صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

به سختیِ آب خوردن

  • کد خبر: ۲۳۰
  • ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ - ۰۶:۵۱
گزارش شهرآرا درباره مسیر آب شربِ بیش‌از 3میلیون مشهدی از سد دوستی تا آخرین مرحله انتقال آن در مشهد

سمیرا شاهیان - نامه نگاری‌های ما به دست فرمانده مرزبانی هنگ سرخس رسیده است و حالا بر فراز سد دوستی ایستاده ایم؛ پروژه‌ای که ۱۰ سال است سیلاب‌های وحشی رودخانه هریرود را وارد چرخه بهره برداری آب شربِ مشهد کرده و همین آبِ با کیفیت را برای طرف مقابل تا پای زمین‌های کشاورزی می‌رساند.
در آستانه تابستانِ سالی که با بارش‌های خوبی شروع شده است، می‌خواهیم مسیر رسیدن آب شرب از سد تا خانه‌های مشترکان را روایت کنیم. مسیر آبی که هر چند از نظر درجه اهمیت، فوق العاده استراتژیک است، اما از نظر قیمت فوق العاده ارزان است. این گزارش سعی دارد سختی‌ها، مراحل مختلف و حساسیت‌هایی که برای رسیدن آب به دست شهروندان صورت می‌پذیرد را روایت کند.
ساختمان سد
به سد رسیده ایم و وارد راهی می‌شویم که ما را به ساختمان اداری می‌رساند. در این ساختمان، مترجم سد و دو تکنسین بهره برداری حضور دارند. این ۳ تن در تمام روز‌های هفته اینجا هستند، طوری که می‌گویند: شب و روز ندارد، ۷ روز هفته هستیم.
با آن‌ها راهی سد می‌شویم. بازدید میدانی مان از زیر آب شروع می‌شود. همچنان که مترجم تأکید می‌کند روابط ایران و ترکمنستان کاملا حسنه است، به ورودی تونل تزریق می‌رسیم. ساده‌ترین راهکار میزبانانمان برای اطلاع رسانی مسیر سختی که قرار است در آن قرار بگیریم، این است: «فقط اگر کوه نورد هستید بیایید. پایین رفتن از ۴۵۰ پله شاید آسان باشد، اما بالا آمدن از آن کار هر کسی نیست.»
این ۳ تَن اینجا هستند تا روزانه کار‌هایی مثل ثبت برداشت آبیِ دو طرف با بهره بردارِ ترکمن را رتق و فتق کنند. یکی از آن‌ها ما را همراهی می‌کند و می‌گوید: تقریبا هر روز باید تا کف سد برویم و بالا بیایم. پایین رفتن آسان است، اما بالا آمدن به آن آسانی نیست.
راه را در پیش می‌گیریم. روی اولین پله پا می‌گذاریم و محیط را رصد می‌کنیم. محیط تاریک، خُنک و پر از رطوبت و رسوب است. حدود ۱۳ متر قطر بدنه تونل است که به دو بخش مساوی پله و سطح شیب دار تقسیم شده است. تکنسین‌ها حسابی مرد کار شده اند و آن چنان که ما از سطح شیب دار می‌هراسیم، ترسی از سُر خوردن ندارند؛ قِلق راه رفتن روی زمین شیب دار ماسه ایِ یکدست را بلد شده اند. کنار پله‌ها نیز میله‌ای به دیوار تعبیه شده است تا ما تازه وارد‌ها دستمان را از آن بگیریم و پایین برویم.
۷۰ متر زیر آبِ سد‌
می‌خواهیم از کارشان در این تونل بگویند. رحمان لاوی سنگر، تکنسین همراهمان، توضیح می‌دهد: وظیفه مهم ما توجه به این کف است تا آب زهکش (نفوذ) نداشته باشد. در این تونل با گَمانه‌های مخصوصی که داریم پرده آب بندی به وجود می‌آوریم تا آب زهکش نداشته باشد و از سد خارج نشود.
محیط سر و شکلی منظم و حساب شده دارد؛ سقف نیم دایره‌ای با قوس‌های یکسان، سطح شیب دار یکدست و ابزار‌هایی شبیه ساعت‌های گِرد به نام «مانومتر» که به فواصل مختلف نصب شده اند. کار مانومتر، نشان دادن فشار آب است.
