ﻳﻜﻲ از ﻻزﻣﻪﻫﺎی زﻧﺪﮔﻲ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، برقراری ﻧﻈﻢ و اﻣﻨﻴﺖ در ﺟﺎﻣﻌﻪ اﺳﺖ. واﺿﺢ اﺳﺖ ﻛﻪ زﻧﺪﮔﻲ ﺑﺪون ﻣﻘﺮرات و ﻗﻮاﻧﻴﻦ، ﻧﻈﻢ و اﻣﻨﻴﺖ ﻫﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪای را ﺗﻬﺪﻳﺪ میکند و ﺑﺎﻋﺚ ﺳﻠﺐ آراﻣﺶ و آﺳﺎﻳﺶ اﻓﺮاد ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﻲﺷﻮد. زﻧﺪﮔﻲ در ﺟﻮاﻣﻊ اﻣﺮوزی، ﺑﺪون وﺟﻮد ﻗﻮاﻧﻴﻦ ﻛﻪ رواﺑﻂ اﻓﺮاد و ﻧﻬﺎدﻫﺎ و ﻣﺆﺳﺴﺎت را ﺗﻨﻈﻴﻢ ﻣﻲکند، تقریبا غیرممکن ﺑﻪ نظر میرسد؛ بنابراین میتوان گفت استحکام و انسجام هر جامعه، درگرو توجه به قانون و رعایت آن و قانونپذیری و قانونگرایی در جامعه بهمنزله پذیرش منطق قانون است. باوجوداین، برخی انسانها از قانون روی برمیگردانند و قانونشکنی میکنند. در هر جامعه، قوانین اجتماعی مبنای رفتار افراد در زندگی اجتماعی است. این قوانین که ازطریق مجاری رسمی به تصویب میرسد، ازسوی برخی افراد جامعه نادیده گرفته میشود. در این شرایط است که ما با مسئله قانونگریزی در جامعه روبهرو میشویم. حال بیاییم و به این قضیه بپردازیم که چه دلایلی باعث میشود برخی افراد، قوانین را رعایت نکنند. این مسئله دلایل متعددی دارد، ازجمله: بیتوجهی به فرایند حق و تکلیف، تفکیک اخلاق از قانون، بیتوجهی به اهداف قانون، ناهمخوانی میان فرهنگ و قانون، تحلیل شخصی از قانون، ناهمخوانی میان سخن قانون و عمل مسئولان، تفکیک میان قوانین و اولویتگذاری آنها، تعارض قوانین با منافع فردی، بهروزنبودن قانون و... . دراینبین از علل مهم، رضایتنداشتن افراد از وضعیت خود و زندگیشان است. آنها خود را با دیگران مقایسه میکنند و وقتی میبینند شرایطشان با برخی افراد متفاوت است، به اجرای قانون بیتفاوت میشوند. گریز از قانون به رفتارهای روزمره خلاصه نمیشود و مفاسد اقتصادی و آسیبهای اجتماعی هم درنتیجه قانونشکنی روی میدهد که باید دراینزمینه تمهیداتی بیندیشیم، چون این موضوع در ذهن همه افراد جامعه تأثیر منفی میگذارد. اگر میخواهیم وضعیت قانونگریزی را در کشوری بسنجیم، میتوانیم به نحوه رانندگی افراد در جامعه نگاهی بیندازیم. افراد قانونگریز در همهجا، محیطهای عمومی، ادارهها و حتی مراکز تا سطوح بالاتر نیز همینگونه بیقانونی میکنند؛ چراکه بیشتر آنها نیاموختهاند رعایتنکردن قانون قباحت رفتاری و اخلاقی دارد و از این موضوع خجالت نمیکشند که دربرابر دیگران کار زشت انجام دهند و درنتیجه به کار خود ادامه میدهند. قانونگریزی نشان میدهد عقلانیت بلندمدت در فرهنگ و ذهن جامعه ایرانی شکل نگرفته است، افراد آرامش ناشی از نظم و انضباط را نچشیدهاند و از حیث اخلاقی رشد نکردهاند، درحالیکه در جامعه ما، ارزشهای دینی و اخلاقی بسیاری تعریف شده است.
پیامدهای قانونگریزی
افراد در جامعه قانونگریز، عصبی، افسرده، ناراحت و ناآرام هستند و از زندگی رضایت ندارند. بینظمی، هرجومرج، ضایعشدن حقوق اجتماعی و زیرسؤالرفتن هنجارهای حاکم بر عرف، فرهنگ و اخلاق در جامعه، ازجمله پیامدهای قانونشکنی در چنین جامعهای است. دراثر قانونگریزی در جامعه هرجومرج ایجاد میشود و آثار سوء بسیاری گریبانگیر چنین جامعهای خواهد شد. یک رابطه چندجانبه و تعاملی وجود دارد و از آن طرف از شهروندانی که از رفاه و وضعیت اجتماعی خوبی برخوردار نباشند، نمیتوان انتظار داشت که به قانون پایبند باشند و آن را بهدرستی رعایت کنند.
با افراد قانونگریز چگونه رفتار کنیم؟
این نکته مهمی است که باید با این افراد و نهادهای رسمی و غیررسمی برخورد کرد تا دیگران نیز بدانند که با پدیده قانونگریزی مبارزه میشود و از کنار آن بهسادگی نمیگذریم. در ادبیات دینی ما نیز دراینباره سفارش شده که همان امر بهمعروف و نهیاز منکر است و میتوانیم در زندگی روزمره دربرابر افرادی که قانون را رعایت نمیکنند و برای دیگران هم مشکل ایجاد میکنند، از این روش استفاده کنیم. یادآوری برخی مسائل اخلاقی و تذکر به دیگران میتواند در این زمینه مفید باشد. البته دراینباره باید درنظر داشته باشیم که برای دیگران مشکل درست نکنیم و به حریم خصوصی و حقوق فردی افراد تجاوز نکنیم. در سطح ساختاری و رسمی و در سطح فردی باید اصلاح نظام نظارت و کنترل انجام شود. نهادها و ارگانهای مسئول باید بهموقع و مؤثر ایفای نقش کنند و آموزشهای لازم را به شهروندان ارائه دهند. در این زمینه مدارس، دانشگاهها، رادیو و تلویزیون، مطبوعات، مهمترین منابع تولیدکننده فرهنگ به شمار میآیند و با کمکگرفتن از این منابع و امکانات، میتوان از قانونگریزی و اشاعه آن بین افراد جامعه جلوگیری کرد.