صادرات بهعنوان موتور محرکه اقتصاد و رمز بقای کشورها در بازارهای جهانی نقش مهمی را در عرصه اقتصاد ایفا میکند. از سوی دیگر، صادرات امکان استفاده از بازارهای جهانی را برای رشد تولیدات داخلی مهیا میکند و بنگاههای تولیدی را قادر میسازد از محدودیتهای بازار داخلی رها شوند و با توسعه صادرات بازارهای جهانی را هدف قرار دهند و از صرفههای اقتصادی حاصل از مقیاس تولید بیشتر بهرهبرداری کنند.
صدور کالا و خدمات، مهمترین منبع تأمین درآمد ارزی کشورها محسوب میشود و نبض اقتصاد زنده و فعال دنیا را در دست دارد. افزایش رقابت از یکسو و تغییرات مداوم از سوی دیگر، کشورها و شرکتهای مختلف را با شرایط پیچیدهای روبهرو میکند که یادآور نیاز به راهبرد و برنامهریزی بلندمدت است. در این شرایط، شرکتها از راههای مختلف میکوشند تا کالاها و خدمات خود را در سرتاسر دنیا بفروشند و سود خود را به حداکثر برسانند.
کمرنگ شدن مرزهای تجارت در جهان امروز، علاوه بر گسترش ارتباطات میان ملتها، توجه به موضوع صادرات را برای همه شرکتها و بنگاههای اقتصادی به ضرورتی گریزناپذیر تبدیل کرده است. این پدیده، درک مفهوم بازاریابی صادرات را برای همه فعالان اقتصادی که در اندیشه رشد بنگاههای خود هستند، واجد اهمیت مینماید. شرکتها و بنگاههایی که در اندیشه گسترش بازارهای بینالمللی برای محصول یا خدمات خود هستند، باید ابتدا درباره ورود به بازار صادرات به قطعیت برسند و سپس درباره انتخاب مقاصد صادراتی و روشهای انجام صادرات به مقاصد تعیینشده، جمعبندی لازم را انجام دهند. باید توجه داشت که بازاریابی صادرات، تنها به معنی شناسایی خریداران یا واردکنندگان کشور مقصد و ترغیب آنها به ارائه سفارش خرید نیست. بازاریابی صادرات در حقیقت مترادف با اجرای دقیق فرایند تدوینشده در قالب یک راهبرد بازاریابی با هدف کسب موفقیت در بازارهای بینالمللی است.
به هر حال، توسعه صادرات و ورود صحیح به بازار جهانی، همچنین حفظ شرایط و ماندگاری در آن جز با یک راهبرد مشخص و پایدار صادراتی بهدست نمیآید. بنابراین، با توجه به ضرورت و اهمیت توسعه فعالیتهای صادراتی، شرکتها برای بقا و موفقیت در این فعالیتها نیازمند شناسایی عوامل مؤثر بر عملکرد صادراتی خود هستند. میزان موفقیت یک شرکت در امر صادرات را میتوان با عملکرد صادراتی آن ارزیابی کرد.
صادرات غیرنفتی ازجمله صادرات محصولات کشاورزی، از طریق ارزآوری بیشتر، بـاعث کـاهش وابستگی اقتصاد به درآمدهای نفتی میشود و به واسـطه دسـترسی تولیدکنندگان داخلی به بازارهای جدید بینالمللی، تقاضا برای محصولات داخلی و تولید محصولات داخلی را نیز افزایش میدهد و موجب افزایش اشـتغال و ارزش افـزوده فعالیتهای اقتصاد در جامعه میشود. در مجموع، صادرات غیرنفتی از کانالهای مـختلف ازجمله جذب درآمدهای خارجی، افزایش تولید، کاهش هزینههای متوسط تولید و برخورداری از صرفههای اقتصاد به مقیاس بهره برداری از مـزیتهای نسبی کشور و یادگیری صادراتی در حین انجام کار موجبات رشد و تـوسعه بیشتر اقتصاد را فراهم میآورد.
در ایران بهکارگیری استعدادها و توانمندیهای بالقوه و حمایت اصولی و هدفمند از صنایع دارای مزیت کشور مانند صنایع مرتبط با محصولات کشاورزی، میتواند گامی مؤثر در راستای توسعه صادرات غیرنفتی باشد. امروزه برای حضور مستمر و چشمگیر در بازار جهانی، عـلاوه بـر مجهز شدن به روشهای نوین بازاریابی روز دنیا، تولیدات عرضه شده بنگاهها نیز باید از سـطح رقابتپذیری مـناسب برخوردار باشند. صنایع مرتبط با محصولات کشاورزی ازجمله صنایع پررونق جهان کنونی اسـت کـه رقابت شدیدی بر آن حاکم است. ایران با توجه به تنوع زیست محیطی و آبوهوایی خود، مواد اولیه این صـنعت را بـه وفور در خود جای داده است و در بیشتر موارد دارای مزیت دسترسی به مواد اولیه اسـت؛ بنابراین توجه بیشتر به این صنایع در کـشور بـهویژه درباره تولید محصولاتی که در آنها مزیت رقابتی وجود دارد، کمک شایانی به توسعه صادرات خواهد کرد.
محصولات و فراوردههای کشاورزی در صادرات کالاهای غیرنفتی دارای اهمیت است و با توجه به محدود بودن منابع نفت و گاز کشور و اینکه بیشتر کشورهای خاورمیانه منابع نفتی دارند، ولی زمینه و امکانات تولید اینگونه محصولات و فراوردههای کشاورزی را ندارند، میتواند هرچه بیشتر گسترش یابد. وجود عواملی، چون نبود ثبات در مقررات واردات و صادرات مواد غذایی، دریافت عوارض مختلف، نبود حمایت مناسب از صنایع کشاورزی که به سرمایهگذاری نکردن بخش خصوصی منجر شده و سبب کم شدن سوددهی، ارزش افزوده و رشد در بخش کشاورزی شده است، نبود تولید برخی از فراوردههای صنایع غذایی مطابق با استانداردهای ملی و بینالمللی، تخصص نداشتن نیروی انسانی بهوﻳﮋه در مدیریت این واحدها و نبود برنامهریزی و آموزش کارکنان و نبود نظام مناسب بازاریابی بهوﻳﮋه در صادرات، سبب گردیده است تا عملکرد صاداراتی صنایع غذایی مطابق با ظرفیت واقعی آن نباشد؛ بنابراین علاوه بر بهبودهایی که در زمینههای اجرایی باید در این امر انجام شود، باید تحقیقات و مطالعات گستردهای نیز در زمینه عوامل مؤثر بر بهبود عملکرد صادراتی این صنایع انجام گیرد تا از خلال آنها مشخص گردد که توجه بر کدامیک از مؤلفهها میتواند بر بهبود عملکرد صاداراتی تأثیرگذار باشد.