صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

از کاه کوه نسازید

  • کد خبر: ۲۲۹۴
  • ۰۱ مرداد ۱۳۹۸ - ۰۷:۱۳
درباره عواقب شایعه که اذهان عمومی را مشوش می‌کند

ملیحه ابراهیمی‌یزدی| فرصت مطالعه دو خط کتاب را ندارید، اما سرتان درد می‌کند که در اینترنت‌گردی روزانه‌تان همراه سیل جمعیتی شوید که بیکارتر از شما در قامت مثلا یک کارشناس کوچک‌ترین اتفاقات را تبدیل به یک فاجعه جهانی می کنند . البته به‌جز کاربران اینترنتی، خیلی دیگر از شهروندان نیز بیست‌و‌چهارساعته حاضر و آماده‌اند تا یک نفر یک خبری را منتشر کند و آن‌ها پر و بالش بدهند؛ غافل از اینکه امام‌علی(ع) می‌فرمایند: «‌نه‌تنها چیزی را که علم نداری، بازگو مکن بلکه همه آنچه را که می‌دانی نیز مگو.» اگر اهل شایعه‌پراکنی هستید یا خیلی‌ها را می‌شناسید که در محل کار، منزل، بین فامیل و دوست و آشنا به شایعه‌پراکنی شناخته می‌شوند، توصیه می‌کنیم چند‌خطی را همراهمان باشید تا کمی بیشتر از عواقب این رفتار بدانید.

 

فریب‌کاری در سایه شایعه

خیلی‌ها که در‌زمره افراد حرفه‌ای قرار دارند، بسیار آگاهانه برای پنهان‌سازی اهداف خود حاضرند دست‌به هر کاری بزنند؛ مثلا در حوزه کاری خود از هر ابزاری کمک می‌گیرند تا رقیب خود را با خاک یکسان کنند. در ‌این راه با شایعه‌پراکنی بین افکار عمومی مدعی بی‌کیفیت‌بودن محصولات رقیب خود می‌شوند؛ مثلا با انتشار تصاویر از یک محصول مانند رب که به محض باز‌شدن کپک در آن مشاهده شده است و ارائه مطالب غیر‌واقعی، رقیب خود ر‌ا کنار می‌زنند. در‌این‌بین افراد بسیاری را نیز به کار می‌گیرند تا دامنه این شایعه را گسترده‌تر کنند.

 

بفرمایید ترس!

چه لذتی دارد که ترس را در جامعه رواج می‌دهید؟ چرا به ایجاد آرامش در وجود هم فکر نمی‌کنید؟ آمده‌اید یک عکس از بچه‌ربایی را که در یکی از کشورهای همسایه رخ داده است به اسم اتفاقی در ایران، در فضای مجازی نشر داده و پایین پستتان نوشته‌اید: «خطر در نزدیکی شماست. فرشته‌های‌ کوچولو در چنگال دزد شب»! آخرش که چه؟ چرا سعی دارید با افزایش تعداد لایک‌ها زیر پستتان افکار خیلی از خانواده‌هایی را که بچه دارند، مخدوش کنید؟ حتما به نزدیک‌ترین دکتر روان‌شناس نزدیک محل زندگی‌تان مراجعه کنید.

 

بدبینی ممنوع!

تسویه‌حساب‌های شخصی‌تان را لطفا به اشتراک نگذارید. طرف از یکی از اقوامش درخواست یک چک ضمانت کرده و چون پاسخ منفی شنیده است، کمر همت بسته تا درنظر اقوام و خویشان، او را با خاک یکسان کند. افراد شایعه‌افکن خوب بلدند در شرایطی که پاسخ منفی دربرابر خواسته‌شان می‌گیرند، مقدمات بدبینی را علیه طرف‌مقابل‌شان فراهم کنند. البته این مدل شایعه‌پراکنی در سطح جامعه نیز مشاهده می‌شود. خیلی‌ها هستند که با اهداف از‌پیش‌تعیین‌شده به ترویج بدبینی علیه شخص و گروهی مبادرت می‌ورزند.

