‌گفتم، چدن‌های گاز را برداشتم و حجم شیر سوخته را به زحمت جمع کردم.

این مابین، دختر پنج ساله‌ام همین جور که لم داده بود روی مبل و داشت کارتون مورد علاقه اش را می‌دید، با صدای بلند پرسید: «مامان میشه یه خونه‌ای داشته باشیم مثل خونه عروسکی که از نرده سر بخوریم بیایم پایین بیفتیم تو استخر توپ، بعد، از درِ صورتی وارد اتاق موسیقی بشیم و از اونجا با آسانسور بریم طبقه آزمایشگاه و اونجا اکسیر کوچک شونده بسازیم و از اونجا.» و من بدون اینکه یک کلمه از حرف هایش را فهمیده باشم، فقط جواب دادم: «آره مامان میشه. آرزو کن تا بشه»؛ و بعد دستمال غرق شیر را توی سینک چلاندم و شستم و چند نفس عمیق کشیدم تا از شدت خستگی به گریه نیفتم.

توی سرم داشتم به ماراتن عجیب و غریب قیمت‌ها فکر می‌کردم. به لیست بلند آرزو‌هایی که مدت‌ها بود تیک نخورده بود. به تقویم که با عجله جلو می‌رفت و به جوانی که زورش به تغییرات بی سابقه زمانه نمی‌رسید.

آنچه در افکارم می‌گذشت یک طومار بلند از نشدن‌ها و نرسیدن‌ها بود و انگار سقف کوتاه آرزوهایمان هیچ راهی به کهکشان‌ها نداشت. در یک ناامیدی غریب کلافه کننده به سر می‌بردم و خیال می‌کردم می‌شود با یک استکان شیر گرم، از هجوم ویرانگر فکر و خیال ها، فرار کنم. حالا دیگر گاز تمیز شده بود. ته مانده شیر را همین طور خشک و خالی سر کشیده بودم و همچنان که داشتم دستمال‌های نم دار را روی شوفاژ می‌انداختم، دست دخترک را گرفتم تا برای خواب آماده اش کنم.

مثل هرشب بعد از مسواک، نشستم کنارش. توی تاریک روشنای اتاق، درحالی که دست‌های کوچکش را توی دستم گرفته بودم، آرام و آهسته گفت: «مامان من آرزو کردم یک خونه، مثل خونه عروسکی داشته باشیم. بعد آرزو کردم با آسانسور برم اتاق آزمایشگاه. تو هم بیا توی خونه عروسکی من.» نگاه به چشم‌های تیله‌ای روشنش انداختم. امید و اطمینان و شوق بود که از نی نی نگاهش می‌بارید. لبخند زدم. دست هایش را بوسیدم. آخ که اگر می‌شد قد یک بچه پنج ساله، به فرشته آرزو‌ها اعتماد کرد، چقدر شکل زندگی عوض می‌شد.

یقینی را که توی لحن دخترک بود، سال‌ها می‌شد در شلوغی دنیا گم کرده بودم. یک جور اطمینان که اگر در دلم جوانه می‌زد، هر شب برایم شب آرزو‌ها بود و قبل از خواب می‌شد به تصور اجابت شدن آرزو‌ها فکر کرد. حالا دخترک دیگر خوابیده بود و من بیدارتر از هر شب، به طومار بلند آرزو‌هایی فکر می‌کردم که دیگر به نظر محال نمی‌آمد.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.