علی قدیری - شهرداری در گذر زمان هرقدر عریض و طویلتر شده، به همان نسبت هم مطالبات و نقدها از این نهاد، گستردهتر. رضایت حداکثری و حتی حداقلی از این نهاد شهری، برگ برندهای است که بهراحتی دست سیاستمداران حوزه مدیریت شهری نمیرسد. سکانداران و عوامل و بدنه شهرداری، نه فقط در یک دوره مدیریتی، که در هر سال، ماه، هفته، روز و حتی دقیقه و ثانیه زیر ذرهبین مردم هستند و موردقضاوت قرار میگیرند. هر شهروندی از زمانیکه پا به خیابان میگذارد، نقد و نظرش از قدمبهقدم معبر شهری گرفته تا ظاهر و سیمای آن و امور خدمات شهری، متوجه شهرداری است.بهمناسبت «روز شهرداری» که در تقویم رسمی کشورمان چهاردهم تیرماه است، در گفتوگو با حسن رسولی به بررسی جایگاه مدیریت شهری در افکار عمومی، نقش آن در حکمرانی مطلوب و مشارکت مردم در زیست شهری، چگونگی شکلگیری و گسترش ایده نهاد شهرداری، چالشهای آن برای مدیران شهری و... پرداختهایم.
رسولی از فعالان سیاسی است که در کارنامه مدیریتی خود، مسئولیتهای بسیاری داشته است؛ مدیرکل سیاسی و انتظامی استانداری سیستانوبلوچستان، استاندار لرستان، استاندار خراسانرضوی در دولت اصلاحات، معاون برنامهریزی و پشتیبانی و مشاور وزارت کشور ازجمله مسئولیتهای او در سالهای گذشته بوده است.
او اکنون عضو شورای اسلامی شهر تهران است و بهسبب حضورش در بدنه مدیریت شهری در پایتخت، با چالشهای ریز و درشت شهرداریها نیز آشناست.
متن پیش رو، دیدگاه وی درباره نهاد مدیریت شهری و تحلیل وی از عملکرد این نهاد در شهر مشهد است.
ازآنجاکه عموم مردم بهسبب زیست روزمره خود با شهرداری مواجهاند، بیش از هر نهاد دیگری، عملکرد عوامل این نهاد زیر ذرهبین است و له یا علیه آن موضعگیری میشود. این نهاد چگونه به چنین جایگاهی در افکار عمومی دست یافته است؟
بهموازات توسعه جوامع اولیه، از منظر جامعهشناختی ضرورت وجود نهادهایی برای تأمین نیازهای خدماتی اجتنابناپذیر بوده است. نهاد شهرداری و شهربانی در همین راستا قابل تحلیل است. این نهادها که در جامعه ایران قدمتی صدساله دارند، مولود جامعه متکثر و توسعهیافته شهری هستند. متناسببا توسعهیافتگی، تغییر و تحولات شگرفی در نوع وظایف و مأموریتهای شهرداری صورت گرفته است. در واقع، برای اداره کشور در سطح کلان و بهویژه در شهرها، دو نظام مدیریتِ حاکمیتی ایجاد شده، که یکی دولت و قوای سهگانه است که انجام وظیفه حکمرانی را برعهده دارند و درکنار آن نظام مدیریت امور محلی است که رسالت تأمین خدمات را برعهده دارد. نقش و جایگاه شهرداریها و اساسا حوزه مدیریت شهری که شامل انجمن شهرها قبل از پیروزی انقلاب و شوراهای اسلامی شهر و روستا پساز انقلاب میشود، انجام وظیفه در حوزه قانونگذاری و اداره امور خدماتی، عمرانی، رفاهی، اجتماعی، بهداشتی و مدیریت توسعه کالبدی شهرهاست.
اما نهاد شهرداری که ماهیت وجودی آن تسریع و بهبود خدمترسانی به مردم است و در بُعد محلی درکنار حاکمیت قرار دارد، در تجربه ایران دارای نوسانات بسیاری بوده و چالشهای متعددی را تجربه کرده است. بهگونهایکه اگر بیشترین میزان شکایت مردم در دیوان عدالت اداری در ایران را مربوطبه شهرداری مطرح کنیم، اغراق نکردهایم.