هنوز حتی تاج سد را ندیده ایم که زیر آب آمده ایم؛ ۷۰ متر زیر آب سد، در تونلی خشک که فقط رطوبت در کف و رشته‌هایی از رسوبات دارد که از سقف آویزان شده اند. مهندس جای گمانه‌هایی را که زده اند، نشان می‌دهد که شبیه چاله‌هایی کوچک هستند. توضیح می‌دهد: سد‌های خاکی در عمق به سنگ بستر می‌رسند. ما با دستگاه‌هایی که داریم، داخل سنگ بستر را به اصطلاح با دوغاب پر می‌کنیم تا آب از داخل آن زهکش نکند.
تکنسین بهره برداری با اشاره به اینکه «مردم حتی گمان نمی‌کنند ما روزانه باید این راه را برویم و برگردیم»، می‌گوید: این تونل دسترسی به زیر سد را برای ما ممکن می‌کند. ما روزانه به اینجا می‌آییم تا محیط را رصد کنیم که اگر مشکلی پیش آمد، فوری دستگاه هایمان را آنجا ببریم و گمانه بزنیم.
مرز تونل
این پایین هم، مرز دارد. فعلا ما در جایی هستیم که متعلق به خودمان است؛ یعنی ایران و از همین رو، مهتابی‌های نصب شده به دیوار‌ها روشن هستند، اما انتهای مسیر، جایی بعد از حوضچه و پمپ آب، ترکمنستان است و تاریکی مطلق. لاوی سنگر یادآور می‌شود: ما ایرانی‌ها هم در مواقعی که در تونل کار نداشته باشیم، چراغ‌ها را خاموش می‌کنیم. روشنایی و تاریکی در اینجا بازگوکننده یک پیام و به نوعی اعلام حضور است.
به پمپ آب می‌رسیم و اینجا برای ما در تونل تزریق، آخرِ خط است. تکنسین‌ها در اینجا وظایفی دارند ازجمله بررسی میزان طبیعی آب که باید آن را با دَلو مخصوص بسنجند، اما حالا انگار پیمانه این کار دستشان آمده است و چشمی این سنجش را انجام می‌دهند.
وقت برگشتن و نفس نفس زدن رسیده است. راهی را که آمده ایم، باید برگردیم. در راه برگشت از تکنسین همراهمان می‌خواهیم آماری را که هر روز با آن سروکار دارند، بگوید تا ذهنمان را درگیر محاسبات کنیم تا ۴۵۰ پله‌ای را که باید، رو به بالا بپماییم. او می‌گوید: آب ورودی به سد در حال حاضر ۱۵ مترمکعب است. امروز (دوشنبه، ۱۳ خرداد) که شما در محل سد هستید، ۷۸۹ میلیون مترمکعب حجم آب سد است که تقریبا ۶۵ درصد سد را شامل می‌شود. سد دوستی در ۷۵ کیلومتری جنوب شهر سرخس ساخته شده است و یک میلیارد و ۲۵۰ میلیون مترمکعب ظرفیت آبگیری دارد.
این تکنسین، اما لابه لای آمار‌ها و اطلاعات اولیه سد، از عرق جبینی که برای ساخت سد ریخته شده است، می‌گوید: آن قدر برای اینجا زحمت کشیده اند که خدا می‌داند. حالت آب بند در دل سنگ زدند که آب زهکش نکند. اگر این را نمی‌زدند، مطمئن باشید پایین را که نیم متر می‌کندند، آب بالا می‌زد و به اصطلاح ما، فرار آب داشتیم.
برج آبگیر
وقت آن است به سمت برج آبگیر راهی شویم. برعکس تونل تزریق، اینجا در تراز ۷۸ متری از سطح آب ایستاده ایم و تا چشم کار می‌کند، موج‌های نیلگون آب سد، چشمانمان را پُر کرده است. با بارندگی‌های امسال، «دوستی» جانی تازه گرفته است.
