فروزاننیا -حبشی
سینمای پولکی
در یکیدو روز گذشته صحبتهای بهزاد فراهانی در نشست خبری سریال «دلدار» در شبکههای مجازی حسابی داغ شده است؛ البته نه بهدلیل انتقادش نسبت به افت سطح کیفیت سریالهای تلویزیون، بلکه بهخاطر افشاگریاش از اختلاف دستمزد بازیگران و لودادن رقم قرارداد نوید محمدزاده. فراهانی در بخشی از صحبتهایش گفته است دستمزد نوید محمدزاده یکمیلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان است؛ ولی خودش که بازیگری کهنهکار و باسابقه به حساب میآید، ماهانه ۲۰ میلیون تومان دستمزد میگیرد. تا قبل از این هم گزارشها و خبرهای زیادی از دستمزدهای نجومی در سینما منتشر شده بود، عدهای از قراردادهای پشتپرده و اضافهپرداختهایی خبر میدادند که بهصورت رسمی آمار آن منتشر نمیشود. لیستهایی هم در سایتهای خبری بهعنوان فهرست گرانترین بازیگران ایرانی منتشر شده است که در آن بازیگرانی مثل رضا عطاران با دستمزد بیش از یکمیلیارد تومان یا حمید فرخنژاد با دستمزد ۸۰۰میلیونتومانی، جواد عزتی با قرارداد ۷۰۰میلیون تومان، مهناز افشار، لیلا حاتمی، ترانه علیدوستی با دستمزدهای بین ۵۰۰ تا ۷۰۰میلیون تومان دیده میشدند. اظهارات بهزاد فراهانی هم مهر تأیید دیگری است بر این دستمزدهای نجومی. این درحالی است که به گفته بسیاری از سینماگران ازجمله همایون اسعدیان، بهجز پنج یا شش بازیگر شناختهشده که دستمزد میلیاردی میگیرند و حدود ۴۰ بازیگر که دستمزدهای چندصدمیلیونی میگیرند، سرمایهگذاران در فیلمها به دیگربازیگران دستمزدهای ۲ تا ۱۰میلیونتومانی میدهند.
حرفهای اخیر بهزاد فراهانی آدم را یاد صحبتهای پیشکسوتان فوتبال میاندازد؛ خاطراتی از زمان نهچنداندور که فوتبالیستها به عشق فوتبال و مردم و نه برای پول در زمین بازی میکردند. انگار سینما هم دارد در همان مسیر مثلا حرفهایشدن، ولی درواقع پولکیشدن گام برمیدارد. اگر چه هنوزدر این بین بازیگرانی هستند که با وجود دستمزد بالا، در انتخاب فیلم حساس هستند و به سراغ فیلمهای درست و درمان میروند، ولی برخی از بازیگران، دیگر برایشان مهم نیست مقابل دوربین چه نقشی بازی میکنند و دستمزد و پول است که حرف اول و آخر را میزند. وقتی یک تهیهکننده چندمیلیارد دستمزد به بازیگران و عوامل فیلمش میدهد، قطعا توقع بازگشت سرمایه چندبرابری دارد. سادهترین فرمول بازگشت سرمایه هم میشود ساخت فیلمهای بیمحتوا با شوخیهای سخیف و جنسی به علاوه چند سوپراستار. نتیجه چنینتولیداتی به ابتذال کشیدهشدن هنر و پایینآمدن سطح سلیقه مردم است. پول بدون ساختار و نظارت در هر صنعتی که وارد شود، مثل جزام باعث ازبینرفتن و تغییر شکل آن صنعت میشود و صنعت سینما هم از این قضیه مستثنا نیست.
غروب کمدوام فروغی
دو روز پیش خبر غافلگیرکنندهای مبنی بر عزلشدن علی فروغی در کانالهای خبری منتشر شد. پشتسر این خبر عجیب، متن نامهای از مرتضی میرباقری، معاون سیما در صفحات مجازی انتشار پیدا کرد؛ نامهای که طبق آن شهاب اسفندیاری جایگزین علی فروغی میشد. ساعاتی بعد، مازیار ناظمی، رئیس روابطعمومی وزارت ورزش و از مجریان تلویزیون در حساب توئیترش، انتصاب این سمت مدیریتی را به شهاب اسفندیاری تبریک گفت تا به انتشار این خبر در فضای مجازی دامن بزند.