باید عرض کنم که صدسال برای نظام مدیریت شهری و محلی عمر کوتاهی است و در حال حاضر ما درحال عبور از دوره گذار هستیم. هنوز در کشور ما تفکیک وظایف حاکمیتی، خدماتی و تصدیگری تعیینتکلیف قطعی نشده است. باوجوداین، اصلاح قانون شوراها در دستورکار شورای عالی استانهاست و باید تلاش کرد این تفکیک بهصورت واضحتر، شفافتر و منظمتر صورت گیرد، بهگونهایکه اعمال حاکمیت بهمعنای مراقبت از حدود مرزهای کشور، تأمین امنیت ملی و دفاعی کشور، سیاستهای پولی، ارزی و خارجی، حوزه نظم و امنیت که در رسته وظایف حاکمیتی قرار دارد و متوجه سطح ملی است، از امور محلی هرچه بیشتر تفکیک شود و سایر وظایف که ماهیتی خدماتی و تصدیگرایانه دارد، در حوزه قانونگذاری بیشاز پیش به شوراهای اسلامی واگذار شود و از منظر عملیاتی و اجرایی، در راهبرد حرکت بهسمت عدمتمرکز با تقویت دولتهای محلی گامهای بیشتری برداشته شود.
نخستینبار در نوزدهین سال پساز پیروزی انقلاب اسلامی در دولت اصلاحات بود که با اجرای فصل هفتم قانون اساسی و برگزاری اولین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا، همه شهرها و روستاهای بیشاز 20 خانوار، از پارلمان شهری و روستایی برخوردار شدند. در این میان در حدود 130هزار نفر از منتخبان مستقیم مردم، در شهرها شهرداران و در روستاها دهداران را انتخاب کردند. این موضوع را که اکنون در چه وضعیتی هستیم، باید در مقایسه با گذشته سنجید. در وضعیت کنونی میزان مشارکت و مداخله مردم در اداره امور شهرها نسبتبه گذشته بیشتر شده است. تا پیش از این، شهرداران منصوب استانداران و دولت بودند، اما امروز مستقیم توسط نمایندگان مردم انتخاب میشوند و تصمیمگیریهای محلی مثل وضع عوارض، نظامهای مربوط به تسهیل آمدوشد و آلودگی هوا از دولت مرکزی جدا و به پارلمان محلی و سازمان شهرداری واگذار شده است.
بدون شک مدیریت شهری در هر کلانشهر، از شورای اسلامی شهر گرفته تا شهرداری و نهادهای وابسته به آن، با مشکلات خاص خود مواجه است. مدیریت شهری در کلانشهر مشهد نیز باتوجهبه شرایط و ویژگیهای خاص این شهر، با چالشهای متمایزی از دیگر شهرها مواجه است. این مشکلات حتی از دورهای به دوره دیگر متفاوت است. در دوره پنجم شورای اسلامی شهر مشهد، پساز یک دوره طولانیمدت حاکمیت جریان اصولگرا بر این شورا،فهرست موردحمایت جریان اصلاحطلب بهطورکامل با شعار «آماده برای تغییر» رأی آورد. باتوجهبه مسئولیتهایی که در استان خراسانرضوی داشتهاید و شناختی که از شهر مشهد دارید، عملکرد تیم مدیریت شهری کنونی در مشهد را چگونه ارزیابی میکنید؟