سد دوستی، پروژه مشترک ایران و ترکمنستان است که دست همکاری دو کشور را در دست یکدیگر گذاشته است. ما ایستاده در خاک ایران، در حالی که آب سد پرقدرت‌تر از هر وقت دیگر در لوله‌های انتقال جاری شده، به بلندای خاکی که سرباز ترکمن در آنجا ایستاده است، می‌نگریم. با این اوصاف، فقط ۶۰ درصد گنجایش سد را آب گرفته است و با همه بارندگی‌ها و سیلاب‌های فصلی، همچنان ۴۰ درصد از این مخزنِ مشترک خالی از آب حیات است.
لاوی سنگر، تکنسین همراهمان توضیح می‌دهد: در برج‌های آبگیر دریچه‌ها تقریبا ۴۰ متر بالاتر از سد هستند.
از روی بروشوری که در دست دارد، سازه مهندسی و نمای برج و دریچه‌ها را نشانمان می‌دهد تا بیشتر درک
کنیم.
به غیر از تماشای این آبیِ بی اندازه و پرنده‌های جسوری که سطح آب را برای رهاییِ دوست داشتنی شان انتخاب کرده اند، بازدید از اتاق کنترل و اتاق شیر مانده است؛ بازدیدی که هرگز میسر نمی‌شود. تکنسین همراهمان تاکید می‌کند: «رفتن به اتاق کنترل اصلا ممکن نیست و اتاق شیر نیز در خاک ترکمنستان است و برای رفتن به آنجا باید گذر مرزی داشته باشیم.»
اینجا همه کار‌ها باید تحت نظارت باشد و برای محیط امنیت ویژه‌ای درنظر گرفته شده است. به جز این، وقتی اطراف سد هستیم، نباید لنز دوربین را به سوی ترکمنستان بچرخانیم. همه چیز، از صحبت‌هایی که می‌شنویم و بروکراسی‌هایی که پشت سر گذاشته ایم، به ما می‌فهماند که آب‌های مرزی، دیپلماسی بین المللی دارند و آب شرب مشهد هم از این قاعده مستثنا نیست.
کنارِ آب سد
در دو سمت برج آبگیر، از حاشیه سنگ‌های اطراف سد، راه پله‌ای ساخته اند برای اینکه تکنسین‌ها روزانه به کنار آب بروند و بعضی شاخص‌ها را اندازه گیری کنند. اندازه گیری ابزار دقیق هم که راهی برای اطلاع از وضعیت‌های مختلف در عمق سد است، از همین جا انجام می‌شود. تکنسین‌ها باید کنار آب بروند و نشست و عمق آب در داخل بدنه سد و خیلی شاخص‌های دیگر را بررسی کنند.
هرچند قرائت ابزار دقیق انجام شده است و نمی‌توانیم در این بازدید میدانی کارشان را مشاهده کنیم، با ملاحظاتی اجازه داریم کنار آب برویم. این پرسش طنز که «از زندگی که نا امید نیستید؟» از سوی آن‌ها به ما می‌فهماند که گروه پنج شش نفره همراهمان، سخت نگران سلامتی ما در این پهنه آبی هستند.
تا شیرخانه می‌رویم. لاوی سنگر می‌گوید: در شیرخانه، آب تقسیم و به سمت مشهد هدایت می‌شود.
به ترکمن‌ها نگاه هم نکنید!
مرزبان همراهمان سخت اوضاع را در یدِ اختیارش گرفته است؛ حتی به جهت حرکت لنز دوربین نیز حساسیت نشان می‌دهد. دائم توصیه می‌کند حواسمان باشد.
جوان مرزبان می‌گوید: پارسال باید می‌آمدید که سد به گِل نشسته بود! اما به همین جمله درباره سد بسنده می‌کند. بعد اضافه می‌کند: من در جا‌های دیگر هم خدمت کرده ام، اما در اینجا یک سال و نیم است که حضور دارم.
مترجم  سد نیز همراه ماست. او مترجم طرف ایران است و مکاتبات روسی را انجام می‌دهد. معمولا صبح‌ها ساعت ۹ با ترکمن‌ها ملاقات و اطلاعاتی از سد را با آن‌ها مبادله می‌کند. خط کشِ سفیدی را که در قسمت پایین برج آبگیر است، نشانمان می‌دهد و می‌گوید: آن نشانگر ماست و اطلاعات ورودی و خروجی و تبخیر آب و ... را با استفاده از آن و نمودار‌ها و جدول‌هایی که داریم، به دست می‌آوریم و با ترکمن‌ها در میان می‌گذاریم. این جزو کار‌های روزانه دو طرف است تا سهم پنجاه پنجاه آب به درستی رعایت شود.
