این روز و شبها شنیدن صدای سوزناک نوحه که در شهر موج میزند و به گوش جان ما مینشیند، پرندهی خیال را به ۱۳۸۷ سال پیش، یعنی عاشورای ۶۱ هجری، و دشت نینوا میبرد.
هر غروب از شبهای ماه محرم، دیدن شمعهایی که کنار طاق آجری مسجد روشن میشوند در دل عزاداران آتشی روشن میکند که همهی تاریکیهای تاریخ را کنار میزند.
انگار همهی دلاوران، نفربهنفر عاشقان و سپاه خوبان حسین(ع) را میتوانی ببینی که برای مبارزه با لشکر بدی و سیاهی یزید، به میدان میروند و برای زنده ماندن دین اسلام، شجاعانه چون شیر میجنگند و با افتخار به شهادت میرسند.
شمعهای «شام غریبان» سوسو میزنند و آنقدر به آسمان نور میتابانند که فرشتهها هم برای مراسم عزای امام حسین(ع)، خود را به زمین میرسانند.
انگار در شهادت امام حسین(ع) زمین و زمان گریه میکنند و به تنهایی زینب و بازماندگان عاشورا فکر میکنند. همه به یاد اسرای کربلا در تاریکیهای شب تنها مینشینند و به یاد اهل بیت پیغمبر(ص) اشک میریزند.
به این دلیل به غروب روز عاشورا شام غریبان میگویند که یکی از معانی واژهی «غریب» دور افتاده از وطن است و گاهی برای کسی نیز که بی یار و یاور مانده است از آن استفاده میکنند.
«شام غریبان» نیز به معنای شب مردم غریب و دورافتاده از یار و دیار آمده است.
سپاه دشمن غروب عاشورا که همه سپاه امامحسین(ع) را به شهادت رسانده بودند، بیرحمانه امامسجاد(ع)، حضرت زینب(س) و سایر زنان و کودکان را از خیمهها بیرون کردند و به اسارت بردند و خیمهها را آتش زدند.
امروز هم سالروز شهادت امام سجاد(ع) است و دلمان در این سوگ بزرگ غمگین. امام سجاد(ع) که در زمان قیام عاشورا در بستر بیماری بودند در زمان اسارت به دست یزیدیان تنها مرد پشتیبان و همراه حضرت زینب(س) و کودکان اسیر بود.