 

نه تفرقه، نه حکومت

حتما مثل معروف «تفرقه بینداز و حکومت کن » را شنیده‌اید. باور کنید خدا را خوش نمی‌آید که بین دو نفرکه سال‌ها زیر یک سقف زندگی می‌کنند، تفرقه بیندازید؛ آن هم به این دلیل که می‌خواهید فرزندتان که نه اصلا پاره جگرتان زیر بلیت شما باشد. چرا می‌خواهید از روابطشان سوءاستفاده کنید و کوچک‌ترین نقطه ضعف آن‌ها را بزرگ کنید و به دیگران اینطور بگویید که فلانی، فلان مشکل را دارد. آیا می‌دانید این کار از مصادیق هتک‌حرمت است؟

 

بی سند و مدرک نلرزید

خدا نکند فردی در محل کارش بیکار و بی‌دغدغه باشد! کافی است نزدیک پایان تاریخ قرار‌دادهای کاری باشد. آن‌چنان شایعه‌ای بین همکاران خود راه می‌اندازد که روزهای پایان سال به‌جای استقبال از سال جدید ، طرف دچار افسردگی ناشی از امنیت نداشتن شغلی می‌شود.
آخر یک نفر به این کارمندان ساده بگوید همکار شایعه‌پراکنتان سند و مدرکی ارائه کرده است که این‌گونه رعشه به تنتان افتاده است؟!

 

حباب گران!

این روزها خوش به حال آن‌هایی شده که پیگیر مسائل اقتصادی کشورمان هستند. اگر طرف ازدستهآدم‌های سودجو و منفعت طلب باشد، یک مدل از شایعه‌پراکنی را در پیش می‌گیرد؛ مثلا با سرمایه کلانی که دارد، مدام قیمت‌ها را بالا و پایین و حباب ایجاد می‌کند و یکهو شایعه می‌کند که فلان محصول امروز ارزان است و فردا گران خواهد شد و مردم را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. این افراد و گروه‌ها، سکان‌دار نگرانی و ترس در بازار مالی کشور هستند و تعدادشان یکی‌دو تا هم نیست.

 

چرا دامنه شایعه بی‌نهایت است؟

عوامل مختلفی می‌توانند دست‌به‌دست هم دهند تا دامنه شایعه‌پراکنی در جامعه گسترش پیدا کند و زیرساخت‌ها و بسترهای ناهنجاری در‌پی این رفتار اشتباه اجتماعی ایجاد شود؛ بسترهایی که تیشه به ریشه یک جامعه می‌زند. از‌جمله این علل می‌توان به این موارد اشاره کرد:

1

جای خالی سرمایه‌گذاری در دستگاه‌های علمی، فرهنگی و تبلیغاتی

2

بی‌توجهی به سلامت و تعادل روانی جامعه

3

پایین‌بودن سطح و سرانه مطالعه

4

برخورد نکردن با ضاربان به افکار عمومی

5

مهیا بودن زمینه پذیرش شایعه

6

بی‌کفایتی در عدم شناسایی افراد شایعه‌ساز

7

ناتوانی در بی‌اعتبار‌کردن منبع

8

نبود زیرساخت‌های لازم برای ارائه اطلاعات صحیح به مردم

 