هنگ مرزی سرخس
همسایگان سد، تعدادی مرزبان هستند و عده‌ای روستایی که تا پیش از احداث سد به صورت سنتی از آب هریرود برداشت می‌کرده اند. در مسیر، مرزبانان هنگ مرزی سرخس را هم می‌بینیم. کاملا در جریان کار و بازدید ما هستند. در اینجا امنیت کاملی برقرار است و مرزبانان با خبرنگاران بسیار همکاری می‌کنند. با کسب اجازه از فرماندهی، به همراه یکی از مرزبانان به پل خاتون، از آثار بسیار معروف و باستانی شهرستان سرخس، می‌رویم؛ جایی که سرباز‌های ترکمن از لابه لای گزها، ایستاده زیر بُرجک، ما را نگاه می‌کنند. این پل آجری نزدیک مرز مشترک ایران و ترکمنستان، در گذشته به عنوان گذرگاه جاده ابریشم، از سرخس به مرو استفاده می‌شده است.
هریرود؛ مرز دوستی ۳ کشور
سد را با این اطلاعات که حالا به طور ملموس درک کرده ایم، ترک می‌کنیم. به دلیل روابط دوستانه و نظام‌مند ایران و ترکمنستان بر سر تقسیم آب هریرود است که نام این سد را دوستی نهاده اند. با این حال سد سلما در ۱۷۰ کیلومتری مرز مشترک ایران و افغانستان از تأثیر کاهشی آب دوستی، این بیم و نگرانی ایجاد کرده است که شاید سد دوستی در معادلات آینده آب مشهد نباشد.
مناسبات سد و خط انتقال
قرار ما همراهی کامل با آب شرب مشهد است؛ خواسته ایم از محل سد تا آخرین مرحله انتقال را به صورت میدانی گزارش کنیم. اما این گزارش دو مرحله هماهنگی دارد؛ بخش نخست با شرکت آب منطقه‌ای است و خط انتقال و تصفیه خانه با شرکت آب و فاضلاب مشهد. این روال از ابتدا چنین نبوده و خط انتقال نیز دراختیار شرکت آب منطقه‌ای بوده است، اما برازنده، کارشناس روابط عمومی شرکت آب و فاضلاب، توضیح می‌دهد: از آنجا که خط انتقال هزینه بسیار زیادی دارد و از توان شرکت آب منطقه‌ای خارج بود، طی صورت جلسه ای، وزارت نیرو، کار را به شرکت آب و فاضلاب واگذار کرده و اکنون فقط سد در اختیار شرکت آب منطقه‌ای است و خط انتقال و ایستگاه‌های پمپاژ و تصفیه خانه در اختیار شرکت آب و فاضلاب قرا دارد.
خط انتقال آب سد دوستی شامل ۵ ایستگاه پمپاژ است که آب خام را به تصفیه خانه و پس از حدود ۱۷۰ کیلومتر به مشهد می‌رساند.
مخزن استادیومی
وارد ساختمان مرکز کنترل و بهره برداری می‌شویم. در سمت راست ساختمان این جمله حک شده است: «از ابر و باران به شما آب گوارا نوشاندیم» و چند دقیقه بعد به نظاره آب نمایی ایستاده ایم که بی نهایت زلال و شفاف است. این آب محصول نهایی تصفیه خانه آب شرب مشهد است که در محیطی کاملا ایزوله به اولین مخزن ذخیره آب شرب در سیدی می‌رسد. اما پیش از اینجا، باید به سراغ مخزن یک میلیون مترمکعبی در آن طرف جاده و روبه روی تصفیه خانه شماره ۳ برویم. آب سد، از ایستگاه پمپاژ شماره ۴ پمپ می‌شود و به این مخزن می‌رسد؛ مخزنی که در همان دقیقه‌ای که ما گِردش می‌چرخیم در قلمرو کمربندِ کم آبِ کره زمین، ۹۶۰ هزار مترمکعب آب را در ۱۳ متر عمقِ خود جا داده می‌دهد. آب از این مخزن به صورت ثقلی به سمت تصفیه خانه می‌رود و در آنجا، حوضچه مقسم، نخستین دریافت کننده این مایه حیات است. مهندسان به این حوضچه «لاله» می‌گویند؛ چون خروجی آب از آن، به شکل گل لاله است و ارتفاع آن همان عمل پمپ را انجام می‌دهد.