مشهد که پایتخت معنوی ایران و بارگاه امامهشتم(ع) بزرگترین و ارزندهترین سرمایه معنوی و مذهبی ایرانیان است. از حیث مقیاس و جمعیت، دومین شهر ایران است. اکنون شاهد عملکرد پنجمین شورای اسلامی شهر مشهد هستیم. درجریان انتخابات بیستونهم خرداد سال96، جریان اصلاحات متمایل بود با جلب همکاری بخش معتدل اصولگرایان فهرست مشترکی بدهد و از فهرست پانزدهنفره موجود، 8نماینده از اصلاحطلبان و مابقی افراد از اصولگرا باشند. بدینترتیب فهرست ائتلافی تشکیل شود که 15نفر آن از حیث گرایش سیاسی دارای جامعیت باشد. رابط شورای اصلاحطلبان در مرکز با خراسانرضوی بنده بودم. مذاکرات خوبی در سطح استانی داشتیم، اما دوستان اصولگرا در سطح ملی نتوانستند مراجع سیاسی ذیربط خود برای تحقق این تصمیم مجاب کنند و درنتیجه شاهد لیستهای گوناگون اصولگرا بودیم. آن چیزی که ما بهدنبال آن بودیم، این بود که وضعیتی که تا پیش از شورای اسلامی پنجم در شهر مشهد حاکم بوده است، بهمعنای دوربودن مردم مشهد از حلقه تصمیمگیری برای شهر و تصمیمگیریِ محدود به حضور یک جریان رادیکال که متناوبا همراه با جنجالهایی در حوزه شهری بود، تغییر کند. با مشارکت گسترده مردم شریف مشهد، امروز شورای اسلامی این شهر بهصورت یکدست و متشکل از افراد متخصص و مجرب و برخوردار از تنوع تحصیلی، سنی، صنفی و شغلی اداره میشود.شهردار منتخبِ سابق این شورا، از مدیران مجرب مشهدیالاصل بود که بهواسطه قانون بازنشستگی پیشاز موعد، امکان ادامه فعالیت برای ایشان فراهم نبود. خوشبختانه در گام دوم، شورای اسلامی شهر مشهد با ارائه اسامی قابل توجه، جوانترین شهردار کلانشهرهای کشور یعنی آقای دکتر کلائی را انتخاب کردند. من بهعنوان یک شهروند خراسانی معتقدم که عملکرد آقای مهندس تقیزادهخامسی و آقای دکتر کلائی درکنار انسجامی که همفکران ما در شورای اسلای شهر مشهد دارند، از حیث شاخصهای تصویرکننده عملکردی،مثبت بوده است. امروز مجموعه صاحبنظران حوزه شهری چه در شهرداریها و چه در شوراها، عملکرد شورای اسلامی شهر مشهد را موفق و در زمره موفقترین عملکردهای مدیریتهای شهری میدانند.
اینکه کلانشهری در مقیاس مشهد با جمعیتی در حدود سه و نیم میلیون نفر جمعیت، فاقد بدهی به اشخاص حقوقی و حقیقی باشد، پروژههایش بدون وقفه اجرا شود و اقتصاد شهریاش رونق بگیرد، ناظر بر همین موفقیت است. شهر مشهد تا پیشاز رویکارآمدن شورای پنجم برخلاف نقش و جایگاه رسانهای مذهبی و معنویِ معتبری که باید میداشت، مرکز التهابآفرینی در سطح کشور بود، اما امروز التهابهای اجتماعی و فرهنگی کاهش یافته است. تاجاییکه مطلع هستم، همفکران ما در شورای اسلامی پنجم شهر مشهد با سعه صدر و با دید باز با سایر بخشهای حاکمیت اعم از دولت، نهادهای انقلابی، نمایندگی ولی فقیه و دستگاه قضایی، با تمرکز بر هویت اصلاح طلبی، ارتباطات مناسب و مبتنیبر صداقتی داشتهاند. از این جهت من بهعنوان یک خراسانی و تاحدودی مطلع به امور استان، عملکردشان را مثبت میدانم.
اما یکی از موانع بزرگ مشارکت گسترده مردم در تصمیمات شهری، نگرش منفی مردم درباره نهاد شهرداری است که بخش عمده آن، حاصل انباشت تجربیات منفی از مدیریت شهری ادوار گذشته است. مدیریت شهری کنونی چگونه میتواند بر میراث گذشتگان غلبه و نگرش عمومی به مدیریت شهری را اصلاح کند؟ چنانکه مهمترین شعار شورای جدید، «مشهد، شهر امید و زندگی» است و تحقق این مهم، نیازمند همراهی و حضور مؤثر مردم مشهد است.
