در ضرورت و فواید باهم بودن و همراهی و تشریک مساعی جوامع انسانی همین ابیات سعدی شیرینسخن وافی و کافی است زیرا او حکیمی سخندان بوده و میدانسته است چهچیز را در کجا و برای چه و چگونه باید بیان کرد. واقعا اگر سعدی سخن خود را به نظم فشرده و محکم و زرهی جنگی تشبیه کرده است به دلیل حکمت نهفته در سخنانش و مبانی مستحکم آن است. شاهد مثالم این سخن محکم و پرمغز اوست که همیشه آن را پدافند غیرعامل سعدی در مقابل بدخواهانش میدانم. توجه کنید:
رها نمیکند این نظم چون زره در هم / که خصم تیغ تعنت برآورد ز نیام.
بنابراین با وجود این ابیات حکیمانه از سعدی بزرگ، حرفی برای سخن راندن اندر دلایل، ضرورت و فواید باهم بودن باقی نمیماند. اما در این مقال صرفا بناست از باب مرور و یادآوری مصادیقی تاریخی از اثر و قدرت اجتماع و اتحاد ملت که بیانگر یدا... معالجماعه میباشد و ایضا خسارات تفرق و پراکندگی ملت، به مواردی اشاره شود.
یک: کشور عزیز ما، ایران، در طول تاریخ پرفرازونشیب خود بارها مورد تهاجم و حتی اشغال متجاوزان قرار گرفته است که در یک تقسیمبندی کلی معمولا از ۴ تهاجم اصلی نام برده میشود که بهترتیب از جانب رومیان، اعراب، مغولان و در دوره معاصر غربیان بوده است. آنچه در این تهاجمها مهمترین عامل و عنصر مغلوب شدن این ملت و کشور بوده است همانا آشفتگی، تشتت و تفرق بوده است که البته عمدتا به دلیل حاکمان نالایق و نارضایتی مردم از آنان بوده است.
دو: هرگاه ملت به هم پیوسته و باهم بودهاند، بر سختترین مصائب و گرفتاریها غلبه کردهاند.
جالبتر این است که در مقاطعی، حتی با وجود حاکمانی بیکفایت، اثر همبستگی و انسجام ملت و انرژی متراکم آنها به اندازهای زیاد بوده است که همان افراد یا سیستم بیکفایت و نالایق را از تبعیت از خود ناچار کردهاند. نزدیکترین نمونه به عصر ما نهضت مشروطیت و فرمان (یا تبعیت مظفرالدینشاه) در قبول خواست و اراده ملت است.
سه: هوشمندی ایرانیان درچنین برهههایی حساس نیز بسیار عجیب و جالب توجه است! بعدازتهاجم اسکندر و تخریب و به آتش کشیدن مهمترین مرکز اقتدار ایران، یعنی تخت جمشید، شکستن غرور ایرانیان و سالیان سال حکومت جانشینان او (سلوکیان) بر این کشور و تلاش برای اسکندریزه یا رومیزه کردن ایران، مردم کشورمان با بیان و نقل داستانهایی (شبیه نقالی شاهنامه) که در محافل و مجالس جریان داشت مبنی بر اینکه اصالت فاتح ایران، یعنی اسکندر، ایرانی و از نسل داراب و پادشاهان ایرانی ولی با مادری رومی بوده است غرور ازدسترفته و آشفتگی بعد از شکست را ترمیم و بازسازی کردند و در نهایت مانع ازهمگسیختگی و محو و نابودی نام ایران و ایرانی شدند و اثر همبستگی و باهم بودن را بهخوبی به نمایش درآوردند به طوری که به رغم سالها حکومت رومیان مهاجم، آنها در مقابل استقامت و پایداری فراگیر فرهنگی ملت ایران محو و نابود شدند. همچنین در مقابل تهاجم امویان و عباسیان عرب و نژادپرست و مغولان وحشی یا ترکان سلجوقی که همگی خود را برتر و قوم ایرانی را برده و بنده خود میخواستند، با تکیه بر ٢ عنصر قدرتمند زبان و ملیت ایرانی و مذهب، توانستند به رغم حکومتهای نالایق حاکم بر ایران، نهتنها هویت ایرانی را زنده نگه دارندکه مهمترین نقش را در تمدن اسلامی بازی کنند به طوری که با گرفتن نقش و عنصر ایرانی از این تمدن، چیز خاصی از آن باقی نخواهد ماند!
بهعلاوه، قومی وحشی و خونخوار مانند مغول چنان دراقیانوس ملت ایران ذوب شد که سالها بعد فرزندان و نوادگانشان مانند گورکانیان، خود، مروج فرهنگ و ادبیات پارسی و ایرانی در شبهجزیره هند تا اقصانقاط چین شدند.
خوشبختانه یکی از مهمترین علائم و نشانههای این استحاله مغولان در فرهنگ ایرانی-اسلامی، هرروز مقابل چشمان ما ساکنان مشهد مقدس است: بنای عظیم، زیبا و ماندگار مسجد گوهرشاد.
چهار: برای آنکه به قدرت اعجابآمیز باهم بودن آحاد ملت بیشتر بیندیشیم، بر این مهم تأکید دارم که در طول تاریخ، نخست، عمده توفیقات جامعه ایرانی مقابل دشمنان و مشکلات خارجی و داخلی با تکیه بر توان و قدرت فرهنگی و فکری بوده است. دوم، آثار مهم بزرگان ما نظیر فردوسی، حافظ، نظامی، مولانا، سعدی و امثالهم تنها و تنها با میل و اراده و همت مردم و نه حکومتها، در جامعه ایرانی جا باز کرد و انسجام و یکپارچگی ایجاد کرد و باهم بودن و آثار شگرف آن را به نمایش گذاشته است. پس قدرت باهم بودن حتی در بدترین شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی یک جامعه را نباید از خاطر برد یا دستکم گرفت. انقلاب اسلامی ملت ایران یکی دیگر از نمونههایی از این دست است که اراده و انسجام ملتی بدون استفاده از سلاح و قدرتهای مادی چنان تحول عظیمی را موجب شد.
آری، اگر بخواهیم و همه باهم بخواهیم، کارهای بزرگی رقم خواهیم زد و صد البته چنین چیزی چون به تعبیر زیبای سعدی منطبق بر فطرت خیرخواهی و دردمندی جامعه بشری است، هم شیرین و هم شدنی است. إن ا... لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم. والسلام.
محمدرحیم نوروزیان
فعال سیاسی