هنوز چند ساعتی از قرارگرفتن این توئیت بر روی صفحه مازیار ناظمی نگذشته بود که شهاب اسفندیاری، دریافت سمت جدید را شایعه و کذب اعلام کرد؛ شایعهای که خودش هم از علت و منشأ آن بیخبر بود و آن را بیپایهواساس خواند. مازیار ناظمی هم پس از رؤیت این پاسخ، اینطور عنوان کرد که منتشرکننده این خبر از بچههای رسانه ملی بوده است و او هرگز فکر نمیکرده که خبر، تنها یک شایعه باشد. یک خبر غیرواقعی حالا ممکن است موقعیت مازیار ناظمی را در بخشهای ورزشی رسانه ملی متزلزل کند. باوجود کوتاهبودن بازه زمانی این شایعه، واکنش بیشتر کاربران، بهویژه در توئیتر، از جنس خوشحالی بود! اما این حجم از دید منفی نسبت به علی فروغی چطور و چگونه شکل گرفته است؟ آیا در کارنامه علی فروغی هیچ نقطه رضایتبخشی دیده نمیشود؟
پررنگترین عاملی که باعث میشود مردم با شنیدن نام علی فروغی در لاک دفاعی فرو بروند، حذف عادل فردوسیپور از دوشنبهشبهای تلویزیون است؛ نبودن عنوان «نود» در فهرست برنامههای سیما. در ماجرای فروغی و فردوسیپور، مدیران صداوسیما، علاقه و دلبستگی و خواسته مردم را در نظر نگرفتند و با توجه به صلاحدید خودشان، فردوسیپور را کنار گذاشتند. فردوسیپور از تمام برنامههای فوتبالی ناپدید شد و حتی دیگر مسابقات فوتبال را نیز گزارش نمیکند و حضور محمدحسین میثاقی، شاگرد تازهکار او، به تشکل تساعدی و غیرقابلهضمی در شبکههای تلویزیونی بیشتر شد.
همزمان با این اتفاق ناراحتکننده، برخی بازیگران مثل محمدرضا گلزار، بدون درنظرگرفتن حرفه اصلی خودشان، جایگزین مجریهای حرفهای و واقعی شدند؛ اما همین برنامههای مسابقهمحور هم چندی بعد بهدلیل لاتاریشکلبودن با واکنش علما و مراجع روبهرو شده و از گردونه برنامههای صداوسیما کنار گذاشته شدند. به این ماجرا حذف چهرههای محبوب دیگری مثل رضارشیدپور را هم اضافه کنید که در ماجرای دعوای فردوسیپور و فروغی تلاش زیادی داشت تا ماجرا را به سمت صلح و آشتی ببرد، ولی حالا خودش هم در تلویزیون جایی ندارد. با این کارنامه، عجیب نیست که ببینیم، بینندگان تلویزیون از خبر برکناری فروغی ابراز خرسندی کنند و منتظر بازگشت چهرههای محبوبشان به تلویزیون باشند.
حاشیههای تمامنشدنی سفر رامبد
حاشیههای رفتن رامبد جوان به کانادا و به دنیا آوردن فرزندش در آنجا حسابی داغ بود و منتقدان و مدافعان از چپ و راست در تقبیح و توجیه رفتار این زوج هنری حرف به میان میآوردند که عکس یک پاپاراتزی از نگار جواهریان و رامبد در خیابانهای تورنتو ماجرا را وارد فاز جدیدی کرد و حاشیه بزرگتری برای این ۲ سلبریتی ایجاد کرد.
در حالی که بسیاری از رسانهها رامبد جوان را به دورویی متهم میکردند و به دنیا آوردن فرزندش در کانادا را مصداق یکی نبودن حرف و عمل او میدانستند و برخی مثل امیرمهدی ژوله ماجرای انتخاب محل تولد را کاملا شخصی و خصوصی میدانستند و مردم را بابت اظهار نظر درباره کار رامبد شماتت میکردند، عکس نگار جواهریان با یک پوشش نامتعارف در خیابانهای کانادا در فضای مجازی پخش شد.
تارنماها و کانالهای خبری که حسابی درگیر جو ماجرا بودند، از انتشار این عکس پرهیز نکردند و حتی بسیاری از آنها زحمت شطرنجی کردن آن را هم به خودشان ندادند. طولی نکشید که زمزمه ممنوعالتصویر شدن رامبد جوان و نگار جواهریان در کانالهای خبری پخش شد. این خبر واکنش چهرههای بیشتری را به دنبال داشت. پرویز پرستویی در صفحه اینستاگرامش در واکنش به گزارش صدا و سیما علیه این ۲ بازیگر نوشت: «تو رو به خدا خودتون رو جای اون مادر پابهماه بگذارید. از شمای صدا و سیما بعیده که تیتر خبرتون میشه رامبد جوان و همسرش. نمک خوردید حداقل نمکدون رو نشکنید. من با اون دسته از مردمی که حرص دارن و هرچی دلشون میخواد میگن کاری ندارم. شما دیگه چرا؟» سید محمود رضوی، تهیهکننده سینما، هم در واکنش به شایعه ممنوعالکاری رامبد جوان اینطور نوشت: «این مدیران خسته سیما هم هیچ بعید نبود در مقابل این حملات، بدون داشتن هیچ دلیل منطقی، اقدام به ممنوعالکاری یا ممنوعالتصویری آقای رامبد جوان بکنند. امیدوارم در حد شایعه باشد که اگر واقعیت داشته باشد، واقعا باید به حال خود مدیران و به حال سیما مشترکا گریست! آقایان، قبل از هر کاری کمی فکر و بررسی کنیم!»
هنوز معلوم نیست چه برخوردی با رامبد جوان و نگار جواهریان خواهد شد. اصلا هنوز فرزندشان به دنیا نیامده است و معلوم نیست این جنجالها کی به پایان خواهد رسید، ولی این ماجرا یک پیام روشن برای سلبریتیها و دیگر چهرههای شناخته شده دارد. رفتار آنها همیشه زیر ذرهبین است و مردم این رفتارها را به خوبی میبینند و با دقت دنبال میکنند. سلبریتیها برای بسیاری از مردم الگو به حساب میآیند و باید بیشتر مراقب خودشان باشند.