درحالی که به ما یادآوری می‌کنند با دریافت ۴۰ هزار مترمکعب دیگر آب، این مخزنِ استادیومی به نهایت ظرفیتش می‌رسد، برای دیدن آنچه در مرحله تصفیه می‌گذرد، به ساختمان تصفیه خانه می‌رویم.
در راه، حسام قربانیان، سرپرست مرکز کنترل و مانیتورینگ تصفیه خانه شماره ۳، موقعیت جغرافیایی این مخزن را تشریح می‌کند: نزدیک‌ترین روستا به اینجا تنگل شو است که ۳ کیلومتر پایین‌تر قرار دارد. در سمت چپ، نزدیک‌ترین کوه‌ها به ما، تپه سلام و روستای خارزار (از توابع بخش رضویه) و آب روان هستند.
سار‌ها در وسعت این آب، به پرواز درآمده اند و هیچ مانعی برای رهایی شان نمی‌بینند.
مهندس قربانیان با مدرک کارشناسی الکترونیک و ارشد شبکه‌های کامپیوتری، از سال ۸۸ یعنی از زمان نصب و اجرا با این پروژه همکاری می‌کند.
تصفیه خانه
از آنجا که سد دوستی تا مخزن سیدی که در آنجا آب را به شهر تحویل می‌دهند، حدود ۷۰۰ متر اختلاف ارتفاع دارد - ۴۰۰ متر ارتفاع سد از سطح دریاست و مخزن سیدی در ارتفاع ۱۱۰۰ متری است، یعنی حدود ۷۰۰ متر اختلاف ارتفاع دارند- حتما باید قبل از اینکه آب را تصفیه کنند، ایستگاه پمپاژ آب را پمپ کند. ۵ ایستگاه، آب را پمپ می‌کند و در نهایت آب به مخزن ذخیره یک میلیون مترمکعبی می‌رسد. این مخزن برای این درنظر گرفته شده که اگر برای سد، چه در ایستگاه‌های شماره ۳ و ۴ و چه در طول خط اتفاقی افتاد، تا یک هفته مشهد بدون هیچ مشکلی آبرسانی شود تا تعمیراتی که نیاز است انجام شود، با کیفیت باشد. تصفیه خانه در حال حاضر با سه چهارم ظرفیت یعنی ۴۵۰۰ لیتر بر ثانیه آب شرب را به مشهد می‌فرستد؛ این در حالی است که حداکثر ظرفیت اینجا ۶ هزار لیتر یا ۶ مترمکعب بر ثانیه است. مهندس حسین حقیقی، سرپرست تصفیه خانه، در این بازدید همراه ماست. او ضمن این توضیح که از سد تا ایستگاه پمپاژ و خط انتقال، همه کارکنان، هم و غمشان تحویل دادن آب سالم به مردم مشهد است، می‌گوید: در تصفیه خانه ۲۵ نفر در ۳ شیفت بیست و چهارساعته مشغول کار هستند و هیچ روزی نیست که خط انتقال و تصفیه خانه تعطیل شود. این تصفیه خانه از سال ۸۷ راه اندازی شده و در سال ۸۸ به فعالیت بیست و چهارساعته رسیده است که از همان زمان تاکنون، از کیفیت آن نارضایتی نداشته ایم.
وارد سالنی اتوبوسی می‌شویم که از پنجره‌های سرتاسری آن صافی‌های شنی دیده می‌شود. اما پیش از آن، از روی ماکت، موقعیتی را که ایستاده ایم نشانمان می‌دهند، سپس وارد محیط می‌شویم. برای رسیدن به حوضچه مقسم یا لاله، لازم است مهندس حقیقی، کلیدهایش را همراه داشته باشد تا قفل حفاظ راه پله‌هایی را که ما را به لاله می‌رسانند، باز کند.
