بخش کشاورزی نقش فراوانی در تولید ناخالص ملی، امنیت غذایی، صادرات غیرنفتی، اشتغال و کاهش مشکلات اقتصادی-اجتماعی کشور دارد که رونق تولید در آن میتواند بر سایر بخشهای اقتصادی نیز تأثیر مثبتی داشته باشد. بخش کشاورزی بهطور متوسط حدود 12درصد کل ارزشافزوده اقتصاد کشور را به خود اختصاص داده، اما بااینحال سهم این بخش از سرمایهگذاری کل ناخالص و نیز موجودی سرمایه کل در اقتصاد کشور همواره کمتر از 5 درصد بوده است. سهم اندک بخش کشاورزی از موجودی سرمایه کل و نیز سرمایهگذاری کل ناخالص در اقتصاد کشور، در کنار سهم حدود دوازدهدرصدی این بخش از کل تولید ناخالص داخلی حاکی از آن است که نسبت سرمایه به تولید در بخش کشاورزی پایین است؛ به این معنا که با تزریق سرمایهای اندک میتوان تولید فراوانی از این بخش به دست آورد. در طول سالهای مختلف نسبت سرمایه به تولید در بخش کشاورزی همواره از عدد 5 کمتر بوده است؛ مثلا این نسبت در سال 1393 حدود 3/4 بوده؛ به این معنا که به ازای هر یک میلیارد ریال ارزشافزوده ایجادشده در بخش کشاورزی، نیاز به 3/4میلیارد ریال سرمایه است. این موضوع در حالی است که در همین سال، نسبت سرمایه به تولید در بخش صنعت بالای 6 بوده است؛ یعنی برای یک میلیارد ریال ارزشافزوده در بخش صنعت، به 6 میلیارد ریال سرمایه نیاز است. ازاینرو بخش کشاورزی در خلق ارزشافزوده و رشد اقتصادی نسبت به سایر بخشها دارای مزیت نسبی است. علاوه بر این، شاخص موجودی سرمایه به ازای هر 100 نفر نیروی کار، نشان میدهد که موجودی سرمایه در بخش کشاورزی به ازای هر 100 نفر نیروی کار در بخش کشاورزی حدود 8، در بخش صنعت حدود 20 و در بخش خدمات حدود 45 واحد بوده است. ازاینرو بخش کشاورزی بهمنظور ایجاد اشتغال برای 100 نفر تنها به حدود 8 میلیارد ریال سرمایه نیاز دارد؛ درحالیکه در بخش صنعت و خدمات به ترتیب حدود 20 و 45 میلیارد ریال سرمایه نیاز است. بنابراین برای کاهش مشکل اشتغال در کشور با توجه به محدودیتهای جدی سرمایه، بخش کشاورزی میتواند گزینه بسیار مناسبی باشد؛ البته بهشرط آنکه محدودیتهایی نظیر خشکسالی و کمبود منابع، آلوده نبودن منابع و محیطزیست و ارتقای بهرهوری در این بخش در نظر گرفته شود.
بههرحال بخش کشاورزی در مسیر رشد و رونق تولید، با چالشهایی مواجه است که 2 مورد از مهمترین آنها عبارتاند از:
الف) بهرهوری پایین: بهرهوری پایین بخش کشاورزی در تمام مراحل قبل و پس از تولید محصولات ازجمله روشهای تولید، برداشت، حملونقل، توزیع و حتی مصرف قابل مشاهده است. در ضمن سیاستهای ناکارآمد و نوسانات اقتصادی نیز روی بهرهوری بخش کشاورزی مؤثرند. بهرهوری پایین نیروی کار و سایر عوامل تولید، ضعف در ترویج دانش کشاورزی، کمبود اتحادیههای قوی و تأثیرگذار بر تصمیمات بخش و نظایر این موارد ازجمله دلایل و مصادیق بهرهوری پایین در بخش کشاورزی به شمار میآیند.
ب) مشکلات فضای کسبوکار: سرمایهگذاری شرط لازم برای رشد بخش کشاورزی است، اما فضای کسبوکار و سرمایهگذاری در بخش کشاورزی چالشهای عمدهای دارد. ازجمله مشکلات تأمین مالی در بخش کشاورزی، طولانی شدن فرایند اخذ تسهیلات و کمتوجهی به کسبوکارهای کوچک و متوسط، اثربخشی اندک تسهیلات در توسعه کسبوکار، بوروکراسیهای اداری در زمینه راهاندازی کسبوکار و ضعف تعامل بین نهادهای مختلف بخش کشاورزی است.
برای کاهش مشکلات این بخش و اثرگذاری بیشتر بخش کشاورزی در رونق تولید و افزایش صادرات، باید مسائل این بخش را بهدرستی شناخت و با تقسیم وظایف و مسئولیتها و با پاسخگو کردن دستگاهها، در جهت کاهش مشکلات این بخش گامهای عملی برداشت.