به نظر من، عملکرد مثبت مدیریت کنونی شهر مشهد، از اعضای شورای اسلامی شهر گرفته تا شهرداری و نهادهای وابسته به آن، میتواند بهترین استراتژی برای گذار از این وضعیت باشد. سلامت در کار، سختکوشی، انسجام و این باور که عناصر مؤثر مدیریت شهری خود را خدمتگزار مردم میدانند و مشکلات زندگی روزمره آنان را در مقیاس محلی، شهری و منطقهای محلی دنبال میکنند، میتواند قضاوت مردم را درباره مدیریت شهری اصلاح کند. این مسئله از این نظر اهمیت دارد که به نظر من، بزرگترین شاخص برای ارزیابی عملکرد مدیریت شهری در هر دوره، قضاوت مردم است و معتقدم قضاوت مردم با سخنرانی و خطابه خواندن تغییر نمیکند و افزایش یا کاهش نمییابد. اگر با نگاهی منصفانه بخواهیم عملکرد پنجمین دوره شورای اسلامی شهر مشهد را تاکنون ارزیابی کنیم، با دیدن سیمای این شهر، شور و نشاط موجود در مناسبتهای مختلف و جوانیای که در حوزه مدیریت شهری حاکم است، میتوان امیدوار بود که در پایان این دوره نیز قضاوت افکار عمومی مردم مثبت خواهد بود و این جز با رضایت مردم از عملکرد شورای اسلامی شهر و مجموعه شهرداری محقق نخواهد شد. بدون شک تحقق شعار شورای پنجم مشهد بهصورت آرمانی و تمامعیاری که مطلوب ما اصلاحطلبان بوده و هست، با محدودیتهای جدی مواجه است، چه از حیث قانونی و میزان اختیارات شورای شهر و چه از حیث وجود سایر نهادهای تصمیمگیرنده در شهر مشهد. اما باید گفت که در شرایط موجود و در حدود وظایف و اختیارات شهرداری و شورای شهر مشهد، افق امیدوارکنندهای در زندگی شهریِ شهروندان این شهر نسبتبه گذشته به وجود آمده است.
بهعقیده متخصصان و کارشناسان شهری، یکی از راههای بهبود مدیریت شهری، تسهیل مشارکت هرچه بیشتر مردم در تصمیمهای مختلف در حوزههای گوناگون زیستشهری است. به همین سبب برای مشارکت بیشتر مردم، برخی از گذار از شورای شهر به شهر شورایی سخن میگویند. در فقدان مجوز رسمی وزارت کشور برای انتخابات گسترده محلی در سایر کلانشهرها نظیر انتخابات شورایاری کلانشهر تهران، شهرداری مشهد طرحهایی نظیر «محله ما» و انتخابات شوراهای اجتماعی محلات را پیش میبرد. چگونه میتوان در این مسیر قدمهای بزرگتری برداشت؟
شورای عالی استانها بهدنبال این است که با حُسن استفاده از تجربه شهر تهران که به تعداد محلات شهری، شورایاری دارد، این نهاد تکمیلی را به سایر شهرها تسری دهد و بهصورت قانونمند دارای نقش و جایگاه کند. به نظر من اگر این توفیق حاصل شود، شهر مشهد هم میتواند از یک نظام شورایی فراتر از 15نفر برخوردار شود و عموم مردم در تصمیمات مربوطبه شهر مشارکت کنند. اما دوستان ما در شهر مشهد در شرایط فعلی هم با تعامل مثبت با سایر نهادهای مدنی، انجمنهای مذهبی، خیریهها و سایر بخشهای دولتی تلاش میکنند سبک مدیریت شهری مبتنیبر مشارکت عمومی هرچه بیشتر باشد.