در این قسمت به آب هوادهی می‌شود، به دلیل اینکه خواه ناخواه گاز‌هایی به آب وارد می‌شود. گاز‌هایی مثل h۲s خارج می‌شود و به آب هوادهی می‌شود. مهندس حقیقی یادآوری می‌کند: هرچه به آب اکسیژن اضافه کنید، فرایند تصفیه پذیری بهتر انجام و آب برای مصرف کننده گواراتر می‌شود.
به قسمت حوضچه‌های ازون زنی می‌رسیم. مهندس توضیح می‌دهد: در حال حاضر، این قسمت به دلیل اینکه آب کیفیت خوبی دارد، در مدار نیست، اما موقعی که آب فاقد کیفیت لازم باشد، ازون زنی هم وارد مدار می‌شود.
حوضچه مقسم یک گیت دارد که به ۴ قسمت تقسیم می‌شود و ظرفیت هر کدام ۱۵۰۰ لیتر بر ثانیه است. بعد از این قسمت در فرایند تصفیه آب، مواد شیمیایی به آب اضافه و بعد آب وارد حوضچه‌های پُولساتور می‌شود. ذرات معلق وقتی از سوپرپولساتور جدا شدند، وارد صافی‌های شنی می‌شوند که آخرین مرحله از حذف فیزیکی ذرات معلق است. از آنجا هم آب از آب نمای ورودی خارج می‌شود و در آخرین مرحله گندزدایی، کلر ثانویه را به آب اضافه می‌کنند تا فرایند تصفیه به طور کامل انجام شود.
به بخش آب نمای ایزوله تصفیه خانه که می‌رسیم، سرپرست تصفیه خانه می‌گوید: از مخزن ۲۰ هزار مترمکعبی ایستگاه شماره ۵ که بزرگ‌تر از مخازنِ ۴ ایستگاه دیگر است، تا مرحله‌ای که آب به دست مصرف کننده برسد، تمام مخازن ایزوله و سر بسته است و کسی نمی‌تواند به آب هیچ گونه آلودگی وارد کند.
حقیقی تأکید می‌کند: بعد از تصفیه آب، هیچ دخل و تصرفی در آن انجام نمی‌شود و همه مخازن قفل است و واحد نگهبانی دارد.
بهای برقِ آب شرب
نیروگاه شریعتی که در مسیر جاده مشهد سرخس و در سمت چپ جاده است، تأمین کننده برق ایستگاه‌ها و تصفیه خانه است. برق کل خط را به طور اختصاصی نیروگاه شریعتی تأمین می‌کند.
قبض برق مربوط به دوره اول دی ماه تا بهمن ماه ۱۳۹۷ را به دستمان می‌دهند. بهای پرداخت ۳۳۷ میلیون و ۱۲۸ هزار و ۴۰۰ تومان است. این مبلغ مربوط به برق مصرفی ۵ ایستگاه پمپاژ آب است و مهندس مرکز کنترل تأکید می‌کند اگر پرداخت نشود، بدون شک برق را قطع می‌کنند. مهندس قربانیان می‌گوید: فقط این ایستگاه حدود ۱۰ مگاوات برق مصرف می‌کند. به علاوه تصفیه خانه و ازون زنی نیز توان مصرف می‌کنند.
او بیان می‌کند: اگر مردم فقط به همین میزان مصرف برق توجه کنند، کمی در مصرف آب صرفه جویی خواهند کرد. واقعا اگر مردم بدانند چه خدماتی ارائه می‌شود، در مصرف آب صرفه جویی و شیر آب را کمتر باز می‌کنند.
آبِ ارزان
قربانیان با دلسوزی می‌گوید: هزینه استحصال و انتقال آب در هر مترمکعب بیش از ۱۲۰۰ تومان است، اما از هر مشترک به ازای هر مترمکعب ۵۵۰ تومان دریافت می‌شود.
او اضافه می‌کند: با همه این مراحلی که شما به صورت میدانی مشاهده کردید، آب در ایران خیلی ارزان است. هر مترمکعب هزار لیتر است. در حالی که برای بنزین به ازای هر لیتر، هزار تومان می‌دهید، ما هزار لیتر را به ۵۵۰ تومان می‌دهیم. حتی برای نوشابه که مضرترین نوشیدنی است، بیشتر پول می‌دهید.  

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.