نتیجه شکست رسانه‌های امروزی بی‌اعتمادی مردم به آن‌هاست

وحید اقدسی
روزنامه‌نگار، دانشجوی دکترای ارتباطات

شایعه در جامعه مثل تبی است که از وجود یک ویروس در بدن خبر می‌دهد. شایعه نشان‌دهنده کج‌کاری در سیستم اطلاعاتی و ارتباطی یک جامعه است. در‌واقع وقتی درباره این مهم صحبت می‌کنیم، باید حواسمان باشد که چرا به وجود می‌آید و کجای کارمان مشکل دارد. حتما در جامعه یک نیاز خبری احساس شده و عطشی به وجود آمده که کسی به آن پاسخ نداده است. در این صورت است که شایعه گسترش پیدا می‌کند.
هر اندازه که به موضوعات مهم‌تر که ابهام بیشتری در آن‌ها وجود داشته باشد، دامن زده شود، شایعه گسترده‌تر و از اهمیت بیشتری برخوردار می‌شود؛ به این شرح که موضوعات حساس و مبتلا‌به‌، پر‌بحث و حرف و حدیث باعث گسترش شایعه در افکار عمومی می‌شود.
مسئله بعدی که تا اندازه‌ای نگران‌کننده‌تر است، عبور شایعه از مرحله‌ای است ‌که نقل محافل می‌شود و حالت اغنایی پیدا می‌کند. این مرحله خطرناک، زنگ هشداری است برای مسئولان یک جامعه. نقطه نگران‌کننده زمانی است که مردم شایعه را می‌پذیرند. در این شرایط باید جامعه حساسیت لازم را داشته باشد تا شایعه ازسوی افکار عمومی پذیرفته نشود.
شایعه وقتی حالت اقناع‌کننده پیدا می‌کند، ضربه جدی به بنیان‌های اساسی جامعه وارد می‌کند، چون اگر اعتماد در جامعه وجود نداشته باشد، طبیعتا خیلی از سا‌زو‌کارها مختل می‌شود.
وقتی شایعه مورد‌قبول اکثریت قرار گرفت به اعتماد مردم ضربه می‌زند و این بی‌اعتمادی در جامعه گسترش پیدا می‌کند. در‌پی این بی‌اعتمادی در مرحله اول بی‌اعتمادی به حاکمیت و دولت شکل می‌گیرد و به‌دنبال آن بی‌اعتمادی به حاکمیت نهادها و دستگاه‌ها و درآخر می‌تواند بین مردم رواج پیدا کند.
با این توصیف در مرحله‌ای قرار می‌گیریم که همبستگی اجتماعی به پایین‌ترین سطح خود می‌رسد و وقتی همبستگی اجتماعی دچار خدشه شود، حاکمیت و دولت برای پیشبرد برنامه‌های خود دچار مشکل می‌شود.
نمونه این موضوع، طرح انصراف از یارانه‌ها بود که دولت این موضوع را بر دوش مردم گذاشت تا شرایطشان را بسنجند و انصراف دهند، اما متأسفانه افکار عمومی به این مسئله واکنش مثبت نشان ندادند، چون اعتماد نداشتند که با انصراف از دریافت یارانه‌شان، هزینه در جای خودش مثل رسیدن به دست نیازمندان، بهبود و بهسازی ناوگان حمل‌و‌نقل عمومی، رفاه و بهداشت و... صرف و خرج می‌شود. این‌گونه شد که این پروژه شکست خورد و این شایعات بود که برخی نکات این مسائل را زیر ذره‌بین برد.
از‌طرفی شبکه‌های اجتماعی که تنوع آن‌ها روز‌به‌روز بیشتر می‌شود و روی دیدگاه مردم تأثیر می‌گذارند، باعث شده‌اند علاوه‌بر بی‌‌اعتمادی، حس بدبینی و نفرت بین عموم ترویج یابد. به‌خاطر بسپاریم زمانی‌که شفافیت وجود داشته باشد، اساسا شایعه به وجود نمی‌آید. نتیجه شکست رسانه‌های امروزی، بی‌اعتمادی مردم به آن‌هاست، چون آن‌ها را از مسیر رسمی و جمعی خود خارج کرده است. در‌مقابل بزرگ‌شدن کانال‌های دروغین و تقلبی که اهداف و منافع خاصی را دنبال می‌کنند باعث شده است رسانه‌های جمعی مثل 10‌سال گذشته پر‌مخاطب نباشند و عرصه برای رسانه‌های غیر‌حرفه‌ای باز شود.
اما اگر حاکمیت میدان را برای رسانه‌ها مناسب‌تر از امروز ببیند، قطعا اخبار نادرست زمینه باور پیدا نمی‌کند.
در این وضعیت رسانه‌های ما باید به شایعه‌ها واکنش نشان بدهند تا آن‌ها قدرت پیدا نکنند‌. درست مثل خبر کذبی که به ممنوعیت بستنی‌خوردن بانوان در جامعه اشاره داشت و متأسفانه برخی از رسانه‌های ما به این شایعه دامن زدند. در‌هر‌حال رسانه‌ها باید در‌جریان تولید اخبار مورد‌نیاز افکار عمومی پیشگام باشند و در‌راستای پاسخ‌گویی به سؤال‌های بزرگ مردم، شفاف و اصولی جریان‌سازی کنند تا زمینه شایعه فراهم نشود.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.